

چرااسلام به مذاهب متعدد پارچه پارچه شد ؟
(عدم درک واقعی ازمعنی ومفهوم کلام الهی ،منافع شخصی، قومی،قبیلوی،سیاسی واقتصادی عامل عمده میباشد)
دین اسلام ازجمله ادیان آسمانی بوده که بیش از( یک ونیم ملیارد)نفردرجهان پیرودارد.دین اسلام درسال610 میلادی درکشورعربستان صعودی توسط حضرت محمد(ص) ازجانب خداوند(ج)بربنده گانش نازل گردید.حضرت محمد پسرعبدالئد ولد عبدالمطلب درسال 570 میلادی در شهرمکه ازخانواده بنی هاشم مربوط قبیله قریش تولدگردید. درطفولیت نسبت اینکه پدرومادرش وفات نمودند. سرپرستی اش بدوش کاکایش ابوطالب افتاد،جهت امرارحیات، مصروف چرانیدن رمه های گوسفندوبزهای کاکایش بود،چون به یکتا پرستی معتقدبود،فضائی آزاد دشت وصحرا برتفکر نیایش وعبادتش اثرات بهتر گذاشت،وزمینه های بهترفکری برایش مهیاگردید.چون حضرت محمد (ص)شخص صادق،امین و راستکاربودمورد اعتما د اطرافیانش قرارگرفت.تاآنکه بی بی خدیجه خانم متمول که پیشه تجا رت داشت موصوف را درامور تجارت گماشت،وبعداباحضرت محمد(ص)ازدواج نمود.
علما ودانشمندان ازجمله پوهاندجلال الدین صدیقی درفصل سوم اثرخویش بنام تاریخ تمدن اسلام که در صفحه انترنتی اخبارافغانستان نشرگردید .چنین برداشت داشتندکه :عامل ظهوردین اسلام عبارت ازوحی وهدایات خداوندبودکه توسط جبرئیل امین فرشته وحی، درغارکوه حرا برحضرت محمد(ص) نازل گردید.بدین اساس دین اسلام موهیتی خداوندی بودکه جهان عرب وغیرعرب راازظلمت،جهالت ظلم وستم نجات داده عدالت وبرادری را به ارمغان آورد.علمای جامعه شناسی عوامل ظهوراسلام راعلاوتا تضاد های فکری،فرهنگی،معضلات اقتصادی تجارتی اختلافات قومی وغیره درجامعه عرب میدانند. واین تضادهاراناشی ازمعضلات یکتاپرستی ادیان یهودی ومسیحی درمقابل بت پرستی که شامل قبایل بنی هاشم ،بنی امیه،غسانیان،بنی لحم،بن حنیف وغیره قبایل بود،وتفاوت های سطح زنده گی این اقوام به خصوص که قوم بنی هاشم غریب تربودند،ودیگرمعضلات سبب گردیدکه قوم بنی هاشم اقدام به مبارزه نمایند.ودراین راستا حضرت محمد(ص) پیشقدم شده ،نظربه محبوبیت که نزدمردم وجامعه پیدا نموده بود.درمبارزه خودعلیه ظلم وستم،عدالت وبرادری،یکتاپرستی موفق گردید.بااینکه ازطرف مخالفین ودشمنان افکارونظریاتش مورد توهین ،تحقیر وتهدیدقرارمیگرفت به مبارزه خودادامه داد ،ودین برحق یکتاپرستی راجهان شمول ساخت. ظهوردین اسلام تحول بزرگ در همه عرصه های زنده گی مردم عرب وسایرکشورهای جهان بوجود آورد ومیآورد. بهتراست معلومات مختصر راجع به اسلام ارائه شود. اسلام درلغت به معنی رام وتسلیم بودن دربرابرخداوند(ج)میباشد.اسلام دین یکتا پرستی است.پیروان آنرا مسلمان میگویند.قرآن کتاب مقدس وآسمانی مسلمان است وبه زبان عربی نوشته شدهاست، طبق مندرجات آن وباورمسلمانان توسط وحی الهی به محمد(ص)فرستاده شد.به اعتقاد مسمانان«قرآن وحی نامه اعجاز آمیزالهی است، که به زبان عربی واژه به واژه توسط فرشته وحی، جبرئیل،از جانب خداوند و از لوح محفوظ بر قلب و زبان پیامبر اسلام هم اجمالا یکباره و هم کم کم در طول بیست و سه سال نازل شده این کتاب معتبرترین متن دینی نزد مسلمانان است ومسلمانان آن را«معجزه»و«سند اثبات پیامبری» محمد (ص)میدانند. تمام مذاهب اسلامی بردرستی متن آن اتفاق نظردارند واختلاف در نحوه خواندن متن، تفسیرواحیانا ترتیب آن است.این اتفاق نظربه اندازه است، که شیعیان دوازده امامی ایران ووهابیان عربستان از قرآن با رسم الخط واحدی استفاده میکنند.پیروان دین اسلام که مسلمان نامیده میشوند،اصول وفروع اسلام راکه به اصطلاح تیوری وپراتیک دین اسلام گفته میشود.باید فهمید،وطبق آن عمل کرد. اصول دین اسلام که پایه های اعتقادی دین میباشد,نخست بایدبه آن ایمان آوردوعبارت اند
1 – توحید یعنی یکتاپرستی ومهمترین اصل اعتقادی اسلام است.
2- نبوت یعنی باورداشتن به اینکه خداوند برای ابلاغ سخن خودبه انسان پیامبرراازمیان خودآنها برگزیده است.
3- معاد به معنی رستاخیزیادوباره برخاستن پس ازمرگ میباشد.درمذهب شیعه اصول دین اسلام برعلاوه سه اصل
فوق عدل وامامت نیزشامل است . عدل به معنی قضاوت وپاداش به حق میباشد.یعنی خداوندهیچ عملی راهرچندناچیزوکوچک باشد,ضایع نکرده وبی اجروپاداش نمیگذارد.وبدون تبعیض هرکس جزای اعمالش راخواهد دید. ـ فروع دین اسلام راعمل یاپراتیک اسلام گویند که (نماز,روزه,ذکات ,حج وجهاد)آنرا تشکیل میدهد .
