


نوشته دو كتور كاروان
محاكمه جنا يتكاران
قسمت چهارم
بخش دوم
پس از ختم تعطيل يكروزه محاكمه اقاي خليلي دو باره شروع شده و رئيس مجلس به شاهد دومي اشاره نمود كه به تربيون محكمه حاضر شده و چشمديد هاي خود را بيان دارد.
شاهد كه جوان بين ۲۲تا ۲۳ ساله بنظر رسيده و متا سفانه نسبت فقر و بدبختي كه ميراث ظلم و تعدي و بيغوري رژيمهاي گذشته بود چانس شمول به مكتب را نيافته و از طفوليت منحيث ممد اقتصادي فاميل مجبور به دستفروشي گرديده بود پس از معرفي خودخا طرات خويشرا چنين بيان داشت
بنده روزي از روزها پس از اينكه يكمقدار از محتويات تبنگ خويشرا كه سگرت و شريني وامثال ان بود بفروش رسانيدم خواستم به كا رته ۴ نزد يكتن از دو ستانم كه مريض بود براي احوال پر سي بروم
در نزديكي هاي پو هنتون پو سته حزب وحدت بنده را توقيف نموده و بداخل يك حو يلي برد ٫ سپس ساعتها مرا در يك اطاق تا ريك و نمناك نشانده حوالي شام بود كه دو نفر امده مرا با دو و دشنام و توهين و تحقير به سالون بزرگي رهنمائي كرده و در انجا بنام اينكه عضو حزب اتحاد سلامي هستم تا توا نستند لت و كوب نموده وهر يك نيز كه داخل سالون ميگرديد بدون سوال و جواب با مشت و لگد بنده را زده تا اينكه دو دندانم شكسته واز هوش رفتم ٫ نيمه هاي شب خود را در همان اطاق تنگ و تا ريك يافته در حا ليكه تمام وجودم به شدت درد نموده سرا پايم خو نين و تشنگي مرا رنج ميداد دوباره به حالت اغما افتيده نيمه خواب و نيمه بيدار در همان جا بسر بردم ٫ صبح ساعت هفت ٫ همان دو نفر اولي مرا به سالون هدايت نموده و اينبا ر شخص تنو مند كه فكر مي شد رهبري اين گروپ را بدوش داشت به من نزديك شده و گفت تو از كجا هستي
گفتم از پايان چوك
شخص به قهر امده با سيلي محكم برويم حواله نمود گفت حرامي .چطور وچنان . .. ادرس خا نيت پر سان نكدم ٫ از كدام منطقه هستي
گفتم منطقه اش نمي فامم خو از همي اول خانه ما ده پا يان چوك بود
مرد دو باره سوال كد اوغان هستي٫ مه گفتم هر كس از اوغانستان اس اوغان اس ٫ درين اثنا شخصي اولي كه مرا به اين اطاق اورده بود با چوب كلان كه در دست داشت بسيار ماكم به تخته پشتم زده گفت ٫ اي ......رزيل كتي ما سات خوده تير ميكنه ٫ميخواست با ز مره بزنه كه دونفر دگه مانع شدند
مرد چاق دو باره سوال كرد ده خانه كتي ننيت و بابيت فارسي گپ ميزني يا پشتو
مه جواب دادم فارسي ٫ پشتو ره ياد ندارم
مرد اولي سوال كرد سياف ميشناسي
گفتم نامش شنيديم اما خودش تا حال نديدم
يكي از حضار ـ خدا نشان نته
صداي خنده هاي حضار
مرد ديگري كه ده اطاق بود سوال كرد
هرروز تو ودگه هايت خو ريشش مبارك گفته ماچ ميكنين
يكي از حضار ـ اوش كني او كه ده ريشش بسيار اشپش اس مريضي هماي لكه دار ميگيريت
صداي خنده هاي شد يد حضار
رئيس مجلس ـ لطفاءجريان محكمه را با تبصره هاي خا رج از نزاكت مختل نسازيد٫ سپس رو به شاهد نموده و گفت شما ميتوانيد دوام بد هيد
شاهد دو با ره رشته سخن را بدست گرفته و چنين دوام داد ٫ بعدازينكه گفتم سياف را نميشناسم ٫ شخصي ديگه صداكد بابا بكشينش اينها كلش از نفر هاي سياف و ضد هزاره ها اس ٫ سپس كتي چوب سر مه حمله كد اما شخصي كه رهبر گروپ بود گفت نه اي بيچاره ره بسيار لت كدن بس اش اس حالي يك ذره گوشت بتينيش كه بره كتي فاميل خود بخوره ٫ سپس يك جوال خورد ره به دستم داد و گفت ده خانه كه رسيدي اوره واز كني
بنده همينكه به خا نه رسيده و جوال را باز نمودم ٫ سينه ها ودستهاي بريده يك زن را دران ديده ٫ استفراغ نموده بيهوش شدم.
با اظهارات اين شا هد چيغ و داد و فر ياد و فغان از هر يك از تما شاه چيان بلند شده و تعداد زيادي به حالت تهوع و استفراغ دچار گرديده مجبوراء سالون داد گاه را ترك نمودند٫اين اتموسفير اشفته و درد ناك واين فضاي غم انگيز كه ما جرا هاي درد انگيز و قصه هاي باور نكردني از رنجهاي بيگران ملت بد بخت وستم كشيده بود ديگر مجال سوال و جواب براي هيت قضا يي نگذا شته و تما شاه چيان هم با سمع چنين ما جرا هاي نفرت انگيز كه بد ستهاي نا پاك انسانء بر همنو عش ٫ برادرش و همو طنش روا گشته بود ديگر قدرت اينرا نداشتند كه باز هم در سالون محكمه حضور داشته و سامع اين ما جرا هاي خو نين كه حتي حيوا نات از ان شرم دارند با شند .
رهيس مجلس كه ميد يد ادا مه اين سوال و جواب در فضاي مختنق و اين اتمو سفير درد ناك و غم انگيز ديگر محال است لهذا ختم داده گاه رابازهم برا ي امروز و تعقيب انرا براي فردا مو كول نمود
فردا با شروع جر يان محكمه ٫رهيس مجلس رو به اقاي خليلي نموده اظهار داشت ٫ شما ميتوانيد در مورد اتهامات وارده از خود دفاع نما هيد
خليلي ــ هما نطوريكه قبلاء اظهار داشتم حزب وحدت در مو قف دفا عي قرار داشته و ما مجبور بوديم براي زنده ما ندن و دفاع از گزند حزب اتحاد اسلامي به رهبري اقاي سياف كه به خون ما تشنه بود كمال دقت و نهايت هو شياري را بخرچ داده و هر كسيكه به پو ستهاي ما نزديك ميشد از هدف و مرام وي بد رستي اگاهي يابيم ٫ امكان اين هم است كه بصور ت فوق العاده استثناهي موجود بيگناهي مورد سو ظن قرار گرفته ساعتي يا بعضاء نيمه روزي با ما بوده و مورد استننطاق وسوال وجواب قرار گفته و بعداء با معذرت خواهي رخصت گرديده باشد ٫ اما بقيه حكا يات شا هد محترم كا ملاء فا نتيزي و دروغ بوده به هيچو جه قرين به حقيقت نيست
يكي از تماشاچيان ــ چطور حقيقت نيست ٫ شما بچه كا كاي بيچاره مره هم گير كده بودين اقه لت و كوبش كدين كه سرش كفيده و سه دندانش شكسته بود ٫ بيچاره پيسه ام نداره كه دندانهاي خوده جور كنه ٫ تا حال كله گي كپي بي دندان ميگنش
يكي ديگر از تما شاه چيان صدا زد ٫ بچه كا كايت سيافء ميشناخت
تماشاه چي اولي ـ سياف شنا ختن گناه اس
بلي بلي جرم كلان اس از نظر خليلي صاحب
قبل ازانكه اقاي سارنوال دو باره به سوال و جواب شروع نمايد ٫ يكي از حضار كه بنظر ميرسيد شخص اگاه و تحصيل يافته است از دادگاه در مورد ازجازه خواسته و چنين به سخن اغاز نمود .
