جنگ نفت
این کتاب در جوزای سال 1370 خورشیدی برابربه جون سال 1991 میلادی نگاشته و به چاپ رسید.
در کتاب "جنگ نفت"، اشغال کویت در آگست 1990 از سوی دولت صدام حسین و سپس جنگ ایالات متحدۀ امریکا و متحدینش علیه عراق مورد
بحث وتحلیل قرار گرفته است. تمام مباحث کتاب از یاد داشتهای روزانۀ نگارنده از حوادث بحران اشغال کویت و اشتعال جنگ و استفاده از منابع معتبر در مورد عوامل و پیامد های این بحران و جنگ سر چشمه می گیرد. هر چند جنگ نفت یک ونیم دهه قبل بوقوع پیوست و جورج بوش پدر رئیس جمهور وقت ایالات متحدۀ امریکا فرماندار این جنگ بود که صدام حسین را با سرنیزۀ زور و قدرت نظامی از عراق راند، اما اکنون بوش پسر با براه انداختن جنگ دیگر، صدام را به بند کشید وعراق را در اشغال نیروهای خود درآورد. شعله های آتش این جنگ پسر، همچنان در عراق زبانه می کشد. از این رو مطالعۀ رویداد ها و حوادث جنگ 1991 که در عنوان "جنگ نفت" نگاشته و منتشر شده است، شاید برای خوانندگان مایۀ دلچسپی باشد

مشخصات کتاب:
نام کتاب: جنگ نفت
نویسنده: محمد اکرام اندیشمند
نوبت چاپ: چاپ اول
تاریخ چاپ: جوزای 1370 خورشیدی برابر با جون 1991 میلادی
تعداد: 500 جلد
کمپیوزر: میرویس خاورین
چاپ خانه: آریانا
محل چاپ: شهر پشاور پاکستان
فهرست مطالب
فصل اول:
آشنایی با منطقۀ جنگ نفت
اهمیت وموقعیت شرق میانه وخلیج فارس
نگاهی به اوضاع عمومی کویت قبل ازاشغال
آشنایی با اوضاع عمومی عراق
الف - وضع جغرافیایی
ب - اوضاع سیاسی
حاکمیت صدام حسین وهشت سال جنگ باایران
وضع نظامی عراق قبل ازاشغال کویت وجنگ نفت
مطالعه وبررسی زندگی وشخصیت صدام حسین
فصل دوم:
اشغال کویت وعکس العمل جامعۀ جهانی
مقدمه چینی حمله به کویت
انگیزه ها وعوامل اشغال
بررسی اشتباهات صدام دراشغال کویت
اشغال سریع وغافلگیرانه
آغاز کشتار وغارتگری
درامۀ تشکیل دولت مؤقت آزاد
واکنش ها وعکس العمل های جهان دربرابر اشغال کویت
عکس العمل جامعۀ عرب
اجلاس سران عرب درقاهره
واکنش وموقف سازمان ملل متحد وسایر مجامع جهانی
عکس العمل وموضع گیری شوروی وکشورهای سوسیالیستی
عکس العمل وموقف امریکا وکشورهای غربی
الف – ایالات متحدۀ امریکا
ب – انگلستان
ج – فرانسه
د – سایر کشورهای غربی
اشغال کویت و واکنش شدید ایالات متحدۀ امریکا وغرب
فصل سوم:
ادامۀ اشغال کویت واوج گیری بحران تا وقوع جنگ
صلح ناگهانی با ایران
تشکیل سپرانسانی
پیوند دادن اشغال کویت به اشغال فلسطین