جهاد
بمعنی کوشش ومبارزه وفعالیت میباشد.ازنظراسلام جهاددونوع است .یکی جهاد کبیرکه
مبارزه با امیال درونی انسان میباشد.که برعلاوه رعایت اصول وفروع مسلمان باید
خواهشات نفسانی وامیال بی جاه راکنار گذاشته بخاطررفاء وآرامی مردم کوشش
نماید.فعلااسلام صدهاملیون پیرودارد. چون دین اسلام نظربه سایرادیان
مکملترمیباشد،هرگاه اختلافات ظهورنمیکرد،ودین اسلام راپارچه پارچه نمی
نمودند.فعلاٌ به مراتب پیروان بیشتر میداشت. یکی
از نگرانی
های
پيامبر دراواخر حيات ايشان، احتمال اختلافاتی
بود که ممکن بود در ميان مسلمين اتفاق بيفتد ومنجر به احياء انديشه های
جاهلی
در ميان تازه مسلمانان گردد. چنانکه اين اتفاق در بعد وفات پيامبر به وقوع
پيوست و آن ماجرای
سقيفه بنی
ساعده بود.در حاليکه حضرت علی
(کرم)مشغول غسل
پيکر پيامبربود و سعی
در انجام مراسم تدفين را داشت عده ای
از مردم مدينه(انصار) در سقيفه بنی
ساعده با حضورسعدبن عباده تصميم به انتخاب جانشين پيامبرگرفتند
که خبربه
گوش ابوبکررسید.موصوف
با جمعی
از مهاجرين(اهل مکه) درآنجا حاضر ميشود وجريان سقيفه را که
به نفع
انصار پيش
میرفت،با
ذکرحديثی
منسوب به پيامبر،پيشنهاد
کردتا
فردی
از قريش به خلافت برسد.با توجه به اينکه ابوبکرمقام بالايی
نزد پيامبرداشت،لقب
صديق به اوداده شده بود.کسی
به مخالفت برنخواست،وحضرت
ابوبکر،عمربن
خطاب را معرفی
کرد،
اما عمربا ذکردوستی
یکه رسول الله با
ابوبکرداشت،
خود دست بيعت
را به
ابوبکرداد.
وابوعبيده جراح
نيز اقدام به اين کارکرد.سقيفه بنی
ساعده نخستين انشعاب عملی
درعالم اسلام بود که زمينه ظهور مخالفتهای
راهم باعث گرديد.دراين
ميان آشکارترين تفکرمخا لفت
مربوط به کسانی
بود که حضرت علی
راجانشين
پیامبر ميدانستند.وبربزرگان
ماجراي سقيفه بنی
ساعده خرده میگرفتند.که
شما جزو نخستين کسانی
بوديد که با علی
درغديرخم بيعت کرديد.لذا انديشه شيعه
يا دوستداران
حضرت علی
ازين زمان صورت آشکارتررا
به
خود گرفت. علامه
طباطبايى ،جريان ظهوروپيشرفت اسلام
دربیست وسه سال
زمان بعثت وروندى
طى شده
راکه سبب پيدايىش
چنين گروه وجمعيتى درميان ياران پيامبرگردید
مینویسد:علاقه
شديدى كه پيامبرنسبت
به على(ع)اظهار
مى فرمود وخدمات ارزنده اى كه حضرت علی
براى ترقى وپيشرفت اسلام درجنگ ها از خود نشان داده
بود.عده اى
ازياران پیامبر
راكه ازشيفتگان
فضيلت وحقیقت
بودند.
براين مى داشت كه
على(ع) را دوست داشته باشند ودرآینده
ازاو پيروى نمايند.ولی
یکتعداد رابرحسد
وكينه وا مى داشت...بناءسقيفه
بنی
ساعده نخستين انشعاب عملی
درعالم اسلام بود که زمينه ظهورمخالفت
ها را
فراهم نمود.
نفاق دراسلام خیلی زودترنظربه سایرادیان بوجودآمد.مبنای عمده این اختلافات
عبارت بوداز:ـ جانشینی پیامبر(خلافت وامامت)ـ عدم درک واقعی ازمعنی ومفهوم کلام
الهی که سبب اختلاف در روش فقهی ،اصول وفروع دین گردید.بمرورزمان اختلافات اوج
گرفته خلفای اسلام ،شاهان وامامان بخاطرمنافع شخصی ،قومی،لسانی منطقوی خودازدین
اسلام سئواستفاده نموده،که باعث ایجاد فرقه ها ومذاهب متعدد، که فعلا اضافه
ازصد مذهب وفرقه ایجادشده گردید.که درنتیجه اختلافات مذاهب ملیونها انسان به
قتل رسیده ،وسلسله این کشتارهاادامه دارد. اختلافات
تدریجا
شامل
موضوعات
اجتماعی مانند
امربه معروف و
نهی ازمنکرروبعدا
شامل
حیات فردی،مانند
رابطه انسان و خدا را درچوکات
مسائلی چون مفهوم ایمان،جبرواختیارشامل
شده وسپس به
جانب آخرتشناسی
وتوجه به
بهشت وجهنم
که
مساله وعد ووعید
راشامل میگردد،پا
گذاشته شد.ودرنتیجه
فلسفه و پیامدهای طبیعی راشامل نموده،وبه
تاسیس دانش کلامی
انجامید،خلاصه
سه حوزه دینشناسی، انسانشناسی و کیهانشناسی
راپایه گذاری نمودند..
معتزلیان
با پایهگذاری
دانش کلامی،نقش
تعیینکنندهای
درتاریخ اسلام
دارند.وبعد
اشاعره با موضع
گیری دربرابرافکار
معتزلیان به
ایجادگفتارکلامی
به رقابت
پرداختند.دراین میان معتزله واشاعره نماینده
دونگاه نسبتا
متفاوت درمذهب
کلامی هستند.که
عامل
اختلاف آنها
ناشی ازنگرش
شان نسبت به عقل
،کارکردها
وساحه
فعالیت شان
میباشد.
هرگاه مذاهب
وفرقه های تشکیل شده رابدقت مطالعه فرماید،گرچه هدف همه این فرقه هاومذاهب
پرستش خدای یگانه پیروی ازقرآنشریف واینکه محمد(ص)پیامبرخدا است.وانجام فرایض
دینی یکی بوده.اما در شکل وسلیقه ها باهم در جنجال وتفرقه میباشند.به سبب اینکه
منافع رهبران وایجاد کننده گان مذاهب وفرقه ها درآن نهفته است.خیلی تاسف آوراست
که با داشتن عقیده مشترک،چرااسلام راپارچه پارچه نموده،وبا ایجادنفاق، مذاهب
مختلف را بوجودآوردند. هرگاه بصورت دقیق وواقعبینانه برعوامل ایجاد مذاهب وفرقه
ها نظراندازی شود.اسلام برمعنویت واعتقادراسخ استوار
است هرگاه
دراعتقاد منافع مادی، شخصی فامیلی،قومی ملیتی و....دخیل شود،اسلام واقعیت خود
راکه داشتن اعتقاد قلبی به ایزد متعال میباشد(قلب وضمیرانسان درجهت شناخت
وانجام هدایات الهی باشد.) ازدست داده،و تجارت بالای دین ومذهب که درآن منافع
فوق الذکررهبران مذهبی دخیل میباشد صورت گرفته ومیگیرد.که درطول تاریخ اسلام
ایجاد مذاهب مختلف بعضا نمونه آن بوده.که نتایج بسیارشوم که عبارت از پارچه شدن
اسلام ،نفاق وبرادرکشی میباشد.چنانچه همین عوامل بودواست. که تاحال ملیونها
مسلمان کشته شده ومیشود.
