دکتور نورالحق نسیمی

 

8 مارچ روز جهانی زن در افغانستان

 

حاشيه های زندگی زنان در افغانستان

 در برنامه های که توسط سازمان های حقوق بشر  یعنی حامیان عدالت و برابری  براى زنان  بخصوص مشکلات زنان در کشور های عقب مانده بار ها بررسی شده است. اما بدبختانه در کاهش فقرو برابری زنان  درجامعه   افغانستان نه تنها کاری صورت نگرفته است بلکه بدبختی ها افزایش یافته است.

زنان جامعه ما آسيب پذيرترين قشر در جهان میباشند و زندگى خود را به سختى مى گذرانند. و بیشتر از دوصد سال میشود که در معرض بحران های فرهنگى اجتماعى وسياسى قرار گرفتند. زنان افغانستان زير شديدترين موجهاى منفى وفشارهاى روحى وروانى قرار دارند وبدترين مسائل ومشكلات را تحمل مى كنند اينها مشكلاتى نيست كه ظرف يكى دو سال اخير بوجود آمده باشد بلكه سال های متمادی است که زنان جامعه ما شاهد نابرابری و خشونت ها میباشند.

زنان در دوران رژيم طالبان بدترين نوع شكنجه جسمى وروانى را تحمل گردیدند حتی آنها در مقابل سركوب نظام طالبان در مناطق شمال افغانستان ايستادند و شهادت را قبول کردند.

ns

 

زنان در جامعه ما حق کار را در مناصب دولتى ندارند و اگر وجود دارد بسیار محدود.   در جامعه ما  زنها مشكلات گوناگونى را متحمل میشوند ، فروخته میشوند، كشته میشوند در بازار هاعرضه میگردند بطور مثال دختر پناهنده ما كه سه بار در پاکستان فروخته شده بود بلاخره کشته شد.  این همه نتیجه مرد سالاری و نظام های مستبد است که در جامعه ما از سالهای متمادی جریان دارد.

 

شما ببينيد كه زن در جامعه افغانستان ظلمى نمانده كه متحمل نشده باشد. در جنگهاى سه دهه اخیر و مداخلات دوامدار پاکستان  زنان مورد ظلم مردان بیشتر قرار گرفتند و این ظلم ها در زمان طالبان  دورانی که زنان حتى حق تحصيل نداشتند بیشتر گردید. توجه کنید به چند قضیه:

 

 

 


خشونت با زنان افغانستان؛ حقيقت پنهان
"ج"، دختر ۱۵ ساله است که مجبور به ازدواج با مرد ۶۵ ساله ای شده و در نتيجه از خانه فرار کرده است.

"و"، دختر ۱۲ ساله است که در اثر خشونت پدر و اين که او را به انتقال مواد مخدر از يک جا به جای ديگر مجبور می کرد از خانه فرار کرده است.

"س"، دختری است ۱۹ ساله، پنج سال پيش افراد مقتدر محلی او را به زور از خانواده اش گرفته اند، در اين مدت لت و کوب شده و مورد تجاوز و اهانت قرار گرفته است.

اينها داستان های خود ساخته ای نيستند و تنها به يک دو مثال ختم نمی شود. دختران و زنان در افغانستان هر روز با انواع مختلفی از خشونت در داخل خانواده، محل کار، و محيط زيست مواجه هستند. خشونت عليه زنان و برخورد سنتی با آنان در افغانستان از ديرباز مشهود بوده است و موضوعی است که به گونه ای آشکار، زمينه برای حضور يکسان زنان به حيث شهروندان همطراز با مردان را محدود کرده و مانع بهره مندی آنان از حقوق اساسی و مزايای دموکراسی شده است.  خشونت عليه زنان در خانواده، از جمله موضوعات فراگير در زندگی زنان به شمار می رود.  اين نوع خشونت می تواند در برگيرنده برخورد فيزيکي، لفظی و يا اقتصادی باشد، اما در همه موارد تحقيقات نشان داده است که عاملان آن در کل، پدران، برادران و شوهران بوده اند و در بعضی موارد خود زنان در خانواده نيز به عنوان عاملان خشونت عليه زنان ديگر شناخته شده اند.

