محسن زردادی

 

بدینوسیله حلول سال نو 1387 هجری –شمسی را

بتمام هموطنانم تبریک میگویم.

 

 

 

 

بهار آرزوها

بهار سال می آید بهار کار می خواهم

بهار آرزوهارا گل وگلزار می خواهم

وطن راغرق درامواج علم ودانش وفرهنگ

جوانان را یکایک عاقل وعیار می خواهم

چوهنگام خراسان بار دیگر اندرین کشور

بباغ آرزو هرنخل راپربار می خواهم

طلوع صبح صلح وآشتی را هرچه عاجلتر

غروب دشمنی وکینه وپیکار می خواهم

فضا را خالی ازبوی نفاق وکینه وتبعیض

وطن راخالی ازهرخائن وخونخوارمی خواهم

تمام ملت خوب وطن را در اموراتش

بسان دولت آزاد وخود مختار می خواهم

تمام فردفرد کشورم راسالم وخوشبخت

توانا وغنی ازثروت وسرشار می خواهم

برای عاشقان صبر وثبات واجر دامادی

کمی درمان وداروی دل افگار می خواهم

هزاران دیده در دل انتظار تیر آمورند

از آنسوهای آمو ایخدا! دلدار می خواهم

بهشت میهن وحور دهاتی وشراب شیر

مگو کاینبار باز اززندگی بسیارمی خواهم!

برای (محسن زردادی ) درسالیکه می آید

دگرهم شعر رنگینتر زسال پار می خواهم.

 

مارچ سال 2008

 

نوروز

به سیر سبزه بیا که بهار آمده است

چمن قشنگ چوروی نگار آمده است

نمانده جای که پاه را بباغ بگذاری

زبسکه لاله وگل بیشمار آمده است

بخیر مقدم ماه حمل طبیعت را

ببین که درهمه جاه باردارآمده است

چو غنچه پیرهن سبز واکند تا صبح

بناله بلبل وزاری هزار آمده است

ببام خانه نگر سرسر شقایق را

زمین تو گویی که درجوش نار آمده است

درآستانهء نوروز وفصل رستا خیز

ببین چگونه دلم بیقرار آمده است

اجل بصورت یکدختر سبکبالی

برای بردن من درکنار آمده است.

مرو مرو که پس ازسالها تورا (محسن)

امید روز خوش روزگار آمده است.

 

بخیر مقدم بهار

 

غچی بیا ومژده ده آمدن بهار را

ساقی بیا بجام کن بادهء خوشگوار را

تا ما بآب آتشین دسته گل خرد دهیم

تا باز توبه بشکنیم ونشکنیم خمار را

رو جانب چمن کنیم ، سیر گل وسمن کنیم

خدمت گلبدن کنیم عزت گلعذار را

با ساز وساغر وسبو تازه کنیم آبرو

با مهرخان موج مو برجای اعتبار را

شب همه شب تمام شب سینه بسینه لب بلب

بوسه زنیم بتاب وتب آتش آبدار را

تا بنگریم بچشم سر باری بموقع سحر

گل گشتن شگوفه ونالیدن هزار را

تاکه بباغ سر زنیم آستین وپاچه بر زنیم

نقش نو ودیگر زنیم کردهء کردگار را

غچی بیا ومژده ده ازگلسرخ در وطن

تاکه بخاطر آوریم خاطرهء مزار را

با دختران آرزو پرسه زدن بدشت وکوه

با جست وخیز جستجو کردن لاله زار را.

یارب بعالم وجود کو آنکه از کفم ربود

بیخبر از ثواب وسود آرامش وقرار را؟

خوشبخت آنکسیکه او با خانم فرشته خو

بر باد وصل میدهد آتش انتظار را

درموسم بهار نو با کار وابتکار نو

تسخیر میکند به دو قلهء افتخار را

(محسن) بموسم بهاریک طرح تازهء بیار

تا ما زدست روزگار گیریم اختیار را.

 

 


 


بالا
 
بازگشت