مولف
کتاب تاریخ ادیان ومذاهب درجلدسوم تحریرداشته که مولفان
كوشيده اند تا عدد فرقه ها را به 73 فرقه برسانند تا با روايت منسوب به پيامبر
اسلام مطابقت كند.همچنان
مؤ لف كتاب بيان الاديان كه در سال
485
ق كتابش
تقسیم
بندی مذاهب اسلام را
درپانزده فرقه ،که هرکدام به فرقه های مختلف تقسیم نموده است.که تعدادشان به 75
میرسد.
علاوتا نویسنده
كتاب علل
ظهور فرقه
ها
و مذاهب اسلامى ، كليه فرقه ها را در پانزده فرقه خلاصه كرده است ، كه فرقه
های
ديگر از اين 15 فرقه جدا شده
اند.
خلاصه بصورت
عموم اسلام را به دومذهب عمده سنی،شیعه واضافه ازصد گرو وفرقه تقسیم نموده
اند. اینک نظری مختصربربعضی ازاین مذاهب می اندازیم:
1ــ مذهب سنی (تسنن) : بزرگترین مذهب دین اسلام میباشدکه اکثریت مسلمانان جهان را تشکیل میدهد.اهل سنت یاجماعت با قبول اصول وفروع دین برین باورهستندکه محمد(ص) پیامبراسلام پس از خودجانشینی تعین ننمود. وبعدازوفات حضرت محمد،مسلمانان آن زمان براساس شوراچهارتن رابلترتیب به عنوان خلیفه مسلمین انتخاب نمودند. اهل تسنن خودراپیروقرآن وحدیث (سنت)میدانند.اصطلاح اهل سنت درقرن دوم هجری شکل گرفت.این مذهب به شاخه های حنفی,مالکی شافعی،حنبلی،ظاهری (اهل حدیث) ودیوبندی تقسیم شده است. شيخ طوسى ، 73 فرقه را دو مذهب مى داند كه به دو بخش اصلى تقسيم مى شوند:
1 ـ نواصب
2 ـ روافض
صاحب دبستان المذاهب در معناى اهل سنت و جماعت مى گويد: اينان ده چيز
را سنت و جماعت دانند و گويند هر كس اين ده را بجاى آورد، سنى است.
1 ـ
فاضل
دانستن
على بن ابيطالب،
ابوبكر و عمر بن خطاب
2 ـ دوست داشتن دو داماد پيامبر را.
3ـ محترم داشتن دو قبله را (بيت المقدس و مكه)
4 ـ مسح برکفش پس ازوضو.
5 ـ پرهيزاز
شهادت و قضاوت اين دو چيزنگويد كه :فلانى حقيقتا بهشتى است و يا حقيقتا جهنمى است
6 ـ در نماز به دو امام جماعت نماز گذارد، يعنى : هم به امام صالح و هم به امام فاسق بااستناد به این حدیث جعلی به پیامبر(صلوا خلف كل بر و فاجر)
7 ـ اعتقاد به اينكه گفتار و كردار خوب و بد انسان از طرف خداوند است.
8 ـ نماز برجنازه مطیع وگناهگار.
9 ـ انجام نمازودادن ذکاة .
.10 ـ اطاعت ازسلطان وامام خواه جائر باشد ویا عادل.
الف ـ مذهب حنفی:ازجمله مذاهب فقهی بوده,بنیانگذارآن ابوحنیفه نعمان بن ثابت میباشد.که بین سالهای 80الی 150 هجری درشهرکوفه میزیست،یک تعدادادعا دارندکه ایرانی الاصل میباشد.اما پدرو اجدادابوحنیفه ازقریه خواجه سیاران شهرچاریکارولایت پروان افغانستان میباشد.اجداد موصوف شغل تجارت داشتند،ودرشهرکوفه متوطن شده بودند. موصوف اولین امام ازائمه چهارگانه سنت وجماعت است, دربین مذاهب سنت واهل تشیع پیروان بیشتر دارد. نظربه دانش مذکورمدت زمانی به حیث قاضی القضات درشهرکوفه اجرای وظیفه کرد,اما باتغیر حکومت حاضربه اجرای وظیفه نگردیدوبه زندان افگنده شد.مذهب حنفی برهفت اصل استوارمیباشد: کتاب الهی ـ سنت رسول الئد ـ قول صحابه ـ قیاس ورای ـ استحسا ن ـ اجماع ـ عرف.
ب – مذهب مالکی : ازمذاهب فقهی وپیروابوعبدالئدمالک ابن انس (179 – 93 هجری قمری) دومین امام اهل سنت بوده ومنابع استنباط مالکیه را:قرآنکریم ـ سنت ـ اجماع ـ قیاس ـ استحسان ـ استصحاب مصالح مرسله ـ سد ذرایع ـ عرف ـ قول صحابی تشکیل میدهد. ویژه گیهای فقه مالکی انعطاف پذیری دراصول ومراعات کردن مصلحت میباشد. انعطاف پذیری دراصول،کتاب وسنت راقطعی ندانسته بلکه درهای تحصیص وتقیید رابطورکامل کشود.درکناراین مساله اصول رابه یک دیگرپیوندمیداد تاازمیان آنهافقهی پخته وهمسوبااحکام،عقل وهمخوان باآن چه نزدمردم پذیرفته است پدیدآید.مراعات کردن مصلحت،یاازطریق قیاس واستحسان شود.ویاازطریق مصالح مرسله وسدذرایع ویا هر طریق دیگری.بدین ترتیب بسیاری ازمشکلات رادرزمینه عقود وقراردادها مردم مرفوع گردید و خواسته های مردم راتحقق بخشید.وبامقتضای عرف آنان همراهی وهمسوئی داشت.امام مالک براین عقیده بودکه هدف اصلی شارع،تحقق بخشیدن به مصالح ومنافع مردم است.ویژگی دیگرفقه مالکی فراهم آوردن عناصر رشدوگسترش چون قدرت اندیشه وگستردگی افق دیدفقهیان این مذهب،انعطاف پذیری اصول آنان وگوناگونی راه های که برای حل مسایل اجتماعی،مشکلات وپیچیده ایکه ازهرجانب برای مردم پیش میآید ارایه کرده اند.