 

فقدان دستگاه قضايی و پليس موثر

متاسفانه با پرونده های خشونت عليه زنان در دادگاه ها، ادارات و جامعه افغانستان به شکل جدی و قاطع برخورد نمی کنند. تاکنون قانون مشخصی که بتواند خشونت های خانوادگی عليه زنان را جرم بداند و به آن رسيدگی کند در افغانستان وجود ندارد. پليس و ارگان های قضايی با اين گونه پرونده ها به سردی برخورد می کنند و چنين می پندارند که خشونت های خانوادگی نسبت به زنان، مسايل داخل خانواده است و بايد در داخل خانواده حل شود.

در حالی که واقعيت امر اين است که بيشتر زنان در افغانستان همه روزه با خشونت های فراوانی روبرو می شوند، از سوی اعضای خانواده هايشان مورد ضرب و شتم قرار می گيرند، آزار و اذيت می شوند، آزادی هايشان محدود می شود و حتی در مواردی در اثر خشونت به قتل می رسند.  زنانی که قربانی خشونت های خانوادگی می شوند بيشترشان به هيچ گونه امکاناتی برای دادخواهی و جلوگيری از بروز اين خشونت ها دسترسی ندارند. سيستم عدلی و قضايی افغانستان نيز با مشکلات سيستماتيک از جمله مشکلات سليقه ای و فکری مواجه است.  تنبلی در تعقيب و پيگيری شکايات، کاغذ پرانی (کاغذبازی) در ادارات، کمبود و در بسياری موارد نبود کادر فني، نفوذ افراد مسلح و نيرومند در دستگاه عدلی و قضايی و نمونه های ديگر، سبب شده است که هيچگاه به پرونده های خشونت عليه زنان در دادگاه های افغانستان رسيدگی کامل نشود.

در نظارت خانه ها (بازداشتگاههای موقت پليس) و زندان ها در افغانستان شماری زيادی از زنان به خاطر ارتکاب جرايم اخلاقي، فرار از منزل وغیره در حبس به سر می برند اما شايد هيچ مردی در يک زندان در افغانستان يافت نشود که به جرم بدرفتاري، خشونت و اذيت زنان زندانی شده باشد.  فرهنگ معافيت برای مردانی که مرتکب اعمال خشونت بار عليه زنان می شوند سبب شده است تمامی راه های دادخواهی برای زنانی که قربانی خشونت می شوند بسته شده و در نهايت منجر به فرار آنان از منزل شود که اين راه نيز آنان را در برابر توده ای عظيمی از مشکلات قرار می دهد.

'زن؛ انسان درجه دو'


با اين همه، اين تنها خانواده نيست که در آن با زنان برخورد خشونت بار می شود، خشونت با زنان در افغانستان در محيط کار نيز رايج است که بيشتر روی رشد ظرفيت های کاری آنان اثر منفی می گذارد. نوع برخورد با زنان در جامعه سنتی افغانستان عمدتا برخورد با يک انسان "درجه دو" بوده است.

 

روز هشتم مارچ روز بین المللی زن و زنان مظلوم افغانستان

 

Ns2

روز هشتم مارچ روز بین المللی زن دردنیاست . درین روز مطبوعات و رسانه های خبری از زن كه مادر است و همسر، دختر است و نمونۀ بارزو كامل رحم و شفقت بشری، به نیكویی تقدیر و استقبال می نمایند. زنان بحیث نیمی ازجامعۀ بشری، در اكثر ممالك، از حقوق انسانی به اساس قوانین اساسی برخوردار میباشند، ولی در عمل علی الخصوص در ممالك دنیای سوم، حقوق حقۀ این قشر فعال جامعه تا حد امكان پا مال گردیده و مظالمی كه بر آنان وارد میگردد، مورد پیگیروبازخواست قانونی واقع نمیشود . متاسفانه با تمام مساعی یی كه موسسات بین اللملی حقوق زن، درین زمینه به خرج میدهند، بیم آن میرود كه در پهلوی بیرنگ شدن امكانات عملی پرنسیپ های حقوق بشر و نقض حقوق انسانی، مخصوصا حقوق زن كاملا پامال و معدوم گردد. میدانیم كه در افغانستان جنگ زدۀ ویران، در پهلوی صدمات بنیادی و غیر قابل جبران كه بر مملكت و ملت افغانستان در مجموع وارد میشود، زن بی نوا و مظلوم افغانستان بیشترین مظالم این بربادی رامتحمل و متقبل میگردند .


