
احمد سعیدی
افغانستان: گذشته، حال و آینده
· چرا در قطار عقب مانده ترین کشور ها حساب می شویم ؟
· چگونه و چرا در طول تاریخ به تهدید ، تهاجم و تجاوز خارجی مواجه گشته ايم ؟
· عوامل، ثبات ، امنیت ، قدرت، استقلال و ترقی افغانستان کدام ها اند ؟
· بیطرفی ، عدم انسلاک یا وابستگی متقابل و انکشاف؟
اینها و چندین سوال دیگر ذهن های اندیشمندان و تحلیل گران اوضاع سیاسی افغانستان را به گونه آزار دهنده ، پرتناقض و مشاجره انگیز مشغول داشته اند.
با نظر گذرا بر تاریخ گذشته کشور بدین نتیجه می رسیم که وطن ما در محدوده جفرافیای دیروزی و امروزی ، معروض تجاوز ها و تهاجم ها از شرق ،غرب، شمال و جنوب بوده است. صاحب نظران علت العلل اینهمه را موقعیت جیوپولتیک و جیواستراتیژیک کشور ما دانسته اند. این خصوصیت چیزی است که دولت های افغانستان هرگز به اهمیت آن پی نبرده و ازین نعمت طعبیی بهره برداری لازم نکرده اند. در عوض ما سیاست های دنباله رو،منفعل ، غیرواقعی ، سلیقه یی و من در آوردی داشته ایم .
افغانستان محاط به خشکه ، دارای کمترین عاید ملی ، سطح نازل سواد وزارعت، فاقد زیر بنا های اقتصادی ، مادی و تخنیکی و آسیب پذیر از لحاظ سیاسی ، میراث زمانه های قدیم است .
انگیزه حملات از اسکندر مقدونی تا مهاجمان معاصر در ظاهرهر چه بوده ، در واقعیت امر چپاول اقتصادی، راه یابی به کشور های سومی ، دسترسی به تاراج تمدن های دیگران ، تقسیم حوزه نفوذ و سنگین ساختن پله طرفدار درعرصه منطقه و جهان میباشد . اهمیت جیوپولتیک کشور ما در همین هاست . اما مهاجمان برای توجیه و پوشش مقاصد شان از ترفند های غافل کننده و خواب آور استفاده برده اند . در نتیجه کشور ضعیف ما ، ضعیف تر گردیده و بار ها تا سرحد فروباشی لغزیده است.
التبه ماهیت تجاوزات از هم فرق میکنند . مهاجمان قبل از قشون سرخ اتحاد شوروی ، خود ، با سپاه و تخنیک وارد میشدند و کشور را اشغال میکردند . در حمله اتحاد شوروی ما شاهد قدرت داخلی طرفدار اشغالگر بودیم . پس از حمله شوروی، شاهد انقسام اجتماعی در افغانستان شدیم . بدبختی جدیدیکه مردم را به طرفداران و مخالفان اشغالگران تقسیم کرد. در تجاوزات بعدی نیز همین ابزار که برای مهاجمان ارزان و برای افغانستان کشنده و مهلک بود ، بکار برده شده است.
در هر حال پی آمد این سلسله تجاوز ها در افغانستان یکی است، عقب مانده گی مدهش ، بی ثباتی ، عدم امنیت و استقرار . جامعه در هر تجاوز در برابر یک عمل انجام شده قرار گرفته و ناگزیر برای مدت های طولانی مصروف تدارک مقاومت ملی برای اخراج نیروی مهاجم بوده است.
فقط با هر تجاوز جدید ، این رویکرد از سرگرفته شده است. متاسفانه دولتمردان افغانستان نتوانسته اند ، از اهمیت موقعیت جیوپولتیکی کشور آگاه شوند و متناسب با واقعیت همان زمان تدبیر برخورد با فورمول بده و بستان را آزمایش کنند.
البته کشور های مشابه به افغانستان در منطقه و جهان وجود دارند که در زمانه های مختلف با بکار گیری درست سیاست واقع بنیانه وابستگی متقابل به مدارج بلندتر ترقی و سعادت رسیده اند.