ج –مذهب شا فعی:موسس آن محمد ادریس الشا فعی (150-204 هجری قمری) ملقب به ابوعبدالئد سومین امام ازائمه اهل سنت است.این مذهب ازتداخل دومذهب حنفی ومالکی روش نوین رابناء نهادکه از حدیث درآن بهره می جستند.درکلام پیروابوالحسن اشعری بود,وادله چهارگانه(قرآنکریم ,سنت,اجماع و قیاس) راقبول داشت وقائل به استدلال بود.ولی به استحسان ومسایل مرسله اعتنای نداشت وآنرا مردود میشمرد.ایمان درعقیده شافعیه دارای سه شرط عمده است: اول- اقراربه زبان .دوم – تصدیق به قلب . سوم – اقدام به عمل نمودن. امام مالک نخستین شخصی بودکه اصول فقه رابنام الرساله تالیف وتدوین کرد,که مطا لب عمده آنرا قرآنشریف,سنت ناسخ ومنسوخ ,علل احادیث خبرواحد,اجماع ,قیاس,اجتهاد ,استحسان واختلاف بود.
د ـ مذهب حنبلی :ازمذاهب فقهی بوده، موسس آن ابوعبدالرحمان احمدبن حنبل(164 – 241 ) چهارمین امام ازائمه اهل سنت میباشد.وی اهل حدیث بوده وتوجه به رای نداشت،استناداوصرفاَ به قرآنکریم وحدیث پیامبراسلام بود.وپنچ اصل نزدش معتبربود:کتاب،سنت،فتوای صحابه پیامبر،قول برخی ازصحابه که موافق باکتاب باشد.وتمام احادیث مرسل وضعیف.ازمواردیکه حنابله به آن اهمیت زیاد قایل اند امربه معروف ونهی ازمنکرمیباشد.دراصول حنبلی فتوادرباره آنچه عملاَ رخ داده است ارائه میگردد. برخلاف مذهب شافعی درباب معاملات وعقوددیدگاهی ظاهری داشته،وآنرا به همان عباراتی عقدشده تفسیرمیکنند.به انگیزه هاواهداف کمتراعتناء دارند.
ـمذهب ظاهریه:بنیانگذاراین مذهب داودبن محمدعلی که درسال 202 درکوفه تولدشده ،میباشد.موصوف تحصیلات رادرعراق فراگرفت.وعقیده داشت که تنها راه رسیدن به حقیقت وسعادت تمسک بکلام خداوند وپیامراومیباشد. (قرآن،حدیث واجماع) ولی قیاس،رای،استحسان وتقلیدراردنمود. درتمام مسایل دینی عقل راعامل تعین کننده میدانست. عقاید فقهی مذهب ظاهریه:ـ نمازمسافررابدون شرط مسافت شکسته اعلام کرد. ـ روزه مسافررانیزبدون قیدوشرط صحیح نمیداند. ـ مسله ربا ـ اقرارـ علم قاضی ـ درموردشهادت درزنا چهارمردویا به عوض هرمرددوزن شرط است. ـ بینه یا سند. ـ الحاق طفل زنان آزاد وکنیزان .بادیگرمذاهب بعضا تفاوت دارد.این مذهب به خصوص ابن حزم که ازجمله علمای بزرگ این مذهب درهسپانیه بود.سه چیزراشرط برای تحصیل دینی میدانست : 1 ـ دانستن معنی لفظ قرآنکریم. 2 ـ گفتارورفتار پیامبر. 3ـ اجماع . مذهب ظاهریه درباره خداوند،قرآنشریف وکلام الهی نظریات فلسفی،کلامی خاصی دارند.وانسان را مختارمطلق نمی دانند.آنها معتقداندکه اسلام وایمان یکی میباشد، ودیگرادیان رانسخ کرده است. این مذهب دراسپانیه وافریقای شمالی پیروان بیشتردارد .
وـ مذهب دیوبندی:یک جنبش احیاگراسلامی ازشاخه سنی است.ازهندوستان آغازشد وبه افغانستان افریقای جنوبی وبریتانیا گسترش یافته است,این فرقه دراعتقادات ماتریدی ودرفقه حنفی مذهب اند.تمام شاخه های صوفی وطریقت راقبول دارند,ولی طریقه چشتی راطریقه خودقرارداده اند وشاه ولی الئد دهلوی رارهبر طریقه خودمیدانند.
2 ـ مذهب شیعه:شیعه درلغت به معنی توافق وهماهنگی دویا چندنفربرمطلبی، ویا پیروی کردن فرد ویا گروهی ازفردویاگروهی دیگر.شیعیان ادعا دارندکه اصطلاح شیعه برای اولین بارتوسط حضرت محمد(ص) خطاب به علی نموده ،فرمود«تووشیعیان تودرروزقیامت ازخداوند خوشنوداند. خداازآنان خوشنوداست.» درآن زمان چهارنفرشیعه علی شناخته میشد:سلمان،ابوزر،عماریاسرومقداد. بعدادراسلام شیعه بدوگروپ اتلاق میگردید:اول ـ پیروان حضرت علی بن ابوطالب.دوم ـ پیروان معاویه بن ابوسفیان. بعد ازمدت زمانی شیعه به پیروان حضرت علی اطلاق میگردد.خلاصه شیعه به آن عده ازمسلمانان گفته میشودکه به خلافت وامامت بالفعل حضرت علی(کرم) معتقدند.وبراین عقیده اند که امام وجانشین پیامبر اسلام ازطریق شرعی ثابت شده است. پس ازپیامبر،تفسیر،تعبیرامردین و امورمسلمانان برعهده اشخاص است که ازسوی خداوندمعین شده ودارای ویژگیهای همچون عصمت وعدالت هستند.این افرادامام نامیده میشوند.نخستین امام شیعیان حضرت علی است. شیعیان برعلاوه سه اصل دین ,توحید,نبوت ومعاد. به دو اصل دیگریعنی عدل وامامت نیزباوردارند. اصل عدل بین شیعیان ومعتزله تا حدی مشترک است .واصل امامت خاصه مذهب شیعه میباشد.مذهب شیعه اصول دین اسلام راچارمنبع, قرآنکریم, سنت نبوی,حدیث اهل وبیت,عقل وتفکرعقلی میدانند.وشیعیان معتقداند که قرآنکریم وسنت پیامبربرای ایمان حقیقی لازم ولی ناکافی نیست.برای شناخت خداوند درهرزمان به پیشوائی نیازاست،که راه شناس ودرستکارباشد. ومردم رابه سوی خدا رهنمای کند. درغیرآن هرکس به اساس تشخیص خود,اوامردین را تفسیرنموده وگمراه میگردد.می افزایند,این پیشوایان حجتی است که ازجانب خداوندانتخاب,وتوسط پیامبروامامان پیشین به مسلمانان معرفی میگردد.بنابرین امامت مفهوم بنیادی است. وامام خصوصیات ومسولیت های متعددازجمله تبین وتفسیردین وهدایت مردم را دارد.