تحریک دیپلوماتیک درحل صلح آمیزبحران
استقرار روزافزون نیروها وگسترش تهدید نظامی
ترکیب نیروهای مستقردردوسوی خط آتش
نوعیت وکیفیت سلاح ووسایل نظامی طرفین
آخرین تلاش های دیپلوملتیک درجلوگیری ازجن
سرمنشی ملل متحد وآرزوهای بربادرفته
همه چیزبرای جنگ آماده می شود
فصل چهارم:
جنگ نفت آغاز می شود
رویداد های جنگ ازآغاز تا پایان
عراق زیرسنگین ترین حملات هوایی وموشکی
رئیس جمهورامریکا آغازجنگ را اعلان می کند
صدام حسین ازشروع ام المعارک سخن می گوید
نتایج اولیۀ جنگ درارزیابی وادعای طرفین
عکس العمل جامعۀ جهانی ازآغازجنگ
حملات موشکی عراق به اسرائیل
استراتیژی نظامی عراق دربرابر حملات هوایی وموشکی متحدین
استراتیژی نظامی امریکا ومتحدینش دربرابرعراق
تلاش های دیپلوماتیک جهت برقراری آتش بس
جنگ زمینی آغاز می شود
شکست غیرمنتظرۀ عراق درجنگ زمینی
رئیس جمهورامریکا توقف جنگ را اعلان می کند
ملاقات قوماندان نظامی امریکا وعراق درصفوان
بررسی اشتباهات نظامی صدام حسین وعوامل شکست عراق
فصل پنجم:
نتایج وپیامد های جنگ نفت
جنگ نفت رسماً پایان می یابد
تلفات نظامی متحدین درجنگ نفت
نتایج واثرات جنگ نفت برعراق
تأثیر جنگ نفت براوضاع اقتصادی عراق
اثرات جنگ نفت براوضاع نظامی عراق
عکس العمل متحدین وجامعۀ بین المللی دربرابر قیام مردم عراق علیه صدام
اثرات جنگ نفت برکشورکویت
اثرات جنگ نفت برمحیط زیست منطقه
عوارض اقتصادی جنگ برکشورهای جهان وتأثیر جنگ بربهای نفت
ایالات متحدۀ امریکا وجنگ ونفت
جنگ نفت وفلسطینیها
اسرائیل وجنگ نفت
جنگ نفت وشوروی
نهضت های اسلامی وجنگ نفت
مقدمه
چرا جنگ خلیج فارس را، جنگ نفت میگوئیم؟
وقتی جورج بوش رئیس جمهور امریکا دو ساعت بعد از شروع تهاجم هوائی و موشکی علیه عراق در شام شانزدهم جنوری 1991 میلادی طی بیانیه ای از رادیو و تلویزیون، مردم امریکا را از شروع جنگ آگاه ساخت به تشریح انگیزه و اهداف این جنگ پرداخت وگفت: « دو ساعت قبل نیروهای متحدین عملیات نظامی مشترک خود را برای بیرون راندن عراق از کویت و آزاد سازی کشور کویت آغاز کردند. این جنگ در حقیقت در دوم آگست 1990 با حملۀ عراق به کویت آغاز شد امّا رژ یم عراق و رهبر آن فیصله های ملل متحد را نپذیرفت و حاضر به خروج از کویت نگردید. سر انجام متحدین به این نتیجه رسیدند که تعذیرات اقتصادی به آن حد مؤثر نیست که صدام را وادار به خروج از کویت بسازد. بنااً تصمیم گرفتند تا او را از راه نظامی به خروج از کویت وادارند...»