اقاي محترم خليلي٫ به هيچكس اين حقيقت پو شيده نيست كه حزب وحدت با حزب اتحاد اسلامي مصروف جنگ و جدالهاي خو نين ء بوده و تعداد زياد از هر دو طرف به شكل فوق العاده بيرحما نه و خا رج از تو صيف به قتل رسيدند ٫ اما با يد خد متتان عرض نمايم كه قر با نيان اين جدال خونين نه تنها اعضاي اين دو حزب بو دند بلكه تعداد زيادء از بيگناهان نيز قر باني اين جنايات و اين خون اشامي ها گرديدند ٫ قرار حكا يات از چشمد يد هاي مردم تعداد زياد از همو طنان محترم همينكه بدست اعضاي حزب وحدت دستگير ميگرديدند ٫ مجبور به كار هاي شاقه از قبيل كندن سرك براي در يافت كيبل و امثال ان گرديده پس از ۱۰ الي ۱۲ ساعت كار فوق العاده شاقه كه اسير بد بخت ديگر قدرت كار بيشترء را نداشت به قتل رسيده و در نقطه زير خاك ميگر ديند ٫ تماشاه چي محترم در حاليكه بغض راه گلويش را مسدود نموده وديگر نميتوانست به اساني صحبت نمايد با صداي فوق العاده بلند كه بيشتر شبيه نا له و فر ياد بود گفت ٫ ايا اينها همه افسانه است يا شرح جنايات ٫جنايات كه تلختر از تلخترين افسانه هاي تلخ روز گار است ٫ بنده به صراحت ميگويم كه اين جنايتكاران كه نه تنها در وجود خليلي خلاصه ميشود با يد به شديد ترين وجه مجازات شوند
يكي از حضار بلند شده و خيلي عا ميانه صدازد
راس ميگه او قاضي صاحب تنها خليلي خو اي كا رهاره نكده ٫ كجا اس اكبري و محقق و امثال ايشان كل ازي ها بايد ده دار كشيده شوند
يكي از حضار كه معلوم ميشد از طرفداران حزب وحدت است٫ صدا كرد
سياف ام از ريشش اويزان كنين كه كل فساد ده پاي ازاواس ٫ مه قسم ميخورم كه او گفته بود هزار ها ر ه هرجاي كه ديدن پوست كنين
صداي خنده هاي حضار
يكي ديگر از تما شاه چيان ـ تا حال هيچكسي به چنين جزا محكوم نشده يعني مرگ با اويزان نمودن از ريش٫ شايد محمكه دولت افغانستان اولين قدرت باشد كه به چنين ابتكار دست بزند
صداي خنده هاي شد يد حضار
رهيس مجلس ـ از حضار محترم خواهش ميگردد كه ازتحقير و توهين و تبصره هاي خا رج از نزاكت خود داري نموده قضاوت و تعين نوع جزا را براي متهمين به هيت قضايي بگذاريد
اين جمله اخير رهيس مجلس كه معلوم نشد جدي و يا بصورت طنز گفته شده بود سبب خند هاي شديد حضار و حتي هيت قضايي گرديد.
بعداز اينكه فضاي محكمه ارامش دو باره خود را يافت ٫ رهيس مجلس به اقاي خليلي اظهار داشت كه اگر گفتني داشه باشد محكمه حاضر به سمع ان است .
خليلي ـ دروغگوهي و ياوه گوهي و هذ يان تا كجا ٫ گاهي ما به بريدن سينه هاي زنان و مجبور ساختن ايشان به رقص بر هنه محكوم ميگرديم ٫گاهي هم به اسير گرفتن مردم و مجبور ساختن ايشان به كندن سرك و بدست اوردن كيبل هاي برق وامثال ان ٫ ما كيبل را چه ميكرديم ٫ كبيل چه بدرد ما ميخورد ٫ هنوز سخنان اقاي خليلي به پا هين نرسيده بود كه يكي از تما شاه چيان صدازد
اگه شما كيبل هاره نه كندن چرا تا امروز ده كابل برق نيس ٫خي كي كنده غير از شما خو كسي ديگي ده او منطقه قدرت نداشت و اي كاره نكده
دوم ـ كيبل چه ميكدي ٫ ميبردين و ده پشاور ميفروختين ٫اگه ميگي امو دوكان ءكه كيبل هاره ازشما ميخريد
نشا نت بتم
يكي ديگر ازتما شاه چيان كه معلوم ميشد شخص بي بند و بار است بدون انكه متو جه باشد در سالون محكمه نشسته و اندكي مو دبانه صحبت نمايد صدا زد راس ميگه او كيبل دز ٫ كيبل هاره خو ميفروختي
با استماع اين جمله ٫ سرا پاي خليلي را خشم و غصب فرا گرفته در حاليكه صدايش از شدت قهر و غضب ميلرزيد فر ياد زد رئيس صاحب مجلس نميدانم اينجا محكمه است يا كو چه و با زار ٫ چرا چنين اشخاص محروم از نزاكت واداب معاشرت بايد درينجا حضور داشته باشند
.رهيس مجلس با شنيدن چنين اتهام در منتهاي بي ادبي ٫و فرياد اعتراض اميز اقاي خليلي رو به حضار نموده گفت .. حضار محترم ما درينجا براي بررسي جنايات جنگي متهمين جمع شده و هدف ما اجراي عدالت است
دادگاه به هيچو جه تحقير و تو هين را به هيچ فردي كه درين جا حا ضر است تحمل نتوا نسته واز اقاي محترميكه با فرا موشي تما مي اداب معا شرت و نزاكتهاي قبول شده و عدم تو جه به نظم داد گاه جمله كيبل دزد را ادا نموده ٫ خواهش ميگردد كه بزودي سا لون محكمه را ترك بگو يد ٫ بااين گفتار رهيس مجلس ٫ سالون محكمه در خا موشي و سكوت مطلق فرو رفته و كسي جرات نداشت سخني بگو يد ٫ رهيس مجلس كه خشم و غضب از سميايش هو يدا بوده و جمله كيبل دزد را تو هين به داد گاه ميدا نست ٫ براي با دوم
گفته خويشرا تكرار نمود ٫ اينبار شخصي از ميان تما شاه چيان بر خا سته با اجازه داد گاه گفت ..
