محتاج

 

گزارش رئيس استبخارات امريكا باروحيه ريالستيك تهيه نه شده است

 

اوضاع سياسي ونظامي درداخل پاكستان به مراتب آسيب پذيرتر ، نسبت به افغانستان بوده،زيرا باوجود شكست سازمان هاي راديكال درانتخابات ماه فبروي ،مشرف نتوانست تثبيت موقعيت نمايد.

 باوجودآنكه امريكا ازتحقق شعارهاي حقوق بشر ودموكراسي درافغانستان وپاكستان راعنوان وحمايت مقطعي ميكند، اما كارشناسان امور نظلامي باورمند هستند كه در افغانستان وپاكستان بهترين گزينه جهت ايجاد ثبات پايدار ايجاد يك سيستم نيرومند اتوكراتيك مي باشد.

 زيراتوسعه فساد درتنديس نظام اداري ،تبارز نيرومند ده ها مشكل سياسي، اقتصادي واجتماعي درافغانستان عصاره وفشرده دموكراسي است كه، غرب بويژه امريكا آنراشش پيش سال جهت ايجاد ثبات پايدار درافغانستان گزيده بود.

 امروز پنتاگون  دريافته است كه انكشافات پاكستان بهرعنوان وسبك كه شكل گرفته است در دراز مدت نميتواند ، باسازمانهاي راديكال مقابله ودرشرايط كنوني مانع نفوذتروريزم درافغانستان وپاكستان گردد.

 امريكاطرفدار آن بودكه تيم مشرف به هرصورت ممكن دراسلام آباد ذعامت نظامي وسياسي رابدوش داشته باشد. زيرا اقدامات اتو كرا تيك و تگ محورانه نظاميان درحالات اضطراري پاسخ مقنع به مشكلات سياسي واجتماعي است.

 بادرنظرداشت همين موتلفه ها، رئيس ادارۀ استخبارات امريكا حق دارد، درقبال رويدادهاي پاكستان باعصبانيت واكنش نشان داده، ومحورهاي دهشت افگني رانسبت به گذشته مشتكل ترومخوف تر تعريف نمايد.

 همين افراد واشخاص كه امروز دربدنه نظام پايگاه وجايگاه اداري دارند، اكثراً از غربال تفيتش وتفاهم امريكايها عبورنموده ، وبه تائيد امريكا به سمت والي ومسوولين عزت ومقام يافته اند.

اكنون كه ناكارآمدي ، بي لياقتي ونا شايستگي آنها درمحك آزمون به وثوق گرفته شده، امريكا بايد بگويد كه هفتاد فيصدجغرافياافغانستان تحت كنترول سران عشاير است.

 ازفحواي همين پاليسي ها چنين استنباط ميگردد كه ،موقف وديدامريكا درمورد رويدادها متفو ت شده و رئيس استخبارات امريكا به كميتۀ سناآن كشور گزارش داده است كه بيش ازهفتاد فيصد خاك افغانستان تحت تسلط رهبران قبيلوي قرار دارد.

 جنرال مايك ميپلز رئيس آژانس دفاعي امريكا باصحت اين گزارش موافق بوده واوضاع امنيتي رادراطراف خط ديورند نگران كننده توصيف كرده است.

آقاي مايك اذعان كرده است كه ،اردوي پاكستان پوتانسيال وآماده گي مقابله بااين مشكلات رانداشته ، وچهارپنج سال آينده ، سالهاي بدامني دردوكشور خواهدبود.

 هرچندتسلط رهبران قبيلوي درمناطق قبايل نشين وجنوب افغانستان ،يك سنت كلاسيك بوده ، ودرفرايند قرن گذشته اين رهبران اثرگذاري سمبوليك درجهت تامين امنيت دردوطرف خط ديورند داشته اند.

 اماباآغاز تهاجم شوروي به افغانستان،بدليل نداشتن ايده وهدف واحد اين رهبران نميتوا نستند دربرابر نيروهاي شوروي مقابله نمايند.

 لذامنافع امريكا درسال ۱۹۸۰ ايجاب مي نمودتا رويكرد جديدي را درجهت مقابله بانفوذ شوروي اتخاذنموده، وحمايت ازسازمانهاي راديكال اسلامي برمبناي مشروعيت بخشيدن به اهداف استراتيژيك امريكا گزينش شده بود .

 باپيروزي فونته مونتاليست ها درافغانستان،ومشاركت فعال سازمان هاي راديكال دركابينۀ بي نظيربوتو وتوسعه مشكلات امريكا درخليج فارس ،امريكا را مجبور كرد ، تابااتخاذ رويكرد هاي رياليستيك بامشكلات بالامقابله كند.

 باوجودآنكه شش سال ازحضور نيرومند اردوي امريكا درافغانستان مي گذرد ، امادرجهت كاهش مشكلات نظامي ،پنتاگون نتوانسته اعتماد به نفس كشورهاي منطقه راتقويت كند.

 ضمناً  افكارعمومي درداخل امريكا، نسبت به رويداد هاي افغانستان وپاكستان به شدت نگران بوده وبرمبناي آماري كه بدست آمده ۵۶ فيصدافكار عامه طرفدار حضورنيروهاي امريكادرافغانستان نيستند.

 ميزان توجه به كشورهاي ذيدخل دربازسازي واعادۀ ثبات درافغانستان نسبت به سه سال پيش بسيار گمرنگ شده، كانادا ،جرمني، استراليا اززمرۀ كشورهاي اندكه درتقلايي خروج نيروهاي خود ازافغانستان بصورت آبرومندانه هستند.

 شناخت و بر داشتي كه تا هنوز از رويداد هاي  افغانستان صورت ګرفته  ريالستيك نبوده و امريكاوبا سياست دوبعدي ميخواهد آبروي خودرا حفظ نمايد.

 بهترآن بود، تاجهت اعتماد آخرين درميان افكارعامه امريكا يها باجرئت وجسارت اقدامات گذشته خودرا نقد نموده ،زيرا اعتراف به اشتباه درواقع به معني شهامت ومقابله ريالستيك باريسك هاي گذشته وپيشرو است.

 حقيقت آن است كه، هفتاد فيصدنظام نوين كه مبتني برشعارهاي عوام فريبانه شكل گرفته بافساد، ارتشا، بيكاري وناتواني اداري رو در رو بوده وامريكا يها بعدازشش سال موفق به شناخت حقايق شدند.

 لذاازشرم ،بجاي اعتراف وحضور نيرومند هفتاد فيصد فساد، اداري هفتادفيصد جغرافيا كشور رابدوش سران عشاير اعلان كردند.

 

 

 


بالا
 
بازگشت