همچنان رئیس جمهور آمریکا وقتی فرمان توقف جنگ را در نیمه شب بیست و هشتم فبروری 1991 صادر میکرد اظهار داشت: «.... کویت آزاد ساخته شد، بیرق کویت در اهتزاز است و بیرق امریکا بر فراز سفارت امریکا در کویت به اهتزاز درآمد. ارتش عراق شکست خورد و ما به اهداف نظامی خود رسیدیم و این یک پیروزی برای سازمان ملل، برای حکومت قانون و برای همۀ بشریت است. . . . »
صدام حسین رئیس جمهورعراق، جنگ متحدین به رهبری امریکا راعلیه خود، "ام المعارک" و "حرب الحروب"، "جنگ مؤمنان علیه کفار"، "جنگ عدالت علیه بی عدالتی" و "جنگ برای آزادی فلسطین" نام گذاشت. او در پیام خود چهار ساعت بعد از شروع جنگ خطاب به مردم و نیروی مسلح عراق گفت: « ... این جنگ ما در جنگ ها ( ام المعارک) است. پس از اینکه "شیطان بزرگ" (امریکا) جنایتش را مرتکب شد، جنگ آغاز گردید. فرزندان سربلند ملت ما درین جنگ بزرگ که جنگ مؤمنان علیه کفار وجنگ عدالت علیه بی عدالتی میباشد پیروزخواهد شد؛ فلسطین آزاد خواهد شد، اشغال جولان و لبنان پایان خواهد یافت و هر انسانی در سرزمین عربی آزاد خواهد بود. . . . »
اما این جنگ برخلاف ادعاهای رؤسای جمهور امریکا و عراق در حقیقت نه جنگی برای آزاد سازی کویت بود و نه هم جنگ عدالت علیه بی عدالتی، نه جنگ مؤمنان علیه کفار و نه جنگی برای آزادی فلسطین. این جنگ، "جنگ نفت" بود. زیرا اگر کویت نفت نمیداشت و اگر نفت در دنیای ماشینی امروز اهمیت و ارزشی نمیداشت، صدام برای اشغال آن لشکر کشی نمیکرد. و اگر امریکا و متحدین اروپایی اش درآنجا منافع برای دریافت نفت نمیداشتند به هیچ صورت حاضر نمی شدند که حتی یک سرباز برای آزاد سازی کویت واعادۀ حاکمیت آل صباح به کویت یا عربستان سعودی بفرستند.
آنچه که بنام همبستگی بین المللی و فیصله های پی در پی شورای امنیت ملل متحد در مقابله علیه رژیم صدام حسین از آغاز ایجاد بحران اشغال کویت به سرعت ایحاد گردید و به جبهۀ وسیع و گسترده علیه عراق و مجوز قانونی برای جنگ تبدیل شد، نه همبستگی بشر دوستانه برای دفاع از مظلوم و سرکوبی ظالم و تجاوز گر بود و نه هم تطبیق فیصله های جامعۀ جهانی برای تحقق عدالت و قانونیت. زیرا در جامعۀ معاصر انسانی و حد اقل از زمان تشکیل سازمان ملل تا اشغال کویت توسط عراق، هجوم ها و ادغام های زیادی صورت گرفت و سازمان ملل قطع نامه های متعددی را صادر کرد. اما برای دفع آن یورش ها واشغالگری ها و تطبیق فیصله نامه های ملل متحد نه تنها که هیج مساعی مشترک و همبستگی بین المللی بوجود نیامد و باعث اعزام قوا و وسایل جنگی نگردید بلکه برعکس، اشغالگرومتجاوز درسطح بین ا لمللی مورد دفاع و حمایت قرار گرفت.
ایالات متحدۀ امریکا و کشورهای غربی بنام آزاد سازی کویت، سرکوبی متجاوز و تطبیق فیصله نامه های سازمان ملل در خلیج فارس نیم میلیون نیرو را با پیشرفته ترین ابزار و وسایل جنگی در ظرف چند ماه مستقرکردند. واندکی بعد آتش جنگ را شعله ورساختند. اما چهل و هشت سال است که از تجاوز واشغالگری اسرائیل بر فلسطین و سرزمین های اعراب حمایت می کنند. بیداد گری اشغالگران اسرائیلی که حتی کودکان شیر خوار فلسطینی را هنگام مکیدن شیرازپستان مادرانشان به گلوله می بندند وجدان انسانی آنها را بدرد نمی آورد. آنها از لزوم تطبیق قطع نامه های سازمان ملل متحد در مورد فلسطین حتی صحبت نمی کنند، چه رسد به آنکه برای اجرای آن به اقدام نظامی یا غیر نظامی متوسل شوند.