جناب محترم رهيس صاحب مجلس و هيت محترم قضا يي ــ متا سفانه شخصي كه با فرا موشي تما مي
نزا كتهاي قبول شده چنين جمله را به زبان اورده٫ بخاطر بينظمي كه لحظهء برد اد گاه مستولي بود نميتوان وي رابدر ستي تشخيص داد و همچنان نميتوان جمعء ديگري را بخاطر گناه نا كرده محكوم نمود ٫ پس اميدوارم از گناه ان بد بخت گذ شته و اجازه بد هيد كه داد گاه جريان خود را دوام بد هد
رهيس مجلس ــ با اشاره سر به خواسته اين تما شاه چي محترم جواب مثبت داده و به اقاي خليلي اجازه داد تا به دفاع خويش دوام بد هد
خليلي ـ بلي محترم قاصي صا حب و هيت محترم داد گاه ٫ اين ها همه و همه چر نديات وواهيات و دروغهاي است شرم اور ٫ ساخته و با خته دشمنان ما و به هيچوجه حقيقت ندارد ٫ ما نه احتياج به كندن كيبل داشتيم و نه راضي به كشتن كسي ٫ خصوصاء بيگناهان ٫ ما از زحمت خويش زنده گي نموده احتياج به دزدي كيبل و فروش ان به پا كستان نداشتيم
سارنوال ـ براي ثبوت حقيقت ما مجبور هستيم با ز شاهد را در مو ضوع حاضر نموده تا چشمديد هاي خويشرا بيان دارد
يكي از تما شاه چيان كه از طو لاني بو دن محكمه و شهادت شا هدين به تنگ امده بود صدا زد
بس اس اقه شاهد زود فيصله تان بكنين كه ما نتيجه اش ميخواهيم .
يكي ديگر از حا ضرين ــ نتيجه اش معلوم اس ٫ سر بد ده بلاي بد
رهيس مجلس ـ لطفاء از تبصره در مورد خود داري نموده و سپس اظهار داشت ٫ در مورد اگر شاهد باشد
محكمه به با كمال ميل حاضر است شهادت ايشا نرا بشنود .
شاهد با حاضر شدن در تر بيون محمكه خود را چنين معرفي نمود
زلمي متعلم مكتب و مسكو نه قلعه فتح الله خان كا بل ٫بنده پس از سقوط حكو مت كمو نيستي زمانيكه جنگهاي شد يد بين احزاب اسلامي مخصو صاء دو حزب اتحاد اسلامي وو حدت جريان داشت ٫ خواستم روزي با پسر ما مايم نصر الله به كارته سه به ديدن دوستمان برويم در راه پوسته حزب وحدت هر دو ي ما را دستگير نموده ومجبور به كندن سرك براي در يافت كيبل نمود ه و لي وعده داد كه بعد از دو ساعت كار ما را رها ميسازد ٫ بنده از هدف ايشان بكلي مطلع بوده و در مورد قصه هاي زيادي هم شنيده بودم٫ اما چون با لاي سرم شخصي با ما شيندار ايستاده بود
نميتوا نستم مخا لفت نمايم ٫ يكساعت بعد شخصي مسلح با ما شيندار صدا زده شده و شخصي ديگري
كه سلاح نداشت به موا ظبت ما گما شته شد ٫ بنده كه قبلاء كارا ته را امو خته بودم توا نستم خود را به اساني نجات داده و فرار نمايم ٫ اما ان بد بخت بيچاره كه نه تنها امو زش كا را ته نداشت بلكه مريض هم بود بدست ان ظا لمان خدا نا شناس اسير گر ديده و بعد مرده وي را كه در اثر لت و كوب كشته شده بود
در حوالي كا رته سه پيدا گرديده و شخصي به پدرش خبر داد
رهيس مجلس ـاقاي خليلي شما در مورد چه دفا عيه داريد٫ پيش ازا نكه اقاي خليلي جواب بد هد ٫ شخصي از صف اخير صدا زد
بلا ميخا ستي كا رت سه چه ميكدي ٫ خو ده قراه ده خا نيت ميشيشتي ٫نمي فا ميدي كه اونجه ادم ه خور ها استن
صدا خنده هاي حضار
يكي ديگر از تما شاه چيان ــ بازم افرينت كه كاراته ره ياد داشتي اگه ني تو ام پالوي بچه ما ما يت ميرفتي
رهيس مجلس ـ لطفاء به اقاي خليلي فر صت بد هيد تا در مورد از خويش دفاع نمايد
خليلي ـ هما نطو ريكه گفتم اينها همه دروغ حيله و فريب و تو طهه دشمنان ما بوده و به شما اطمينان ميدهم كه هيچگاه و هيچ ز ما ني دست ما به خون بيگنا هي الوده نشده
يكي از حضار ـ اه با با غير از چند هزارنفره كه زنده پوست كدين و يك چند هزار دگه ره ده فرقش ميخ
كو فتين ٫ كه اوقه مهم نيست ٫ديگه خو كس از شما شكايت ندارد
يكي ديگر از تما شاه چيان او بيادر فكرت بگي ٫ خبر كه نداري دروغ چرا ميگي ٫ ميخ كو بيدن كار نفر هاي سياف بود
يكي ديگر از حضار ـاقاي محترم راست ميگو يد ٫ زيرا ميخ كو بيدن رشته تخصصي سياف صاحب و پيروانش بوده و درين فن مهارت بسزا ء داشتند٫افراد حزب وحدت زياده تر در فن زنده حريق ساختن از كفايت عالي بر خور دار بودند
شخص اولي مه خوب خبر دارم ٫نفر هاي حزب وحدت ام اي كاره سر نفر هاي ره كه ميگرفتن پر كتس ميكدن.٫
صداي خنده هاي حضار
رهيس مجلس ٫ لطفاء سخنان اقاي خليلي را قطع ننموده و به وي اجازه دهيد كه به دفا ع خويش دوام
بد هد
خليلي ـ بلي ما موقف دفاعي در مقابل متجاوزين داشته و هيچگاهي متجاوز نبوديم ٫ اما تعجب بيشمار من اينست كه چرا ما مجا هدين راه ازادي واستقلال اين خاك به دادگاه كشا نيده شده وان جنايتكاران ووطنفروشان كه ديروز وطن را به انگليس و گروهي ديگرء كه امروز به روس سودا نموده و در بي مسووليتي مطلق دشمن را با لاي نا موس ملت رهنما هي كرده اند به محكمه كه به ان محكمه ملت نام داده ايد كشا نيده نميشوند
رهيس مجلس ـ اقاي محترم خليلي ٫ قبلاء به اين انتقاد جواب داده شده ٫ شما به اتها مات كه به ان متهم هستيد جواب بگو هيد ٫ سپس رو به سارنوال نموده گفت ٫ شما ميتوا نيد به سوال و جواب تان ادا مه بد هيد
سارنوال ـ اقاي خليلي ٫ حزب و حدت نه تنها متهم به جنا يات است كه ذكر گرديد٫بلكه با تسخير منا طق مختلف شهر كابل و عدم اجا زه عبور و مرور دران منا طق و با جا گزين شدن اعضاي حزب وحدت در پو هنتون كا بل تمامي اوراق علمي ٫ فو تو كا پي ديپلومها و كتب هاي ثبت اسناد علمي و ديپلو مها توسط ايشان به اتش كشيده شده و ازين نگاه مشكلات بس عمده و بزرگء را براي اندسته از فا رغ التحصيلان كه اسناد علمي و ديپلومهاي خويشرا مفقود نموده و دو باره ميخواستند يك كا پي انرا بد ست ارند بو جود اورده اند٫ بااين اعمال جاهلانه و دور از منطق حاصل زحمت ان بيچاره ها را كه اكثراء در نهايت ضعف اقتصادي با شوق و ذوق وصف ناشدني و صبر و تحمل گشنگي و تشنه گي و هزار هامحرو ميت ديگر تحصيلات خويشرا به اميد خدمت به ملت ووطن مو فقانه پا هين داده بودند به هيچ ساخته و از بين برديد ٫ نميدانم اين عمل جاهلانه واحمقانه را كه هيچ منطقء در ان نميگنجد چظور ميتوا نيد تو ضيح و تو جيه نماهيد