به شهادت تاریخ ما با 16 تجاوز وسیع و 200 جنگ بشمول برخی از جنگ های داخلی مواجه بوده ایم. حاصل اینهمه جنگ ها وتجاوز ها بر کشور ما چیست ؟
1- بی ثباتی
2- عدم امنیت داخلی و خارجی
3- نفاق ملی و پراگندگی اجتماعی
4- عقب ماندگی اقتصادی
در طول تاریخ ما مصروف دفاع و دفع تجاوز بوده ایم . در حالیکه یک کشور برای تضمین بقای خویش به شگوفایی اقتصادی ، ترقی اجتماعی و ساختمان جامعه متمدن دارای فرهنگ پیشرفته ، نیاز جدی دارد.
مقدرات ، تدبیر و اندیشهء دولتمردان حاکم بر کشور ، فقط دفاع و جنگ را از فهرست همه عوامل انکشاف و ترقی تجویز کرده است ، که حاصل آن بدنخت ترین کشور ، عقب مانده ترین، بیچاره ترین ، ضغیف ترین ، مستهلک ترین و آسیب پذیر ترین کشور و مردمان را به ارث برده ایم.
پس راه بیرون رفت ازین حالت کدام هاست ؟
قبل از آن لازم به تذکر می دانم که اهمیت جیوپولتیک افغانستان همچنان باقی است. با آهنگ و روالی که ادامه دارد ، به اندازه سرمویی شک ندارم که بار دیگر محمل تجاوز آشکار یا پنهان همسایه یا غیر همسایه قرار خواهیم گرفت و هر چند باری این عملیه تکرار خواهد شد . تغییرات سیاسی در اطراف افغانستان ، اوضاع اقتصادی منطقه و شکل گیری قدرت های اقتصادی منطقوی ، بازار و ذخایر نفت ، بر اهمیت جیوپولتیک منطقه و افغانستان که بدون شک دگرگونی هایی را در قبال خواهد داشت ، به این نتیجه گیری نیرو می بخشد .
راه بیرون رفت از نظر نگارنده سه نکته اساسی است . البته باید تصریح کنم که این نکته ها نهایی نبوده ، بلکه در یک گفتمان عمومی میتواند غنا بخشیده شوند . این نکته ها کدام ها اند .
نکته اول : انعقاد پیمان ستراتیژیک دراز مدت به شمول عهد نامه های نظامی در موارد معین با قدرت های بزرگ جهان . بطور مثال امکان عملی چنین پیمان با ایالات متحده امریکا.
زمینه های عینی وجود دارد که افغانستان و امریکا میتوانند با داشتن معاهده دوستی ، همکاری مادی ، تخنیکی و نظامی برای مدت های طولانی ، منافع متقابل را از طریق وابستگی متقابل بر آورده سازند. ضرور است تا توانایی های افغانستان در عرصه جیوپولتیک و همکاری با ایالات متحده امریکا در نقاط مختلف جهان ، معین و شناسایی شود . در عوض مطالبات کشور از همکاری های امریکا مطالبه گردد.
در صورتیکه ایالات متحده امریکا حاضر به انعقاد چنین معاهده ای نشود ، مراجع دیگر مانند پیمان ناتو ، اتحادیه اروپا و حتی قدرت های منطقه را بر این امر دعوت باید کرد.
واضع است که هیچ کشوری و هیچ قدرتی نمیتواند نقش "دایه های مهربان تر از مادر" را برای افغانستان بازی کند. اما منافع متقابل و تحریک علاقه مندی های معین کار انعقاد پیمان را سهل میسازد.
درینصورت تازمانیکه افغانستان ثبات نسبی را تامین کند، امنیت داخلی و خارجی را بوجود آورد ، اردوی ملی را اکمال نماید و تاسیسات مادی ، تخنیکی انکشاف اقتصادی را پی ریزی نماید، دغدغه تجاوز بر آب و خاک کشور وجود نمیداشته باشد . امنیت