در عصر طالبان عصر بر بادی مملكت توسط پاكستانی ها واعراب زنان  داكتر و معلم و ماموركاملا حبس بودند و از آموزش و تحصیل محروم شده بودند. آنچه بردخترجامعه ما وارد میگردد، زبان از گفتن آن کوتاهی میکند خودکشی از ظلم و قیود شوهران، فروش زنان جوان و سنگسار زنان  و غیره وغیره را میتوان مثال آورد.

 

دفتر یونیسف، موسسه اختصاصی ملل متحد برای کودکان، در راپور سالانۀ خود در مورد زنان و کودکان افغانستان چنین گزارش میدهد:
از هرصد هزار زن حاملۀ دار، ۱۶۰ تا ۱۹۰ آن با طفل خود یا بدون آن تلف میشوند باوجودی پول سرشاری كه برای بازسازی و بهبود اجتماع افغانستان، در دسترس دولت و موسسات قرار دارد، زنان و کودکان افغانستان از امكانات موسسات صحی ۹۵ فیصد محروم میباشند. زنان افغانستان كه ۳۰ فیصد قوۀ انسانی كار را در صنایع، زراعت و مالداری تشكیل میدهند، هیچ نوع حق استفاده از حاصل زحمات خویش را ندارد و هیچگاهی هم به بازارفروش محصولات دسترسی نمیداشته باشد.

 

در افغانستان زن از تفکر مردسالاری که بر جامعه ما حاکم است، رنج می برد.  ذهنيت بر تربودن وبرحق بودن مرد يک اصل غير قابل تغييردرجامعه است. آنچه بنام غيرت افغانی به مباهات گرفته می شود، خورد کردن عواطف واحساسات زن است. در کشور ما بنا بر حکومات مستبد زن به لحاظ جسمی موجودی ضعيف و ناتوان به حساب می آيد اما واقعیت خلاف اين ذهنيت را ثابت می کند. در دشتها وصحراها وقله های مرتفع زنان بارهای سنگين ۵۰ و ۶۰ کيلوگرامی بردوش و برسر حمل می کنند تا برای اطفال خود نان پیدا کنند. دختر فروشی به شکلی رقت باری رواج دارد.  در اکثر مناطق هر گاه بين خانواده ها نزاعی دربگيرد منجر به کشته شدن يکی از طرف میشود ، قاتل بايد يک دختر بصورت خونبها به حانب مقتول یدهد. گستردگی بيسوادی، عدم دسترسی به ساده ترين و ابتدايی ترين تسهيلات زندگی، اقتصاد خراب و آگاهی نداشتن از حقوق انسانی همه و همه زنان افغانستان را ناتوان ساخته است.

سنت های خانواده گی:

قبل از ازدواج کسی رأی دخترش را نمی پرسد و ازدواج اجباری حتی در بين تحصيل کرده ها رايج است. اگر زنی فرزند پسر نداشته باشد، شوهر می تواند زن ديگری اختيار کند و داشتن فرزند دختر، به خصوص اگر تعداد آنها زياد باشد، مصيبت تلقی میشود. قوانين در ارتباط با چند همسری و طلاق در افغانستان کاملا شرعی است. مبنای تساوی حقوق، که در قانون اساسی افغانستان آمده، مجزا از مسايل فوق است. اما آنچه زن را بسيار رنج می دهد اين موضوع است که حتی قوانين اسلامی در رابطه با حقوق زن اجرا نمی شود ودر بسياری موارد زن در حکم يک موجود بی جان يا شی تلقی شود.

آموزش و تحصيل:

دختران و زنان افغانستان، آن هم درشهر های بزرگ افغانستان به آموزش ابتدایی و عالی دسترسی نسبی دارند. ولی  در اکثر نقاط افغانستان ذهنيت در رابطه با تعليم زنان و دختران بر آن است که دختران کم سن به مکتب بروندو وقتی بزرگ شدند باید از مکتب رفتن شان خانواده ها جلوگیری کنند .