قبل از انكه اقاي خليلي به صحبت اغاز نمايد يكي از تما شاه چيان صدا زد
يكي از تماشاچيان ـ راس ميگه هيچ احمق و بيعقل و لوده اي كاره كه هيچ فايده نداره نميكنه
تماشاچي ديگرء ـخوب كد او بيادر خي چي ميكدن زمستان و خنك بود خو كتي همي چيز ها خوده گرم ميكدن ٫ تو اگه بودي چه ميكدي
تماشاچي مه از ديپلوم ها بري گرم كدن خود استفاده نميكدم ٫ميرفتم چوب پيدا ميكدم
شخص اولي ــ چوب ده كجا بود ده سير ۲۰۰۰ ام پيدا نميشد
تماشاچي ديگرـ كتي كا غذ كي گرم ميشه اي كا ر غير مضرت و اذيت فايده ديگي نداشت
تما شاه چي ديگر بسيار كار خوب كدين كه ديپلوم هاي داكتر هاره در داددين ٫ اي داكتر ها ده كجا چيزه ميفا من ٫ اگر لياقت ميداشتن از سر امتيان ميدادن ٫ ديپلوم اشه كه گرفتي ده داكتر نيس
شخص ديگرء ـ از صف وسطي صدا زد گل گفتي ازي ها كده عطار پيشروي خا نه ما خوب مريض هاره تداوي كده ميتا نه
دو سال پيش بچه كا كايم پايش شكست ده شفا خا نه بردنش پاي بيچاره كو تاه شده حالي لنگ اس
سپس افزود ٫ همسايه بيچاره ما سل بود ٫ او خودش غريبكار ٫ داكتر بي عقل ميگش هر روز گوشت و ميوه بخو ٫ اخر بيچاره مرد
كلش والله نقل كده بود يا به واسطه كا مياب شده
صداي خنده هاي حضار
رئيس مجلس ـ اقايان محترم لطفاء اجنداي مجلس راتغير نداده و جر يان محكمه را از سير اصلي اش منحرف نسا زيد ما درينجا براي بحث در باره سويه دو كتوران و شخصيتهاي اكا دميك جمع نشده بلكه هدف ما تحليل و بررسي اعمال متهمين است كه تحت عنوان جنايتكا ران جنگي به محكمه كشا نيده شده
اند
اينكه دوكتوران انجنيران معلمين و ديگر شخصيتهاي اكا دميك عناصر اگاه دانا ٫ و يا خدا نا خواسته از اگاهي كامل در رشته خويش محروم اند وظيفه اين محكمه نيست تادرين مورد قضاوت نمايد ٫ا ما
به هر صورت سوختا ندن اسناد علمي و ديپلومها عمل خلاف قا نون بوده و متهم به ان سزاوار جزاي لازمه خوا هد بود ٫ اكنون اميدوارم به اقاي خليلي فرصت بد هيد تا در مورد جنايات كه به ان متهم است از خود دفاع نمايد
خليلي ــ محترم رئيس صاحب مجلس سارنوال صاحب و محترم هيت قضايي
اينكه بنده در همه مو ضو عات مسوول پنداشته شده و مجبور ميشوم تمامي گنا هان را به گردن بگيرم نه تنها سبب تعجب و حيرت ٫ بلكه با عث تاثر و انده عميق بنده نيز ميگردد ٫ بنده در انجا هيكه اوراق علمي و ديپلومها و امثال ان طعمه حر يق ميگرديد حاضر نبوده از همه امورات كه در دورو پيش ميگذ رد نميتوانستم مطلع باشم٫ اما به يقين گفته ميتوانم كه حزب وحدت هيچگاهي به چنين اعمال طفلانه و احمقا نه ه كه كو چكترين منا فع برايش نداشته و نخواهد داشت دست نزده بلكه اينها همه تهمت و بهتان هاي شرم اور دشمنان ما ميباشد٫ سخنان اقاي خليلي به اينجا رسيده بود كه شخص از صف وسطي تما شاچيان صدا زد
او قاضي صاحب ٫ او سارنوال صاحب خي او بيچاره ها چطو ميكدن ٫ ده اطاق خو صندلي ام ما نده نميشد لياف ام خو نبود ٫ از او كاعذ ها اگه عوض در گران كار نميگرفتن خي چطو ميكدن جنگ بود ده جنگ نان و حلوا تقسيم نميشه اقه نفر كشه شد و زنده زنده زير خاك شد كس چيزهي نميگه ٫بردر دان چند تا كا عذ چرا اقه سوال ميكني
رئيس مجلس اقاي خليلي به گفتار تان دوام بد هيد
خليلي در مورد چيزي ديگري براي گفتن ندارم
درينحال يكي ازدو كتوران كه شاهد تحقير هم مسلكان خود بود در حا ليكه خيلي عصباني بنظر ميرسيد از رئيس مجلس اجازه خواسته و چنين به صحبت اغاز نمود ٫جناب محترم رهيس صاحب مجلس ٫محترم سارنوال صاحب و هيت قضا يي
بنده شا هد تما مي تحقير ها و تو هينهاي كه در ارتباط با ضعف سويه ونا اگاهي مسلكي بنده و همكا راهم درين محكمه گفته شد بو دم ٫ با يد خد مت همو طنان محترم عرض نمايم دانش و اموزش و پشرفت در هر
رشته مر بو ط وضع اقتصادي و مر بوط به انكشاف يا عقب افتيده گي يك مملكت ميباشد ٫ در مملكت فقير و بد بخت چون افغا نستان در تحت تسلط شا هان مز دور و عا طل و فا سد واضح است كه دانش طبي هم
ما نند ساير رشته ها عقب افتيده و نميتوان انرا با جهان پيشر فته مقا يسه نمود
اقاي محترم كه از مريض مصاب تو بر كلوز ياد نمود و گفت كه ان بيچاره در اثر اين مر يضي وفات يافت ٫ بنده انرا قبو لدارم اما مرگ وي نه از نا اگاهي طبيب بود بلكه از سو تغذي ٫ فقدان ويتامين و عدم خريد ادويه مو ثر كه عا مل اصلي ان ضعف اقتصاد ميباشد٫بنده مريض را بخاطر دارم كه به مريضي نفس تنگي دچار بوده و چون پول خريد ادويه را كه چندان قيمت هم نبود نداشت ٫ مجبور بود كه حمله شديد
مر يضي را كه چهل و پنج دقيقه طول ميكشيد تحمل نمايد
زما نيكه بنده در شفا خانه علي اباد ستاژ مينمودم شاهد بودم كه مريضي ۲۲ ساله را كه مصاب به تكليف قلبي ريوي بود »يعني تكليف قلب و شش همزمان هم « و اجازه حر كت نداشت بالاي مركب از ميدان مصحي به شفا خانه علي اباد انتقال داده بودند بنده همينكه مريض را مشاهده نمودم متوجه گرديدم كه دستها و پا ها و صورتش پند يده و لبان و نا خنهايش نسبت كمبود اوكثيژن شد يداء كبود شده ٫ چنين مريض كه امكان
مر گش هر لحظه م بود بايد بالاي بستر قرار گر فته تحت خيمه اوكيژن و مراقبت پر سو نل طبي باشد