اگر این ادعای رئیس جمهور امریکا را بپذیریم که لشکر کشی به خلیج فارس و جنگ چهل و سه روزه که اشغالگران عراقی را از کویت بیرون راند، جنگ برای آزاد سازی کویت و پیروزی امریکا درین جنگ، پیروزی برای سازمان ملل، برای حکومت قانون و برای همۀ بشریت باشد، پس سکوت در برابر تجاوز و اشغالگری اسرائیل بر فلسطین و سرزمین های اعراب، نادیده گرفتن قطعنامه های سازمان ملل متحد و حمایت امریکا و غرب از آن تجاوز و اشغالگری در طول چهل و هشت سال، فاجعه برای حکومت قانون و جنایت برای بشریت محسوب میشود که یقیناً چنین است.
وقتی ایالالت متحدۀ امریکا و غرب در طول چهل و هشت سال با حمایت خود از تجاوز و اشغالگری اسرائیل در بخشی از منطقۀ شرق میانه در برابر حکومت قانون وحقوق بشر مرتکب تخطی وجرم می شود، چگونه میتوان باور کرد که لشکر کشی آنها در بخشی دیگری از سرزمین شرق میانه بخاطر اعادۀ حاکمیت قانون، سرکوبی متجاوز و تطبیق فیصله نامه های ملل متحد باشد؟!
واقعیت این است که کویت به خودی خود برای امریکا و غرب اهمیتی ندارد؛ بلکه اهمیت آن نهفته در ذخایر وثروت نفتی آن است. ریچارد نیکسن رئیس جمهور سابق امریکا چهار سال قبل از اهمیت نفت خلیج فارس برای امریکا و غرب با چنان وضاحتی سخن میگوید وبرلزوم کنترول و تسلط امریکا بر منطقۀ مذکور چنان تأکید میکند که با مد نظر قرار دادن سخنان او وارتباط آن با جنگ امریکا در خلیج فارس این جنگ را جز "جنگ نفت" نمی توانیم چیز دیگری بنامیم. نیکسن می گوید:
«... دسترسی به نفت خلیج فارس برای غرب جنبۀ حیاتی دارد. خلیج فارس شاهرگ نفتی غرب میباشد. خلیج فارس با نفت خود مانند خون، صنعت نوین را حیات می بخشد. بدون واردات نفتی از خلیج فارس اقتصاد آزاد متحدان ما نابود خواهد شد. تا زمانیکه اقتصاد کشور های غربی با نفت تغذیه میشوند منطقۀ خلیج فارس و منا بع آن جز ومنافع حیاتی غرب باقی میماند. امروز ایالات متحده تنها کشوری است که میتواند از منافع غرب در خلیج فارس حراست کند. هیچ یک از کشور های هوا دارغرب در خلیج فارس قدرت کافی برای انجام این کار را ندارند. هیچ یک از متحدان مان در اروپای غربی نیرو وتمایل به انجام چنین کاری را دارا نیستند. بنا براین ما برای این مسألۀ بسیار مهم و حیاتی باید اقدامی انجام دهیم امّا تا کنون انجام نداده ایم.»
نفت چهل فیصد انرژی مصرفی جهان را تشکیل میدهد و تا هنوز انرژی دیگری یافت نشده که جای نفت را بگیرد و در آینده هم چنین چیزی محتمل به نظر نمیخورد. نیازو وابستگی کشورهای صنعتی و حتی ممالک درحال انکشاف وعقب نگهداشته شدۀ جهان سوم به نفت سیر صعودی را پیموده است و هرسالیکه سپری میشود میزان نیازمندی و وابستگی به نفت در دنیا بالا میرود. خاصتاً نیاز امریکا و کشورهای صنعتی غرب به نفت وارداتی بیشتر از پیش میگردد، آنطوریکه رئیس کمیته انرژی مجلس سنای امریکا در آگست 1990 گفت که روز چهارم جنوری (سالروز استقلال امریکا) به جای روز استقلال باید روز وابستگی به نفت وارداتی خوانده شود و اخطار میکند که افزایش حجم نفت وارداتی ، اقتصاد امریکا را فلج ساخته و یک تهدید واقعی برای امنیت ملی این کشور محسوب میشود.