فروع دین اسلام نزدشیعیان عبارت است از:نماز،روزه،خمس،ذکات،حج،جهاد، امربه معروف ،نهی ازمنکر، تولی، تبری . ـ خمس عبارت از:غنایم جنگی است که ازجنگ باغیان که مسلمان نیستند،فاتحین بدست میآورد.ـ جهادبمعنی کوشش ومبارزه وفعالیت میباشد.ازنظراسلام جهاددونوع است .یکی جهاد کبیرکه مبارزه با امیال درونی انسان میباشد. دیگرجهاداصغرکه عبارت ازکوشش ومبارزه درراه دفاع ازدین اسلام میباشد. ـ امربه معروف:یعنی دستوردادن یا توصیه کردن فردمسلمان به انجام ندادن آن چه به باورمسلمان خوب درنظرگرفته میشود. ـ نهی ازمنکر:یعنی توصیه کردن ازسوی فردمسلمان به دیگران به انجام ندادن آن چه به باور مسلمانان بد درنظرگرفته میشود.
ـ تولی: بمعنی دوست داشتن اهل وبیت پیامبرومحبت آنهارادردل داشتن.ـ تبری:بمعنی بیزاری ودوری جستن ازدشمنان خدا وکسانیکه ولایت حضرت علی بن ابیطالب راقبول نکردند.بااووفرزندانش به جنگ پرداختند. شیعیان به فرقه های مختلف تقسیم شده اند. در كتب فرق الشيعه ، فرقه هاى شيعى به 155 فرقه مى رسند. بصورت عموم شیعیان عبارت اند از:ـ اثنی عشری ـاسماعلیی ـ زیدیه ـ باطنیه (آقا خانیه,دروزیه,نزاریه, حشیشیون) علوی,کیسانیه ,فطحیه غلویه یاغالیان وده هافرقه دیگرتشکیل میدهد.
اثنی عشری یا جعفری:- درلغت به معنی دوازدهی,وبه کسی خطاب میگردد که دوازده امام راقبول دارد وجعفرپسرمحمدراجانشین پدرمیداند.وامامان این مذهب عبارت اند از: 1 ـ علی پسرابوطالب 2– حسن پسرعلی 3– حسین پسرعلی 4– علی پسرحسین(سجاد) 5ـ محمدپسرعلی(باقر) 6–جعفرپسرمحمد (صادق) 7- موسی پسرجعفر(کاظم) 8–علی پسرموسی(رضا) 9ـ محمد پسرعلی(جواد) 10– علی پسرمحمد (هادی) 11– حسن پسرعلی (عسکری) 12-حجت پسرحسن(مهدی).
ـ امامیه:ـ تمام فرقههای اهل تشیع که به امامت علی پسرابیطالب وفرزندانش معتقدند،وبراین باوراند که جهان ازامام تهی نتواند بود،ومنتظرظهوریکی ازعلویان هستندکه درآخرزمان ظهورکرده وجهان را پرازعدل وداد خواهد نمود.امامیه خود نیز به فرقه متعدد تقسیم شدهاند: 1ـ کاملیه:ـ پیروان ابی کامل هستند وایشان کسانی که با امام علی بیعت نکردند کافر میدانستند.
2ـ محمدیه:ـ پیروان این فرقه چشم براه ظهور محمد از نواده گان امام حسن بودند
3ـ باقریه:ـ پیروان این فرقه امامت راازامام علی تامحمد معروف به امام باقردانسته.و امام باقررا مهدی موعود میپندارند.
4 ـ ناووسیه:ـ رهبراین فرقه شخصی بنام ناووس ازاهالی بصره بود که به امامت جعفرصادق معتقد بوده واضافه مینمایندکه وی درنگذشته وظهورخواهد کردونیزمیگویند که حضرت علی برترین فرد مسلمان بود،هرکه اورا تفضیل ندهد کافراست.
5ـ شمیطیه :ازفرق ثعالبه و خوارج اند.وپیرو«شیبان بن سلمه حروری سدوسی خوارجی»هستند که ازسران خوارج بود وبه روزگارابومسلم خروج کردووی را دربرابردشمنانش یاری نمود، سپس عهد خودراباوی شکست.
6ـ عماریه:ـازفرق«قطحیه»یاران عماربن موسی ساباطی بوده وازمذهب شیعه بشمارمیرفتند ایشان رشتهٔ امامت رابه جعفرصادق کشاندهاند وپس ازوی عبدالله افطحراکه مهم ترین فرزند وی بود امام میداند.
7ـ موسویه:ـ یاموسائیه طرفداران امامت موسی بن جعفربوده،ومنتظررجعت اوبوده اند.
8ـ مبارکیه:ـ ازاسماعیلیه قدیم هستند که پیرومردی به نام مبارک غلام آزاد کرده اسماعیل بن جعفر که ازاهالی کوفه بودمیباشند.مبارکه امامت رادرفرزندان محمد بن اسماعیل میدانند وهمان دعوی را که «باطنیه» کردند دربارهءاو روا دارند.
9ـ قطعیه:ـ فرقهای بودند که برفوت امام موسی بن جعفریقین کردند،برخلاف واقفه قطعیه به امامت علی بن موسی الرضا وپس ازوی به امامت ائمه دیگر قایل گشتند بنا براین قطعیه نامی دیگرازشیعه اثنی عشریه است.
10ـ هشامیهـ پیروان هشام بن سالم جوالیقی علاف بودند وازفرقه شیعه به شمارمیرفتندهشام غلام آزاد کرده بشربن مروان بود. وهشامیه را جوالیقه نیز خواندهاند .
11ـ زراریه یا تمیمیه را پیروان انزرارهَ بن اعین تمیمی تشکیل میدهد.اوعلم،قدرت،سمع ،حیات وبصررا برای خدای تعالی حادث میدانست، ودرباب امامت ازواقفه بود.
12 ـ یونسیه: پیروان ابومحمدیونس بن عبدالرحمن مولی علی بن یقطین بن موسی مولی بنی اسد بودند واز قطعیه به شمارمیرفتند وی ازیاران امام صادق وموسی کاظم بود ودرباره تشبیه خداوعرش او افراط میکردند.
13ـ شیطانیه :مخالفان ابوجعفرمحمدبن نعمان معروف به موًمن الطاق، ولی شیطان الطاق لقب دادند شیطانیه معتقداند که خداوند عالم به اشیاءاست وآنها راتقدیر واراده میکند وپیش از آن که آنها راتقدیرو اراده کند ،علم به آنها نداشتهاست.