اما بخاطر فقر و غربت و بيچاره گي به ان شكل دور از منطق به اميد بهبودي به شفا خا نه انتقال داده شده و در شفا خا نه نيز بايد ادويه خويشرا خر يداري مينمود كه اينهم از توانش بالا بود
در مقابل بخاطر دارم زما نيكه در فرانسه در شهر اگنو منحيث دو كتور ايفاي وظيفه مينمودم روزي هليكوپتر مريضي قلبي را كه چندان وضعش هم وخيم نبود همرا با يك طبيب و يك نرس براي جلو گيري از هر نوع حادثه غير متر قبه و در نظر داشت تما مي اهتما مات طبي به شفا خانه انتقال داد٫ بنده با ملاحظه اين تفاوت بزرگ و اين دو وضيعت كه در دو قطب مخالف بود بحال زار ملت افغان گر يه نموده و مشا هده نمودم كه جهان در كجا و ما در كجا
اما در قسمت اينكه بنده و تمامي همكا رانم به ضعف سويه و فقر دانش مسلكي متهم شده ايم بايد بگويم كه دو كتوران افغا ني كه پس از فاجعه خو نين ثور مجبور به جلاي وطن شده اند ٫ فهم و دانش و لياقت ايشان
فرصت اينرا براي شان ميسر ساخته تا در شفا خا نه هاي متعدد در پنج قاره دنيا به اغوش باز استقبال شده و شا مل خدمت گردند
يكي از تما شا چيان اگر بحيث مريض استقبال شده باشند بحيث داكتر خو ني
خنده حضار
يكي ديگر از حضار از جا بلند شده و با بيحوصلگي گفت ــ ما از موضوع بكلي دور شده و بنده بدرستي نميدانم چه ارتباط ميان جنگسالاري و جنايتكاران جنگي با سويه ودانش دوكتوران است ٫
يكي ديگر از حضار ــ نشنيدي ميگن از گپ گپ ميخزه
صداي خنده هاي حضار
تماشاچي ديگر ـ اين تشر يحات بيجاي داكتر صاحب جز ضياع وقت محكمه و تماشاچيان سود ديگري ندارد
شخص اولي ــ بنده مجبور بودم پيرامون مو ضوع روشني انداخته وعلت واقعي اينرا كه چرا مريضان از دانش و سعي دوكتوران براي بهبودي ايشان بدرستي مستفيد نميگرديند بيان دارم
يكي ديگر از تماشاه چيان ـ هر چه ميگي بگو والله كه هندوي شور بازار از شما كده مردم خوب تداوي ميكنه
درين اثنا قبل از اينكه رهيس مجلس به اين صحبتهاي خصوصي پاهين بدهد ٫ شخصي از صف اخر صدا زد
به لحاظ خدا بس اس اقه چتييات وواهيات ما ره خو كشتين ماره به داكتر هاچي ماره به فرانسه و امريكا ودگه ودگه چي ما كجاي خوده كتي ازاو ها برابر كنيم داكتر صاحب يك ذره عقل خوب اس
شصي ديگري ـ راس ميگه او بيادر ٫ قاضي صاحب زود بگوين كتي خليلي چه ما مله ميكنين
درينوقت خليلي فوق العاده مضطر ب و پر يشانحال بنظر رسيده و شخصيكه هويتش بد رستي معلوم نشد صدا زد
چطو بيچاره رنگش زرد شده ٫ وسپس افزود ٫ خليلي صاحب وارخطا نشو ما هستيم ٫ خوب كدي كه ميخه ده سر يك چند تا كوفتي ٫ دگه رقم اي مردم اصلاح نميشدن
خنده هاي شديد حضار
شخصي ديگري ــ او او تو چيستي كه باشي ٫ چه خوب ميگه ما هستيم ٫ تو تصميم ميگيري يا ما كمه يا قاضي
صداي خنده هاي حضار
شخصي سومي ــ او بيادر ها يك ذره شرم كنين ٫ يك ذره نزاكت خوب اس ٫ ده كافروشي و ده ميدان بو دنه بازي شيشتين يا ده ماكمه ٫ ما مردم خو والله گه هيچ اصلاح شويم
رهيس مجلس ـ حضار محترم اميدوارم در مورد قضاوت را به هيت قضايي گذاشته و خليلي صا حب را
فر صت بد هيد كه اگر چيزي براي گفتن داشته باش اظهار بدارد
خليلي ــ بنده تمامي اتهامات را ساخته و بافته دشمنان خويش پنداشته خود را بيگناه و مبرا از همه اتهامات ميدانم
سارنوال ــ بنده منحيث وكيل مدافع ملت ٫اقاي كريم خليلي رهبر حزب وحد ت را در همه فقرات كه ذكر گرديد مسوول پنداشته و از دادگاه اشد مجازات را براي ايشان مطا لبه مينما يم
صداي كف زدنهاي شديد حضار با شعار هاي مرگ بر ظا لمان و جنايتكاران ٫ پاينده و جاويد باد عدالت
پايان
************************************
پس از به پا هين رسيدن محاكمه اقاي رباني رئيس مجلس از اقاي محترم خليلي رهبر حزب وحد ت تقا ضا نمود تا به تر بيون محا كمه حا ضر شده و خود را معرفي نمايد
خليلي .. كريم خليلي رهبر حزب وحدت
سارنوال ــ به شما معلوم است كه طي جنگهاي قدرت طلبي پس از سقو ط حكو مت كمو نيستي تعداد بيشمار از اهالي مظلوم كا بل بدون انكه با شما يا گروپهاي ديگر طرف بو ده و يا به گناه خويش اگاهي داشته باشند قر باني اين جنگهاي خانمانسوز شده و درين كشتار ظا لما نه ملت ٫ انسا نها نه تنها با گلو له و فير هزار ها راكت و بمبهاي اتشين قتل گر ديدند ٫بلكه بيشترانگيزه هاي نژاد پر ستي و قومي سبب گرديد كه به ده ها هزار بيگناه و بيخبر از همه حرص و از شيطاني قدرت طلبان به شكل وصف نا پذير مثله و توته توته گرديده و به شكل كه تشريح ان از قدرت قلم و زبان بدور است نا بود شو ند ٫اگر بگويم گله هاي گرگهاي وحشي بر گله هاي از گو سفندان مظلوم در نهايت بيرحمي جنون اسا حمله نموده و انهار ا قطعه قطعه نمو دند ٫اگر بگويم هما نطو ريكه وحشيان امو زون و افريقاهيان ادمخوار همنوع خود را قطعه قطعه نموده واز گوشت ايشان تغذي مينمايد ٫عمال شما نيز اسيران مظلوم و بد بخت و بيد فاع را تكه تكه و پارچه نموده ودر نهايت بيشر مي در حاليكه راضي ازين عمل جنايتكارانه خويش بو دند اعضاي تكه تكه شده كشته شده گان را به ديگران تحفه دادند به هيچوجه راه مبا لغه را نپيموده و جز شمه از حقيقت كلمه بيش نگفته ام
درين جنگهاي طا لمانه ٫ بيهوده و خا نما نسوز ٫درين نمايش جنون اسا قدرت طلبي ٫ درين كر بلاي وحشت زاه و خونين كه از هر طرف جويهاي خون روانه و طفل و زن و مرد و پير و جوان در خون غرق بودند٫ درين مسلخ انساني كه به ده ها هزار انسان زنده زنده پوست گرديده ويا در اتش زنده زنده كباب گرديده و يا اينكه به مرگهاي كه قلم از وصف ان شرم دارد محكوم گرديده مرد وزن و پير جوان با كوبيدن ميخ هاي بزرگ فولادي در مقابل چشمان قاتل جان ميداند .