مرگ ومیرکودکان ومادران:

مرگ و مير کودکان نوزاد و کمتر از پنج سال در افغانستان آمار بلندی را نشان می دهد که در اين ميان کودکان دختر بيشتر آسيب پذيرند. در افغانستان از هر هفت کودک زير سن يک سال يک کودک در اثر بيماری های مختلف تلف می شود. ازدواج زودهنگام دختران، عدم دسترسی آنان به آموزش و پرورش و آمار بالای مرگ و مير مادران و کودکان در افغانستان، همچنان از نگرانيهای عمده درافغانستان به شمار می رود. اوسط عمر زنان افغانستان ۴۴ سال و يك سال كمتر از مردان است و ميزان مرگ و مير آنان به هنگام وضع حمل براي هر هزار نفر بين ۱۶ تا ۱۹ نفر برآورد مي‌شود. درافغانستان زنان يكي از پايين‌ترين ميزان سوادآموزي را در جهان دارند و كمتر از 2 فیصد باسواداند.

آزادی های مدنی:

Ns3

آزادی زنان افغانستان بر اساس سنت ها، بحرانهای پی در پی و فرهنگ عقب گرایی کاملا محدود است. چادری يک امر قانونی و اسلامی نيست، بلکه برای رفع خشونت يک ضرورت فردی برای زن است. پوشش چادری يا برقع را هر زن با در نظر داشت رسوم محلی، رعايت می کند. برای هر زن در هر موقعيتی که باشد گرفتن اجازه از شوهر برای بيرون آمدن از منزل امری حتمی است.  آنچه که زنان را ملول کرده است سنتی بودن جامعه عقب گرای افغانستان است و مرد سالاری بودن آن است. طبق قانون اساسی افغانستان و بر مبنای تساوی حقوق زن با مرد زنان می توانند در پست رياست دولت، نماينده پارلمان، قوه قضائیه و در هيئت دولت جای گيرند. رای زنان در انتخابات تعيين کننده محسوب می شود. مگرتاهنوز مشارکت زن در مسایل سیاسی افغانستان يک امر نمايشی تلقی شده است. زیرا او که از حق انتخاب شوهر محروم است، چگونه میتواند زعيم آينده اش را انتخاب کند؟ 

 خود سوزی آخرین راه نجات ؟ 

ازدواج های اجباری، سلب حقوق انسانی زن، خشونت در خانواده ها، ازدواج های مکرر و بی توجهی بحق وحقوق زن درجامعه مردسالار قبیلوی همه عواملی اند که زندگی را برای زنان افغانستان غیر قابل تحمل مینماید. وقتی راه دیگری برای نجات از این همه رسوم و عنعنات فرسوده و زشت باقی نماند، زنان دست به خودکشی وخود سوزی میزنند.

یکی از مثال های بارز، شرایط ناهنجار زنان در شهر قندهار است. در این شهر که قوانین و عنعنات قومی و پدر سالاری در پهلوی قوانین اسلامی، زندگی روزمره باشندگانش را تعیین مینماید، هنوزهم بعد از سقوط طالبان زنان مانند بردگان زندگی می کنند وازهیچ حقوق واختیارانسانی برخوردارنیستند. زنان بدون اجازه ی مرد نمیتواند ازخانه بیرون شود وبدون اجازه مرد نمیتواند به کاردربیرون ازخانه بپردازد.

خشونت در برابر زنان، ازدواج های اجباری، فروش و قتل دختران و زنان و تبادله زنان ودختران برای حل دشمنی های قومی تنها مثال های کمی از ستم و جفا بالای زنان در جامعه افغانستان است که باعث سلب حقوق اولیه و انسانی زنان گردیده است.

خودسوزى يکى از مشکلات داغ در افغانستان است که داکتران اختلافات خانواده گی، مثل اختلافات بین خشو و عروس، نزاع بین زن و شوهر و از همه مهمتر ازدواجهاى اجباری را عوامل اين خود سوزی ها ميدانند.

ملالی  باشنده جنوب افغانستان که در سر، صورت و وجودش داغهاى سوختگى وخيم مشاهده ميشد ، گفت که شوهرش با زن ديگرى نيز ازدواج نموده و بر سر وى( امباق) آورده است و او اين حالت را تحمل نه کرده و دست به خودسوزى زده است ملالی مى افزايد :« شوهرم مرا با ٤ طفلم ،رها کرده زن جوان گرفته و به من هیچ اهمیت نمی داد.»