14–اسماعلیه:-این مذهب درکشورمصربوجودآمده.دردربارخلفای فاطمی مصرپیروان بیشتر پیدا کرد.آنها خودرا(الدعوهً الهادیه)مینامند.درمیان اهل سنت به باطنیان مشهوراند.معتقدبه فرزندی اسماعیل پسرامام جعفرصادق هستند.دربین شیعیان به هفت امامی مشهورهستند.علاوتا معتقداند که مطا لب ظاهری دین دارای باطن است تنها امام وتعلیم یافته گان ازاوآگاه هستند.همین مفکوره سبب گردیدکه به تفکرواستدلال به پردازند.وازفلسفه نیزاستفاده مینمایند.بعدا بدو دسته مستعلوی ونزاری تقسیم شدند. درسال 487 هجری میان اسماعلیان برسرجانشینی پیشوادردولت فاطمی اختلاف بوجودآمد. اسماعلیان ایرانی وشام به گروپ نزاریان واسماعلیان مصروشمال افریقا به مستعلوی باقی ماندند.
کریم آقاخان امام حاضرشیعیان اسماعیل میباشد.موصوف درکشورسویس تولد شده ودرسن بیست سالگی پس ازپدر بزرگش سلطان محمدشاه آقاخان درسال 1957 م به منصب امام رسید.اوچهل ونهمین امام اسماعیلیان میباشد.وفعلا سی ودومین فردثروتمند انگلستان است. امام عسکری امام یازدهم شیعیان روایت مینمایدکه مومن باید دارای علایم ظاهری ذیل باشد: 1 - 51 رکعت نماز گزاردن درشبانه روز. 2– انگشتر دردست راست کردن.3 – اظهار با صدای بلندخواندن بسم الئدالرحمن الرحیم درنماز. 4– زیارت امام حسین درروزاربعین 5 – پیشانی رادرسجده برخاک گذاشتن.
ــ زیدیه:یکی ازفرقه های شیعه است که پیروان آن به امامت پنج تن(علی،حسن،حسین،علی بن حسین وزیدبن علی)معتقداند همیش تدین رامساوی با تعبد.تسلیم نگری,به ظواهرآیات واحادیث می دانند.وهر تفکرواجتهادراطغیان مینامند.
– مذهب معتزله:- موسس این مذهب راواصل بن اعطا سالهای (131 ـ 80 هجری) میدانند. یکتعداد ایرانیان درقرن اول هجری به اثرلشکرکشی اعراب,طورغلام به عربستان انتقال شدند .درآنجا مسلمان گردیدند.اما کلتورو سنن جداگانه داشتند که بااعراب فرق داشت.وروی همان اختلافات دراوائل قرن دوم هجری مذهب معتزله (کناره گیر) بوجودآمد.وتوسط سایرمذاهب تکفیرگردید.این مذهب علاقه عمیقی به فهم اسلام وتبلیغ وترویح ودفاع آن را داردعقاید عمده این مذهب یکی حادث(جدید)ومخلوق بودن قرآنکریم.ودیگری غیرقابل رویت بودن خداونداست.اساس اعتقادات این مذهب را پنج اصل می شمارند: توحید - عدل - وعده و وعید - منزلهً بین المنزلتین- امربه معروف ونهی ازمنکر. در آن زمان مسأله مرتکب گناه کبيره وحکم دنيوی واخروی مورد بحث بود. خوارج آنان را کافر و حسن بصری آنان را منافق می دانستند ،مرجبه هم معتقد بودند چنين شخص همچنان مومن است. واصل بن عطا از شاگردان حسن بصری رأي جديدي برگزيد و گفت مرتکب گناه کبيره نه مومن است و نه کافر، اين نظريه به عنوان منزلة بين المنزلتين شهرت يافت وچون بعد از بيان اين نظرازمجلس درس استاد خود کناره گرفت به معتزله شهرت یافت.
ـ منزله بین المنزلین :یعنی کفروایمان .بدین معنی که مرتکب گنا ه کبیره نه مومن است ونه کافر.آنان عقیده خوارج ومرحبه راکه ارتکاب گناه کبیره مساوی به کفراست مردود میدانند. بعد ازآنكه معتزله به فرقه های متعدد تقسم شدند هريك ازآنها براي خود بحثهايی راجع به مسائل معنوی درپيش گرفتندازمهمترين بحث اين فرقه يكی بحث راجع به ايــمان بود.اماتقريبأ همهء فرقه های خوارج ميگفتند،عمل به احكام دين جزء ايمانست؛ وايمان تنها به اعتقاد نيست. پس كسی كه به وحدانيت خداوند(ج) ونبّوت محمد(ص)اقرارداشته باشد.ولی بـه فرايض عمل نكندومرتكب گناه میگردد، كافر، وواجب القتل است. معتزله به دو گروپ عمده، معتزله بغداد و معتزله بصره،و بعدا به بيست گروه تقسیم شدند.که عبارتند از: 1ـ الحسنیه 2ـ الواصیله 3ـ هذیلیه 4ـ نظامیه 5ـ بشریه 6ـ الکعبیه 7ـ هشامیه 8ـ حبائیه 9ـ حاحظیه 10ـ معمریه 11ـ خیاطیه 12ـ مداریه 13ـ شمامیه 14ـ خابطیه 15ـ هاشمیه 16ـ اسکافیه 17ـ اسوریه 18ـ جعفریه 19ـ حماریه 20ـ عمرویه
مذهب مرحبه :- این مذهب خیلی به خداوند امیدوارهستند.وحتی دراجرای اعمال دینی که کوتاهی کرده باشند،میگویندکه خداوند میبخشد......
ــ واقفیه :ـ نام فرقه ای ازشیعیان است که موسی پسرجعفرمهدی موعودمیدانند.عدهای ازایشان به مرگ وی اعتراف دارند ومیگویند زنده میشود وعالم را مسخّرمیکنند.عدهای دیگرازشیعیان میگویند که وی هنگام روزازحبس سِندی بیرون آمد و کس وی را ندید.وهمین باعث شد که طرفداران هارون از مرده بودن یا زندهبودن یا غایبشدن وی مردم را به گمان انداخت.