بلي درين سراي وحشت و دهشت شما و ديگر رهبران محترم مذ هبي هميش در فكر قدرت طلبي بوده و هيچگاه به اين نمي اند يشديد كه انهاهيكه قر باني دستهاي عمال جنا يتكار شما ميگردند همنوع شما بوده انسان هستند ٫ انها هم حق زنده گي كردن را دارند٫چرا بايد با چنين بيرحمي كه تاريخ شا هد انرا در بر ندارد نا بود شوند ٫ مگر انها همنوع ٫ هموطن و هم كيش شما نبودند ٫ ان احساس كه در شما براي زنده بودن مو جود است ايا در ايشان مو جود نيست ٫ مگر انها چه دشمني با شما داشتند كه شما در منتهاي بيرحمي و دور از همه عواطف انساني وبشري ايشانر نا بود ساختيد .
البته از انصاف نگذ ريم كه حزب وحدت در پهلوي ديگر احزاب اسلامي در منتهاي شجاعت ووطنپرستي ازين خطه پاك ووطن مقدس خويش در مقابل وحشيان چپاولگر كه هدف شوم و تسخيراين سر زمين را داشتند دفاع نموده و از هيچ نوع جانثاري و فدا كاري در راه حفظ ابرو و حيثيت ملت و استقلال اين سر زمين ابا نورزيدند ٫اما چه با عث شد كه بعداز غلبه بر خرس قطبي و نوكران بي همت شان عوض اينكه در فضاي صلح وارامش با اتحاد و اتفاق دولت ء را پا يه گذا ري نموده در طي يك انتخاب راستين و ديمو كراتيك يكي از مجاهدين يا يكي از رهبران را براي رهبري ملت انتخاب نموده و بساط اينهمه جنگ و ناارمي و ادمكشي راجمع نموده توجه بيشتر به عمران مملكت جنگ زده و بهبود حال ملت قحطي زده مينمودند متاسفانه هر يك برا ي اينكه به اريكه قدرت تكيه زده و چند روزي امر و نهي نماهيد چنان به سر و كله همديگر زده و چنان كشتار را براه انداختنيد كه ملت بد بخت و مظلوم ٫ ملت اوراره و دربدر و خاك بسر دو باره همان به كمو نيست هاي وطنفروش محتاج گرديدند ٫ متاسفانه حرص به قدرت چنان چشم و گوش همه شما ها را كر و كور نموده و شما يان را از خود بيخود نموده بود كه به هيچوجه دوست را از دشمن ٫ خوبي را از بدي و زشت رااز زيبا فرق نتوانسته در عوض عمران و ابادي در راه نا بودي وويراني تلاش نموديد
جنايات ٫و حشت و دهشت درين جنگها مخصو صاء از طرف حزب وحدت صورت گرفت كه قلم از ذكر ان شرم داشته و شايد چنين بربر يت و وحشت و در نده خو هي در هيچ نقطه دنيا و توسط هيچ جاني و جنايتكار گر چه خيلي سنگين دل هم بوده ديده نشده و نخواهد شد .
از جناب محترمتان سوال ميشود كه محصلات پوهنتون چه گناه و دشمني با شما داشتند كه بايد مثله ميشدند و يا به شكل فوق العاده شرم اور خلاف تما مي ارشادات اسلامي وقرا ني و اخلاقي مجبور به اجراي حر كات شهوت انگيز براي شما و همراهان شما ميگرديدند ٫ ايا در كجاي دنيا ديده شده كه انساني را قطعه قطعه نموده و سپس به مو جود بد بخت ديگرء هديه نمايند٫ در كجاي دنيا انسان اينقدر بي ارزش بوده و ان مو جود كه بنام اشرف المخلو قات بايد مورد احترام قرار گيرد ٫ چنين تحقير و توهين شده به وي تجاوز صورت گرفته و بعد قطعه قطعه شود .
ايا با اين كشتار غيرقابل وصف كه انگيزه اصلي ان رو ي تعصبات قومي و نژادي استوار است شما تيشه به ريشه خود نزده و سبب نا بودي خود نميگرديد ٫شما يان درين جنگها و كشتار» حزب وحدت و اتحاد اسلامي « نه تنها اهداف قدرت طلبي را تعقيب مينمو دند بلكه هدف ان محو و نا بودي يك قوم و يك نژاد توسط قوم و نژاد ديگرء بود ه و شما منحيث رهبر حزب ٫ مسووليت اولي را درين كشتار و مثله كردن ها و جنا يات كه زبان بنده از گفتار ان شرم دارد .٫ داريد
خليلي ـجناب محترم رهيس صا حب مجلس ٫ قاضي صاحب ٫ سارنوال صاحب و هيت محترم قضايي بايد خد مت محترمتان عرض نمايم كه قبل ازاينكه بنده را منحيث مسوول در جه يك اين كشتار و جنايت پنداشته به حكم وجدان و عدالت درين محا كمه تا ريخي به محا كمه كشا نيد ٫لازم است اولاء انگيزه اين نژاد پرستي واين قوم پر ستي را در اعمال و جنا يات حكمروايان قاتل و سفاك قبلي جستجو نما هيد
كجا ست امير عبد الرحمان خان ان امير كه به ده ها هزار از مليت مظلوم هزاره را به قتل رسانيده و به صد ها هزار ديگر را برده و كنيز و غلام نمود
چرا عوض اينكه ان امير ظالم ومحكوم تاريخ به محا كمه كشا نيده شد ه وبخاطر اين ظلم و جنا يات به سزاي اعمال خود مير سيد مورد پاداش و ستايش قرار گرفته از طرف ملت امير اهنين نام گرفت
با گذري در تاريخ اين ملت ميبينيم كه مليت هزاره هميش و هميش تحت ظلم و شكنجه ها و بيعدالتي و بيغوري وصف نا پذ ير امراي وقت قرار گرفته اند ٫مگر فراموش كرده ايد كه در زمان تره كي ادمكش و امين جلاد ۳۰۰نفر از با شنده هاي چندا ول را كه كو چكترين دخالت در قيام ان منطقه نداشتند ٫ نا حق و بدون اثبات جرم و گناه به شكل فوق العاده فجيع نابود شدند طوريكه ۱۵۰ تن ان زنده بگور و ۱۵۰ ديگر زنده حريق گرديدند
صدق ان گفتار را هيت محترم قضايي در جرايد مشهور و معتبر دنيا ما نند لو موند و امثال ان كه چنين خبر وحشت اور را به نشر سپردند ميتوا نند مطالعه نما ينيد .
