همايون بهاء

 

سخنی چند پيرامون قضيهً جنرال دوستم و اقدام وزير اطلاعات و فرهنگ

 

رويداد جاری درکشور ما افغانستان ، گواه براين امر است که اوضاع وخيم و بحران زای موجود رو به وخيم تر شدن است. دراين راستا از يکسو دست های ناپاک توطئه گران فاشيست قبيله و قبيله سالاران که دو دسته و با سماجت به قدرت چسپيده و هرگز تحمل ، فرهنگ و شهامت را آنرا ندارند که حتی يک لحظه هم مليت های با فرهنگ ديگر کشور نيز قدرت سياسی  و دولتی  و رهبری جامعه را بدست گيرند و قبيله که خصلت مجموعی برجسته ی آن تکبر ، خود بزرگ بينی ، جنگ ، خونريزی ، کينه ، انتقام و توطئه و دسيسه و در عين حال کرنش و مداهنه و تسليم طلبی  بخاطر کسب و حفظ قدرت است ، در برافروختن آتش نفاق و خانه جنگی و کشتار بی گناهان و اخلال امنيت از داخل دخيل است و از سوی ديگر دشمنان خارجی بخاطر حصول و نگهداست منافع ازمندانه ی شان با استفاده از خصلت کرنش گرانه و تسليم طلبانه ی قبايلی ها و مهارت شان در جاسوسی و توطئه و دسيسه در برابر ساير مليت های ساکن در کشور ، در تشنج اوضاع به نفع خود فعاليت دارند و به تحريکات و سبوتاژ و خرابی بيشتر اوضاع در تلاش اند.

آقای حامد کرزی رئيس جمهور که خود زاده و پرورده ی قبيله با تمام خصايل و امراض آن است با تيم  فاشيست قبيله گرای خود در حالی که دم از دموکراسی و شايسته سالاری می زند ، قبيله را می ستايد و در دفاع از منافع قبيله ماهرانه در فعاليت است. چنانکه واضح است تقريبا کليه اعضای کابينه را افراد وابسته و منسوب به قبايل تشکيل داده و همه مقامات و صلاحيت های کليدی دولت را بدست عناصر فاشيست مشرب قبيله سپرده است و اين عناصر برعلاوه ی فساد اداری و رشوه و اختلاس و غارت دارايی مردم ، در توطئه عليه شخصيت های غير قبايلی در کوشش و تلاش  اند.

ازجمله ی اين هناصر قبيله سالار متعصب که همواره از موضع قدرت حرف می زند و زور گويی و قلندری را پيشه ساخته است ، يکی عبدالجار ثابت ، دادستان کل افغانستان است. قرار معلوم اين آقای زور گو ، عضو باند جنايتکار اسلامی گلبدين است که با شليک نمودن بيش از شصت هزار راکت شهر کابل را به ويرانه مبدل و دهها هزار نفر اعم از کودک وبرنا ، پير ، زن و مرد بيگناه را از زندگی  ساقط و معلول و معيوب ساخت. گلبدين و باند ضد بشری او اکنون در ليست سياه قصر سفيد ، پنتاگون و ناتو و ملل متحد شامل گرديده است.

آقای عبدالجار ثابت با تبختر ، تعصب و تبعيض نژادی ،  قضيه ی برخورد جنرال دوستم با اکبربای را پيراهن عثمان ساخته و می خواهد از اين طريق لطمه يی برحيثيت جنرال دوستم و جبهه ی متحد ملی زند.

درحالی که اکبربای چندی قبل در امريکا به قاچاق مواد مخدر توسط پوليس دستگير و زندانی شده بود و با اين عمل شرم آور خود به حيثيت تمام مردم افغانستان لطمه ی شديد وارد آورد ، اکنون ميخواهد با ايجاد اختلاف ميان دو مليت شرافتمند ازبيک و ترکمن به نفع تبار قبيله يی خود از آب گل آلود ماهی بگيرد ، مورد حمايت و پشتيبانی خاص آقای دادستان قرار گرفته است.

برخورد جنرال دوستم با اکبربای يک مسئله کوچک بين دونفر است که به سادگی می تواند حل شود و آنقدر قابل تعقيب جدی نيست. چيزيکه مهم است اينست که چرا اکبر بای درقضيه ی قاچاق خود که پای حيثيت عموم مردم افغانستان درميان است توسط دادستان صاحب مورد تعقيب عدلی و قضايی قرار نگرفته است؟ درواقع دراين قضيه پای هم تباری در ميان است.

همچنان اقای خرم وزيراطلاعات و فرهنگ که نه از تاريخ ميهن مان اطلاعی دارد و نه از فرهنگ بهره يی ، کارمندان وزارت اطلاعات و فرهنگ را بخاطر به کاربردن واژه های دانشگاه ، دانشکده و شهرداری از وظيفه برکنار و کسر معاش ميکند ، توهين بزرگی به زبان فارسی بحيث بزرگترين و مهمترين دست آورد فرهنگی خلق افغانستان در طول تاريخ پنجهزار ساله ی آن است و خاستگاه و مهد نخستين پرورش آن جای ديگری جز بلخ باستان مرکز آريانای کهن نيست و بحيث يکی مقدسات مردم افغانستان ، ايران و تاجيکستان بشمار می آيد روا داشته و کليه فارسی زبانان منطقه را به باد تمسخر گرفته است. ولی آقای ثابت هرگز از قدرت و صلاحيت کم نظيرش در برابر اين خيانت ملی وزير اطلاعات و فرهنگ کار نميگيرد و همچنان ساکت و ثابت دريک نقطه باقی می ماند.

دراين قضيه ی مهم علت ديگری جز هم تباری و عضويت در باند اسلامی گلبدين چيز ديگری نخواهد بود.

از کجا معلوم که قاچاق مواد مخدر اکبربای در امريکا ارتباطی با گلبدين که بزرگترين سردمدار توليد و تجارت غيرقانونی ترياک و مشتقات آن در سرتاسر منطقه و جهان شناخته شده ، نداشته است؟

وجدان آقای ثابت که در ضديت با جنرال دوستم از خواب افيونی خود بيدار می شود،مسئولان واقعی حادثه ی غم انگيز بغلان و کشتار بی رحمانه ی مصطفی کاظمی و همراهانش و تعدادی بيگناهان ديگر ازقبيل  شاگردان مکاتب و مردم مظلوم و بيچاره ی بغلان می ميرد و مسخ ميشود. چونکه مساله ی همتباری جلو چشم آقای عبدالجار خان ثابت دادستان کل يا به زبان قبيله لوی حارنوال افغانستان را گرفته است.

ناگفته نبايد گذاشت که آقای ثابت بنا بر تغصب فبيلوی که در نهاد خود دارند پای آقای لطيف پدرام را نيز در  فضيه برخورد اکبربای قاچاقبر با جنرال عبدالرشيد دوسم کشانيده و او را متهم و خلاف موازين حقوقی و ارزشهای آزادی انسان ممنوع الخروج اعلان داشته اند. زيرا لطيف پدرام که در نوشتن کتابش بزرگترين جايره ی را در فرانسه نصيب شده است ، کانديدای رياست جمهوری افغانستان در انتحابات آينده است و آقای ثابت ازاين ناحيه در ترس و هراس افتاده اند تا مبادا آفای پدرام در انتحابات آينده پيروز شود و حاکميت فاشيزم قبيله از دست قیايلی های شئونيست بدر رود

 

 


بالا
 
بازگشت