– مذهب اشعری (اشاعره):- دراین مذهب بکاربردن نوعی منطق واستدلال درفهم ودرک اصول دینی مجاز است که شرط عمده اعتقاد به حجت,حریت واستقلال عقل است.در اواخر قرن سوم واوائل قرن چهارم هجرى پديده تازهاى رخ داد و آن اينكه شخصيتى بارزوانديشمند كه سالها در نزد قاضى عبدالجبار مكتب اعتزال را فرا گرفته ودرآن مجتهد و صاحب نظر شده بود، از مكتب اعتزال روگرداند وبه مذهب اهل السنه گراييد و چون ازیکطرف دارای نبوغ بود وازطرف ديگرمجهزبه مكتب اعتزال بود.همه اصول اهل السنه را بر پايههاى استدلالى خاصى بنا نهاد وآنها را به صورت يك مكتب نسبتا دقيق فكرى درآورد.آن شخصيت بارز ابوالحسن اشعرى بود که در حدود 330 هجرى وفات نمود. ابوالحسن اشعرى برخلاف مکتب اهل حديث مانند احمد بن حنبل،بحث واستدلال، وبه كار بردن منطق را در اصول دين جايز شمرد واز قرآن وسنت برمدعاى خود دليل آورد.اهل الحدیث بدو دسته: اشاعره يعنى پيروان ابوالحسن اشعرى وحنابله يعنى تابعان احمد بن حنبل تقسیم شدند. بعدازابولحسن اشعری شخصیتهای دیگردراین مکتب ظهور کردند.وپایه های آنرامستحکم نمودندازآن ميان متوان از امام محمد غزالى صاحب «احياء علوم الدين» متوفاى در 505 هجرى و امام فخرالدين رازى نام برد.البته مکتب اشعری تدریجا تحول نمود.مخصوصا دردوره امام غزالى رنگ كلامى خود را كمى باخت و رنگ عرفانى گرفت، وبوسيله امام فخررازى به فلسفه نزديك شد.
ـ آزاِرقــــــه : پيروان نافع بن ازرق اند كه مردي فقيهه بـود وهمهء مسلمين را غيرازفـرقـهء خـود كافرميدانست. ومی گفت :نبايد درنمازآنان حاضرشد. وذبائح ايشان را خورد و با آنان وصلت كرد.آنها مثل كفار وبت پرستان هستند.بايد با آنان جنگيد وآنهارا كشت.حتا قتل اطفال و زنان شان حـلال است. ومعـتقد به تـقيه نـبود. (تقیه به اصطلاح شیعیان ،یک فردمسلمان برای نجات جان خودازانجام برخی اعمال پرهیزکند.)طورمثال اگرمسلمانی دربرابرکفارقرارگیرددخطرجانی اوراتهدید کند میتواندمسلمان بودن خودراپنهان کند.وعلاوه غدرومکربه مخالفان خود را جايز ميدانستند.
ـ علویه :ـ (نصیریه) فرقه ازشیعیان میباشد که اکثرا درکشورهای عراق،ترکیه وسوریه سکونت دارند.اینها بر(12) امام اعتقاد دارند،ومعتقداندکه هرامام بابی داشته است. نويسنده كتاب العلويون النصيريون مینویسد:نصيريان معتقدند كه علی، محمد و سلمان فارس، سه ذات الهی را تشكيل میدهند اينان معتقدبه تناسخ هستند.علاوتا مدعی اندکه باب امام حسن عسکری ابوشعیب محمد بن نصیرنمیری است.وامام دوازدهم باب نداشت،ومردم بعدازحسن عسکری دچارتشتت واختلاف شدیداعتقادی شدند. ابوابی که علویان به آن معتقدبودند: 1ـ امام علی بن ابوطالب ــ سلمان فارسی. 2ـ امام حسین ـ قیس بن ورقه معروف به سفینه. 3ـ امام حسین ـ رشیدهجری . 4ـ امام زین العا بدین ـ عبدالئد غالب کابلی 5 ـ امام محمدباقر ـ یحیحی بن معمرام طویل شمالی. 6 ـ امام جعفرصادق ـ جابربن یزید جعفی. 7 ـ امام موسی کاظم ـ محمدبن ابی زینب کاهلی. 8 ـ امام علی بن موسی ـ مفصل بن عمر 9 ـ امام محمد جواد ـ محمدبن مفصل بن عمر. 10ـ امام محمدهادی ـ عمربن خرات مشهور به کاتب. 11ـ امام حسن عسکرـ ابوشعیب محمدبن نصیربصری نمیری. 12 ـ امام محمد بن الحسن مهدی.
مشكور، نصيريه را اين گونه معرفی میكند:آنان را انصاريه وعلويه نيز ميگويند، منسوب به ابن نصیر نمیری هستند ودرقرن پنجم هجری ازشيعه اماميه منشعب شدندوبعدها درشمال غرب سوريه جای گرفتند تعاليم نصيريه عبارت است از ترکیب عقاید شيعه و معتقدات مردم پيش ازاسلام. به عقيده ايشان خداوند ذات يگانهای است كه مركب ازسه اصل لايتجزی به نام های معنا،اسم و باب است.اين تثليث به نوبت دروجودانبیا مجسم ومتجلی گشته است.آخرين تجسم با ظهوراسلام مصادف شد وآن ذات يگانه درتثليث لا يتجزائی دروجود علی، محمد وسلمان فارسی تجسم يافت.بدين سبب، تثليت مزبوررا با حروف «عمس» معرفی نمودند كه اشاره به حرف اول سه اسم علی،محمد وسلمان است نصيريه معتقد به تناسخ اند.نصیر نميری ادعا ميكرد كه از طرف امام عسكری به نبوت مبعوث شده است. در حق امام عسكری غلو نمود و قائل به ربوبيت آن حضرت شد.ازدواج محرمات رامباح دانسته، ونكاح مردان با مردان را مجاز میدانستند. نویسنده کتاب العلویون النصیریون مینویسد: نصيريان معتقدند كه علی، محمد وسلمان،سه ذات الهی را تشكيل ميدهند؛ وازديگراعتقادات اينان، تناسخ است نخستين كسانی كه به معرفی فرقه نصيريه پرداخته، سعدبن عبدالله اشعری قمی است. وی در كتاب المقالات الفرق، آن ها را اين گونه معرفی مینماید: عدهای از قائلان به امامت علی بن محمد به نبوت فردی به نام محمدبن نصيرنميری معتقد شدند. اوادعا میكرد كه نبی ورسول است وعلی بن محمد عسکری رااو فرستاده است.وی قائل به تناسخ بود و درحق ابوالحسن غلونمود و قائل به ربوبيت او شد. او محرمات را مباح میدانست ونكاح مردان بامردان را جايز ميشمردو تصورمیكرد اين كارازروی فروتنی است.
ـ کیسا نیه:ـ ازفرقه های شیعه بوده به نظرآنها هرکسیکه به امامت نامزدمیشودبایدازفرزندان محمد حنیفه باشد.به روایت محمدجوادشکورنویسنده کتاب (فرق اسلامی)سال چاپ 1384 قمری کیسانیه به ارتباط خلافت علی(ع) به چندگروپ تقسیم شدند:
1 ـ گروهی معتقد اند که محمد حنیفه پس ازپدرش علی امام بوده است .(مختاریه)
2 ـ این گروه معتقداندکه محمد پس ازحسن وحسین امام بود.