مگر فرا موش نموديد كه در زمان ظا هر شاه ٫ جلاد ديوانه بنام جبار ۳۵ تن از هزاره هاي مظلوم و بيگناه را بين سنين ۱۵ ـ۲۵ ساله كه پيشه مشكل و طاقت فرسا داشته و به صفت جوالي با لقمه نان بخور و نمير زنده گي مينمودند در منتهاي نا مردي و بي رحمي و بيغيرتي پس از تجاوز به قتل رسانيد ه وسپس اين ساديست ديوانه از طرف يكتعداد جنا يتكاران نژاد پرست لقب قهر مان را گرفت .
مگر بيعدالتي و بي توجهي زما مداران مختلف را در مورد اين مليت رنج كشيده اما قهر مان كه هميش در طول تاريخ از خود قهر ماني ها نشانداده ميتوان به فرا مو شي سپرد
شما به اين اگاهي داريد كه از غوربندو با ميان تا تمامي راه هاي مر كزي كه مسكن و ما واي مليت هزاره بوده و مردمان زحمتكش هزاره درانجا بود و باش دارند از ماه عقرب به بعد صعب البور شده و ارتباط ان با مر كز قطع ميگردد ٫ در حا ليكه منا طق مذ كور از نگاه وسايل بهداشتي و صحي بكلي محروم بوده و مريضان بيچاره نسبت مشكلات ترا نسپورتي در زمستان جز اينكه مرگ را با اغوش باز استقبال نمايند چاره ديگرء ندارند
اگر شما منا طق هزاره نشين مخصو صاء مناطق مر كزي افغا نستان را كه بود و باش همين ميلت مظلوم است با ديگر مناطق مقا يسه نما هيد به صدق گفتار بنده بزودي متو جه ميشويد
هيچگاهي امراي زمان و مسوولين امور متوجه اين نقيصه بزرگ نگرديده و ارزو نكردند مليت هزاره را ما نند مليتهاي ديگر به يك نظر ديده در رفاه و بهبود شان توجه نمايند ٫در حا ليكه مو تور اقتصادي افغا نستان همين قوم زحمتكش و فعال هزاره است ٫سخن خليلي به اينجا رسيده بود كه دفعتاء يكي از تماشا چيان از صف وسطي بلند شده و بدون اجازه هيت قضايي صدا زد
او بيادر صحيح گپ بزن تره ميگن سينه زنها ره و دختره ها ره چرا بريدن و او ها ره تكه تكه كدين تو از موتر و گادي و بايسكل گپ ميزني ٫ موتر و گادي بايسكل واسپ و قاطر و كراچي ره به اي گپ ها چي ٫ يك ذره انصاف خو بكو٫ صحيح جواب بگو
صداي خنده هاي شديد حضار
يكي ديگر از تما شاه چيان كه معلوم ميشد شخصي با سواد است صدا زد
او بيادر گپه كه نميفا مي گپ نزن مقصد خليلي صاحب از موتر يا موتور اي اس كه هزاره ها بسيار فعال و كا ريگر استن و براي او غا نستان بسيار فايده رساندن
شخصي ديگرء كه معلوم ميشد از برادران تركمن است صدا زد
أه اه بسيار مگه ما نيستيم او بيادر كل اگي كار ميكنن ما مردم ام قالين ميبا فيم و بندل بندل پوند ودالر به اوغا نستان مياريم
يكي ديگر از تما شاه چيان كه معلوم ميشد شخص اگاه و دانشمند است با اجازه داد گاه چنين به صحبت اغا ز نمود
از سخنان ودفاعيه محترم خليلي صاحب رهبر حزب وحدت متاسفانه بازهم بوي نژاد پرستي و قوم پر ستي ميايد ٫ ادعاي ايشان در مورد اينكه در دوره شا هان ظالم و عياش و فاسد هيچكاري براي رفاه و بهبودي مليت هزاره نشده درست است ٫ اما جناب ايشان بفر مايند كه ايا در مناطق ديگرء كاري به نفع ملت صورت گرفته ٫ايا عمران و ابادي ٫ وسايل بهدا شتي و صحي ٫ معارف و سايل تراسپورتي و غيره و غيره در نقاط ديگر ء افغا نستان بهتر بوده و يا انكشاف نموده .