وضعیت زنان درشما ل

رسانه هاى معتبرجهان گزارش دادند که به تاريخ ٢ می سال ٢٠٠٥ سه نفر کارمند زن را که در يک موسسه کمک رسانى طبى در ولايت بغلان کار ميکردند، توسط افراطيون حزب اسلامی گلبدین حکمتیار و نیروهای طالبان بعد از تجاوز جنسی بشکل فجيعى سربريده  و به زنان مظلوم هوشدار دادند که اين است سزاى زنانى که در موسسات خارجى کارميکنند.

 

پیشنهادات سازمان اجتماعی افغانستان و آسیا 

 
1.   موسسات و نهادهای جامعه مدنی باید فعاليت های علنی را در زمينه محو خشونت عليه زنان شروع کنند.

2.   برگزاری برنامه ها و جلساتی در اين مورد، تجليل از روز جهانی محو خشونت عليه زنان در شهرهای  افغانستان.

3.   تهيه و پخش فيلم هايی در مورد مشکلات اجتماعی زنان میتواند تا حدودی موثرتمام شود.
4.   زنان از حقوق شان باید آگاهی حاصل نمایند


قتل "شيما رضايی"، يک مجری تلويزيون خصوصی طلوع در کابل،  کشتن دختری پس از فرار از منزل از سوی خانواده اش و مواردی ديگری که افشا ناشده باقی مانده است می تواند نمونه های روشنی برای اثبات اين ادعا باشد.

5.  رشد آگاهی مردان در عين حالی که به زنان برنامه های آگاهی دهنده از حقوق شان ارايه می شود در نظر گرفته شود

6.   رشد آگاهی خانواده ها در جلوگيری از برخورد غرض آلود و دوگانه با زنان و دختران    7.  ايجاد دادگاه خانواده، آموزش پليس زن و تربيت پليس با روحيه احترام به حقوق زن    8.  اصلاح و بازنگری قوانين و طرح قوانين جديد از جمله راهکارهايی است که می تواند در جلوگيری و يا دست کم در کاهش موارد خشونت عليه زنان اثرگذار باشد.                     9. اعضای ارشد خانواده ها بايد به کودکان خود احترام به يکديگر را بياموزند و تا حد ممکن از برخوردهای خشونت بار در برابر آنان خودداری کنند.
10. از همه مهمتر، بايد در جهت توانمند ساختن زنان و دختران به عنوان يکی از موضوعات کليدی در حل اين بحران توجه کرد و در زمينه تامين استقلال اقتصادی زنان که بدون شک آنان را در رويارويی با خشونت ها کمک خواهد کرد، تلاش شود.
براه انداختن تبلیغات روشنگرانه دررسانه ها تا به مردم معلومات داده شود که 11. ازدواجهای اجباری وازدواجهای زنان درکودکی تخطی ازاصول اساسی اسلام است.

12. درقانون جزا واضحاً آورده شود که آنانیکه درسربراه ساختن ازدواج دختران درحالت کودکی دخالت دارند مرتکب جرم میگردند وباید مورد بازخواست ومجازات قرارگیرند.

13.  ایجاد ، توسعه وتقویت پناهگاه های محفوظ برای زنان معروض به خطر.

 14. تقویت وزارت امورزنان، دفترحقوق بشروزارت داخله، بویژه دربخش حقوق زنان ، تقویت کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان وسایرنهادهائیکه متکفل حراست ازحقوق زنان میباشند.

15.  جلب توجهء کشورهای کمک دهنده به حمایت ازحقوق بشروحراست از زنان .

به هرحال، سازمان های حقوق بشر به اين باور رسيده اند که حل مشکل زنان افغانستان به هيچ صورت ممکن نخواهد بود مگر اينکه سطح دانش در اين کشور بالا برود. اما بالا بردن سطح دانش در افغانستان خود امريست که با وجود مساعد بودن شرايط  دست کم دو نسل ديگردوام خواهد نمود.

دکتور نورالحق نسیمی ریس سازمان اجتماعی افغانستان و آسیا 

 

 


بالا
 
بازگشت