3 ـ این گروه معتقداندکه محمدحنیفه مهدی موعود است.(کربیه)
4ـ گروه مذکوربه امامت ابوهاشم عبدالئدبن محمدحنیفه پس ازامامتش هستند.
5 ـ گروهی دیگرمیگویندکه امامت به وصیت ابوهاشم به محمد ابن علی ابن عبدالئد ابن عباس ابن عبدالمطلب رسیده است.(راوندیه) )ـ6 گروهی معتقد است که پس ازابوهاشم بیان ابن سمعان تمیمی است.(بیانیه
7 ـ گروهی دیگرمعتقد اندکه امام پس ازابوهاشم،عبدالئد ابن عمروابن حرب است.(حربیه).
ـ فاطمیان:ـ این مذهب درمناطق شمال افریقا وآسیا باختردرقرن (5 ـ3 ) نیرومندبودند.فاطمیان مدعی بودندکه ازنسل علی (کرم)هستند.به همین لحاظ نام خودراازنام فاطمه زهراگرفته اند.
ـالابـــاضيــه : یکی ازمذاهب اسلام بوده خودرامجزاازمذاهب تسنن وتشیع میداند.رهبرآن عبدالله بن اباض التميمــي که بعدازرحلت محمد(ص) سالهای پنجاه هجري بوجود آمد پيروانش تاحال درکشورهای عمان والجزایر وجوددارند.وشاخه دیگرآن بنام رستمیان درمناطق عراق وشمال افریقازیست مینمایند. (منبع:پیوندهای تاریخی و.. ایران.اثردکتراحمدموسی) اينان برعكس ازارقه، نسبت به مخالفان خود مبالغه نمی كنند.حتی ميگويند: ميتوان با آنان وصلت نمود. ودارای افکارمسالمت آمیزبودند.قتل وقتال مخالفان را بطورناگهانی جايز نميدانند.مگربعد ازدعوت واتمام حجّت واعلان قتال.
– خوارج:-
فرقه ازاسلام است که هسته اولیه آن درجنگ صفین کوفه شکل گرفت.نسبت اختلافات که
بین حضرت علی وحضرت معاویه بالای موضع خلافت بوجودآمد.وسبب ایجاد فرقه
دیگرگردید. این فرقه جدید معتقد بودند: - خلافت ابوبکر,عمر,عثمان وعلی راتاقبل
ازحکمیت قبول دارند.ولی بعدازحکمیت باخلافت علی مخالف بودند. ـ معتقدبودند که
خلیفه بایدتوسط مردم ازمیان مسلمانان بدون تبعیضات قومی انتخاب شود.– خلیفه
بایدتابع اوامرالهی باشد والا معزول گردد. – داشتن ایمان تنهااعتقاد به
وحدانیت خداوند ونبوت حضرت محمد نیست,بلکه ایمان بمعنی عمل به فرایض
است.واگرکسی به فرایض عمل نکند کافراست.وباید کشته د.مهمترین فرقه های خوارج
عبارت اند از: 1 ـ
المحكمه
الاولى : نسل اول خوارج
2 ـ
ارازقه 3ـ نجدات 4 ـ عاذریه 5 ـ صفریه 6 ـ عجارده 7 ـ اباضیه 8 ـ
ثعالبه 9 ـ شعیبیه 10 ـ میونیه 11 ـ خلفیه 12 ـ معلومیه 13 ـ
صلتیه 14 ـ الحمزه 15 ـمعبدیه 16 ـ اخنسیه 17 ـشیبانیه 18
ـ رشیدیه 19 ـ کرامیه 20 ـ ریادیه 21 ـ حفصیه 22 ـ
یزیدیه 23 ـ حارثیه 24 ـ بیهسیه 25 ـ شمراخیه.
ـ
آزاِرقــــــه :
پيروان نافع بن ازرق اند كه مردي فقيهه بـود وهمهء مسلمين را غيرازفـرقـهء خـود
كافرميدانست. ومی
گفت :نبايد درنمازآنان حاضرشد. وذبائح ايشان را خورد و با آنان وصلت كرد.آنها
مثل كفار وبت پرستان
هستند .بايد
با آنان جنگيد وآنهارا كشت.حتا قتل اطفال و زنان شان حـلال است.
. افرادى كه به اين فرقه مى پيوستند، در ابتداى ورود به سختى
آزمايش مى شدند. آنان بايد اسيرى را گردن مى زند؛ اگر چنين مى كردند، پذيرفته
شده و قبول بودند، در غير اين صورت وى را منافق و مشرك مى خواندند، و به قتل مى
رساندند.آزارقه
معـتقد به تـقيه
نـبود. (تقیه
به اصطلاح شیعیان ،یک
فردمسلمان برای نجات جان خودازانجام برخی اعمال پرهیزکند.)طورمثال اگرمسلمانی
دربرابرکفارقرارگیرددخطرجانی اوراتهدید کند میتواندمسلمان بودن خودراپنهان
کند.وعلاوه غدرومکربه مخالفان
خود را جايز ميدانستند.
ـ
فرقه ثعالبه
:رهبراین
فرقه ثعالبه بن عامربود.وبا عبدالکریم عجاردی همفکربود.تنها
اختلاف
شان در مورد كودكان بود.
ثعلبه معتقد بودکه
بر كودكان
حکمى
نيست و در محبت و عداوت آنان آزادند تا به بلوغ رسند و در آن زمان بايد اسلام
را بر آنان عرضه كرد. اگر ايمان آوردند كه خوب است ، در غير اين صورت بايد
تكفير شوند. اين فرقه معتقد بود كه بايد از ثروتمندان زكاه گرفت و به بى نوايان
داد. بر اثر اختلافات بين رهبران ، اين فرقه ، دچار انشعاب شد و فرقه هايى از
آن پديد آمد..
فرقه حازميه:ـ
بنیانگذاراین فرقه
شعيب بن حازم يا اصحاب حازم بن على حازميه گويند.ومعتقد
بودند
كه اعمال
بندگان را خداوند مى كند. برائت از امام على را آشكارا بر زبان نمى آورند، ولى
ديگران را علنا ناسزا مى گفتند. و عقيده داشتند كه خير و شر به قضا و قدر الهى
بستگى دارد.
فرقه معبديه:ـ
پیروان معبدبن عبدالرحمن را معبده گویند.ومعتقد بودند.
اين فرقه با زنان غير مذهب خود ازدواج نمى كردند و عقيده داشتند كه هر كس زكاة
ندهد، كافر است . اين عقايد خلاف فرقه
ثعالبه بود.
اين فرقه عقيده داشت كه ثواب خداوند به بندگان در همين دنيا است.
.
فرقه
صلتيه
:ـ
پیروان صلت
بن ابی صلت میباشند.ومعتقد بودند هرکس که گفتارما را بپذیر