بايد خد مت محترم شان عرض شود كه مناطق زياد ا ست كه شرايط زنده گي ٫ وسايل بهداشتي و معارف وامثال ان به مراتب از مناطق هزاره نشين بد تر است ٫ هنوز صحبت اين اقاي محترم پا هين نيافته بود كه شخصي از صف تما شاه چيان صدا زد
راس ميگه خليلي صاحب افرين خليلي صاحب ٫ ده دگه مناطق اوغا نستان مردم ده ما تو رفتن و در هر ولسوالي چند تا فاكولته اس ٫ اما هزاره هاي بيچاره از هزاره تا كا بل ده پاي مياين چرا كه ده هزاره هيچ موتر پيدا نميشه كه ده كابل بيايه
صداي خنده هاي شديد حضار
اگه ظلم بود خو سر كل بود تو چرا اقدر زار ناله گي ميكني
صداي تماشاه چيان ــ راس ميگه راس ميگه خليلي صاحب هر چه دلش خواست ميگه
رهيس مجلس ـ اميد وارم صحبتهاي خصوصي را پا هين داده و به اقاي محترم خليلي اجازه بد هيد تا به دفاع خويش دوام بدهد
اقاي خليلي دو باره رشته سخن را بدست گرفته و چنين ادا مه داد ٫ بلي با زهم بايد تا كيد نمايم كه مليت فدا كار و زحمتكش هزاره در دوره هاي تاريخ در راه ازادي واستقلال افغا نستان قهر ماني هاي وصف نا پذ ير نموده با شجاعت تام از نا موس ملت دفاع نموده و با تهور بينظير از خا هينين ملت انتقام گرفته ٫
به ياد اوريد خالق قهر مان را كه چطور گلو له هاي اتشينش سينه نادر را كه با توطهه ها و دسيسه ها و سازش با انگليس سبب سقوط مترقي ترين رژيم و خيانت به غازي امان الله شده بود سوراخ ٫ سوراخ نموده و خود در منتهاي شجا عت به قتل اعتراف نموده بدست جلادان روز گار نه تنها خودش بلكه همه فاميلش قطعه قطعه شد ند
مگر اين شجاعت و و طنپرستي مليت هزاره نبود كه تا اخير در مقا بل سقا دفاع نموده و با مهيا ساختن بيش از ده هزار مرد جنگي از ان شاه غا زي وان رژيم مترقي وي دفاع نمود ه اما متا سفانه در رژيمهاي بعدي پاداش اينهمه فدا كاري راجز ظلم و جور و بيعدالتي وتبعيض نديده و جز محروميت ارمغان ديگرء نداشتند ٫ بخاطر اوريد زمان هاشم جلاد را ٫ زمانيكه ان مو جود ستمگر با خود كامه گي و بدون كوچكترين مسووليت و جوابدهي
حكومت مينمود ٫ نه تنها مليت هزاره بلكه همه اهل تشيع محروميت هاي بيشمار داشته وخيلي خيلي شرم اور است كه بگويم اهل تشيع بيگانه پنداشته شده و حق نداشتند در رشته سياست تحصيل نموده و يا در رشته نظامي شامل خدمت شوند
با همه جبر و ظلم و ستم كه بالاي اين مليت شريف و زحمتكش هزاره روا داشته شده و قرنها و قرنها زنجير ظلم و استبداد بر دست و پاي ايشان گراني مينمود هيچكسي نبود وهيكسي حاضر نگرديد تا بر احوال اين مليت محروم توجه نموده و سعي در رفاه و بهبودي ايشان بنمايد ٫ اما امروز كه ما در سنگر دفاع وطن مردانه وار جانهاي شرين خود را فداي ازادي خاك مقدس خويش نموده وتا قدرت داشته و داريم از نا موس وطن دفاع نموده و خواهيم نمود٫عوض تحسين و پاداش وسپاسگزاري با ز هم توهين و تحقير ميشويم با زهم مورد طعن و ملامت قرار ميگيريم٫ بازهم بخاطر گناه ديگران و جنايات ديگران ما محكمه شده سر زنش شده و گنهكار پنداشته ميشويم ٫ درينجا اقاي خليلي كه خيلي هيجا ني شده و واقعاء خود را مظلوم ميپنداشت با اوز خيلي بلند كه زيادتر شبيه فرياد بود گفت.
بازهم بايد بگوهيم كه ما در برابر تهاجم و جنايات باند جنايتكار به رهبري سياف موقف دفاعي داشتيم نه تهاجمي ٫ زيرا سياف به با ند خود گفته بود كه هزاره ها را در هر جا كه ديديد پوست نموده و به انواع شكنجه ها از ازبين ببريد ٫ اگر شما ها عوض ما يان بوديد چه ميكرديد ٫درين موقع سياف كه ميخواست گفته هاي خليلي را دروغ و بهتان وانمود سازد با بيصبري تام از جاه بلند شده صدازد ٫لعنت ٫ هزار ها لعنت به اين منا فقين دروغگو واينهمه واهيات و دروغ و بهتان ٫ خدا شاهد است كه جنايتكار و مهاجم كه بود
يكي از تما شاه چيان ـ اقاي محترم پروفيسور صاحب سياف ٫ تبصره ها و داد وفر ياد شما بكلي بيهوده است زيرا اعمال ظالمانه و دور از وجدان انساني شما قبلاء توسط محكمه ارزيابي و تحليل گرديده و سر نوشت كه جز مرگ چيزي ديگري نيست قبلاء توسط وكيل مدافع ملت براي شما پيشنهاد گرديده اميد وارم تغير دران نيا يد
يكي ديگر از تماشاه چيان ـ كل تان جنايات كردين و مردم كشتين ٫ نه كل بانه نه كدو خاك ده سر هردو
صداي خنده هاي حضار
يكي ديگر از حضارــ راس ميگه كاش كه تنها يكي ديگه خود ميكشتند ده ميان هزار ها بيچاره و مظلوم ديگه كشته شد
رهيس مجلس لطفاء محكمه را خصوصي نساخته به اقاي خليلي اجازه بدهيد كه به گفتار خود دوام بدهد
اماقبل از انكه اقاي خليلي رشته سخن را بدست بگيرد شخصي كه عصبانيت و خشم و غضب از چهره اش ميبا ريد صدا زد
متاسفانه بايد اظهار بدارم كه بنده حقانيت اين محاكمه را مورد سوال قرار داده و هيچگونه نشان از عدالت در ان نمييابم٫ ما و تقريباء همه كسا نيكه درينجا حضور داريم هيچگونه شك و ترديد در جنايات واعمال ضد انساني كساني كه نقاب اسلام به رخ نموده اند نداريم ٫اما سوال درينجاست كه چرا ان جنا يتكارانيكه شيرازه زنده گي يك ملت ازاده را با نوكري وادعاي پوچ و بيمعني كه خودها نيز به ان اعتقاد نداشتند ازهم پاشيده سبب قتل و كشتار دو مليون انسان واواره گي مليونها مليون ثديگر شده ٫ شهر و ده و قريه وابادي و حتي ويرانه هاو كوهها را بصورت سيستما تيك بمبادردمان نموده و بخاطر نوكري و تكيه به قدرت از هيچ نوع جنايت وادمكشي ابا نورزيدند چرا درين محاكمه كشا نيده نشده و محاكمه نميگردند٫ مگر شما اگاهي نداريد كه علاوه بر هزاران جنايت ٫تمامي افغا نستان توسط اين جنا يتكاران مين فرش شده و تا امروز هم قر با نيهاي بيشمار را بار مياورد ٫ حسن شرق كه خود يكي از كلا نترين جاسوسان ك گ ب بوده و حتي بخاطر بادران خود حاضر شد به بسيار اساني به نزديكترين دوست وولينعمت خود نيز خيانت نما يد در اثر خود
» تخريب و تاسيس جمهوريت مينويسد «
در زمان داكتر نجيب دولت افغا نستان طلاء راكه پشتوانه پو لي افغا نستان بود ميخواست در انگلستان به فروش برسانند اما اين مو ضوع نسبت عدم مو جوديت پارلمان از طرف خر يدار رد گرديد ٫ همچنان درين دوره ايشان قصد داشتند افغا نستان را به دو قسمت شما لي و جنو بي تقسيم نمايند كه اين قصد خاينانه توسط وي كه منحيث صدرا عظم ايفاي و ظيفه مينمود با تعدا دديگرء شديداء رد گرديده ومقاومت وي باعث گرديد تا چنين مفكوره خاينا نه و ضد ملي در افغا نستان جامعه عمل نپو شد .
همين چند روز پيش قبر دسته جمعي در كشتار گاه پوليگون كابل كشف گرديده كه در ان بتعداد پنجاه هزار زنداني مظلوم در حاليكه دستبند و ولچك بدست داشتند زنده بگور شد بو