امریکا در سال 1989 چهل و نُه ملیارد دالر برای نفت وارداتی اش پرداخت و در دهۀ 1990 مبلغی را که امریکا برای نفت وارداتی بپردازد بیشتر از این و درهر سال رو به افزایش خواهد بود. چون طی دهۀ 1990 تولید نفت در ایالات متحدۀ امریکا بنابر رو به اتمام بودن ذخایر نفتی آن کشور سالانه در حدود چهار هزار بشکه در روز کاهش خواهد یافت و برعکس تقاضا برای نفت افزایش میابد. در چنین حالتی اگر شوک نفتی ایجاد شود، اقتصاد امریکا که از سلامت کمتری برخوردار است متحمل آسیب میگردد. چنانچه درآمد ملی امریکا دراثر بحران قطع تولیدات نفتی کشور های عربی در آستانۀ جنگ 1973 اعراب و اسرائیل به میزان پنج فیصد کاهش پیدا کرد و شوک نفتی بین سالهای 1970 تا 1980 که در اثر پیروزی انقلاب اسلامی ایران و موفقیت اوپک در افزایش قیمت نفت بوجود آمد سبب کاهش سه در صد از درآمد ملی امریکا شد. برعلاوه این شوک ها در افزایش توّرم و کاهش دستمزد های واقعی در امریکا نیز موثر بوده است.
با در نظرداشت اهمیت حیاتی نفت برای کشور های صنعتی دنیا و وابستگی امریکا و کشورهای غربی به نفت وارداتی، منطقۀ شرق میانه و خاصتاً حوزۀ خلیج فارس منطقۀ مهم و استراتژیکی را در جهان تشکیل میدهد. این منطقه هفتاد فیصد ذخایر نفت جهان را دارا میباشد و بخش اعظم واردات نفتی کشورهای غربی ازین ذخایر تأمین میگردد. امریکا تسلط به این منطقه را جزو منافع حیاتی و ملی خود میداند. برعلاوۀ نفت در شرق میانه، حفظ اسرائیل نیرومند وبرترازلحاظ نظامی نیز درین منطقه برای امریکا هدف دیگر استراتژیک میباشد. وبنابرین لشکر کشی و جنگ امریکا در خلیج فارس فقط برای تأمین و تحکیم سلطۀ امریکا در راستای دو هدف استرابژیک فوق الذکر قابل مطالعه و بررسی است و ادعا های آزاد سازی کویت و تطبیق فیصله نامه های ملل متحد استناد و دستاویز یست که امریکا برای پوشانیدن نیت اصلی خود دراین جنگ به آن تظاهرمینماید و از این رو بهترین نامی را که به این جنگ می توانیم انتخاب کنیم "جنگ نفت" خواهد بود.
همچنان با توجه و درنظر داشت نیت وهدف اصلی صدام حسین از لشکر کشی به کویت که منجر به جنگ میان عراق و امریکا گردید نیز این جنگ را باید " جنگ نفت" بگوئیم. زیرا تنها جاذبۀ نفت و رویای تصاحب دالر های هنگفت قیمت نفت بود که پای صدام را به کویت کشانید تا بتواند هزینه های بزرگ اعمار و باز سازی عراق جنگ زده، پرداخت قرضه های ناشی از جنگ هشت ساله با ایران، مصارف ارتش یک ملیونی و سایر ضروریات بلند پروازانه اش را مبنی بر زعامت جهان عرب تأمین کند.
عراق قبل از شروع جنگ با ایران در سال 1980 سی ملیارد دالر ذخیره داشت اما بعد از هشت سال که آتش این جنگ خاموش گردید، قرضداری هایش سر به یکصد ملیارد دالر کشید. هرچند که عراق بعد ازجنگ هشت ساله اش باایران ازلحاظ نظامی نیرومند ترازگذشته وصاحب یک ملیون ارتش وسلاح های کشنده تروپیشرفته ترشد اما هزینه های بازسازی عراق وتغذیۀ ارتش یک ملیونی ازلحاظ نظامی ومالی و بازپرداخت قروض، موضوع نگران کننده برای حکام عراق بود. حاکمان عراق برای رهایی ازاین نگرانی ورفع مشکل متذکره وسوسه شدند تا کویت را که یک مخزن ثروت بود ببلعند ونه تنها مشکلات مالی عراق را مرفوع سازند بلکه رویای زعامت جهان عرب را درپرتو ثروت های بی حد وحساب بادآورده ازکویت تحقق بخشند.
کشورهای شورای همکاری خلیج فارس که شامل شش کشورعربستان سعودی، بحرین، امارات متحدۀ عربی، کویت، عمان وقطر می شوند بیش از670 ملیارد دالر سرمایه درخارج دارند که همۀ این سرمایه های بزرگ ناشی ازفروش نفت آنها است. درحالیکه این کشورها دارای بیست ملیون نفوس هستند وسایر کشورهای عربی که بیش از 190 ملیون جمعیت دارند نه تنها یک دالر سرمایه ای درخارج ندارند بلکه درزیر بار 208 ملیارد دالر قرض های خارجی رنج می کشند. ومسلماً زندگی فلاکتبار ومملواز فقر ومحرومیت اکثریت عظیم این 190 ملیون جمعیت بازندگی مرفه ومملوازنعمت های مادی اکثریت بیست ملیون جمعیت کشورهای نفت دار قابل مقایسه نمی باشد. وبرعلاوه، دراین شش کشورنفت خیز ثروتمند فقط شش خاندان مشخص حکومت می کند که بیشترین بخش ثروت نفتی وتمام قدرت وصلاحیت حکومتی دردست افراد منسوب به آن خاندانها قرار دارد. ازطرف دیگراین خاندانهای حاکم ثروتمند، پول های نفتی خودرا درکشورهای غربی سرمایه گزاری می کنند نه درمیان برادران فقیر ومحروم خود.
بدین ترتیب جاذبۀ نفت وثروت نفتی کویت پای صدام حسین را به کویت کشانید ولی بعداً که این اشغالگری وسلطۀ صدام برنفت کویت منجر به سوقیات نظامی امریکا ووقوع "جنگ نفت" گردید، رئیس جمهور عراق این جنگ را، "جنگ مؤمنان علیه کفار" و"جنگ برای آزادی فلسطین" نامید تا با این تظاهر وریاکاری حمایت اعراب ومسلمانان جهان را دراین جنگ نامقدس وباطل جلب نماید. اما این جنگ هیچ ارتباطی به اسلام وآزادی فلسطین نداشت. زیرا صدام دراین جنگ، اشغالگر ومتجاوز بود.
پشاور - بهار 1370 خورشیدی ( بهار1991 میلادی)
فصل اول
آشنایی با منطقۀ جنگ نفت
اهمیت وموقعیت شرق میانه وخلیج فارس:
اروپایی ها که درپایان قرن 19 واوایل قرن بیستم به اثررشد وپیشرفت صنعت وتکنالوژی به نیروی استعماری دنیا تبدیل شدند وبسیاری ازکشورهای آسیایی وافریقایی راتحت سلطه واشغال خود درآوردند، اصطلاح منطقۀ شرقی یا خاوری را به قسمت اعظم آن کشورها بکاربردند. آنها سپس ممالک شرقی را ازلحاظ بُعد مسافه نسبت به اروپای غربی وبا توجه به خصوصیت واهمیت استراتیژیکی آن ازلحاظ سیاسی، اقتصادی ونظامی به شرق نزدیک، شرق دور وشرق میانه نام گذاری کردند. شرق نزدیک شامل کشورهای شمال افریقا به استثنای مصر می شود. شرق دور متشکل ازکشورهای چین، جاپان، شبه جزیرۀ هند وچین وجنوب شرق آسیا است. وشرق میانه شامل کشورهای عربی غرب آسیا، ایران، مصر، قسمت آسیایی ترکیه وافغانستان میباشد. درمورد حدود شرق میانه که کدام کشورهارا دربر می گیرد بین سیاستمداران، کارشناسان امورسیاسی وعلمای جغرافیه اختلاف نظر وجوددارد. برخی ها ترکیه، افغانستان ومصر راشامل شرق میانه نمی سازند. وبرخی این سه کشورمتذکره را درمحدودۀ منطقۀ شرق میانه محسوب می کنند. اما اکثر جغرافیه دانان وسیاستمداران، منطقۀ شرق میانه را به مساحت تقریباٍ شش ملیون وپنجصد هزار کیلو مترمربع که ازشمال به شوروی، ازشرق به پاکستان، ازغرب به بحیرۀ مدیترانه وازجنوب به بحرهند محدود است، میدانند.
اصطلاح شرق میانه برای نخستین بار درسالهای قبل ازجنگ جهانی اول توسط یک مؤرخ متعلق به قوۀ بحری امریکا بنام "ماهان" که دربارۀ استراتیژی نیروی بحری انگلیس دررابطه با فعالیت روسیۀ تزاری درایران ویک پروژۀ آلمانی درخصوص احداث راه آهن بین برلین وبغداد تحقیق میکرد بکار برده شد. منظورشخص مذکور ازشرق میانه منطقه ای بود که مرکز آن درخلیج فارس واقع می شود وکشورهای عربی که درقلمروخلافت عثمانی بودند جزو آن محسوب می شدند. درهمان زمان " چیرول" خبرنگارروزنامۀ تایمز چاپ لندن اصطلاح شرق میانه را درمجموع مقالات خود به آن مناطقی اطلاق کرد که شامل سرزمین های بین النهرین، فلسطین، مصر، افغانستان وبخشی ازنیم قارۀ هند می گردید.
شرق میانه ازلحاظ موقعیت واهمیت سیاسی، اقتصادی ونظامی منطقۀ بسیار مهم وحساس درجهان محسوب می شود. این منطقه بمثابۀ پلی میان قاره های اروپا، افریقا وآسیا قرارگرفته وحیثیت دهلیزی را بین شرق وغرب دارا میباشد که کلیه رفت وآمد های باید الزاماً ازاین دهلیز صورت بگیرد. موجودیت راه های مهم وسوق الجیشی بحری چون خلیج فارس، تنگۀ هرمز، باب المندب، بحیرۀ احمر، کانال سویز، تنگۀ بسفر وتنگۀ دردانیل درشرق میانه که هرکدام ازجهت خاصی حایزاهمیت جهانی وبین المللی هستند این منطقه را بسیار مهم وحیاتی درجهان گردانیده اند.
اهمیت بسیارعمدۀ سیاسی شرق میانه دراسلامی بودن این منطقه، درظهور وشکل گیری سه دین بزرگ اسلام،مسیحیت ویهودیت وهمچنان درموجودیت اسرائیل به عنوان یک کشور یهودی نهفته میباشد.
اهمیت اقتصادی شرق میانه ریشه درموجودیت ذخایر عظیم نفتی وتولید وصدور نفت ازاین منطقه به کشورهای صنعتی غرب دارد. قسمت اعظم نفت مورد نیاز کشورهای غربی ازچاه های نفت شرق میانه توسط شرکت های غربی استخراج شده بوسیلۀ لوله های که به سواحل بحیرۀ مدیترانه کشیده شده منتقل میگردد ویا توسط کشتی های نفت کش ازطریق خلیج فارس وتنگۀ هرمز وارد بحر هند شده واز آنجا به جهان صنعتی انتقال میابد.
شرق میانه ازلحاظ نظامی وسوق الجیشی نیزازاهمیت ویژه ای برخوردار است. کشورهای این منطقه مانند دایره ای دروسط سه قارۀ بزرگ اروپا، افریقا وآسیا قرارگرفته است. سلاح های سنگین وپیشرفته چون موشک های دورپرواز با جابجایی دراین منطقه هرسه قاره های متذکره را زیر تهدید قرار میدهند. درمیان کلیه منطقه های آبی وخشکی شرق میانه، خلیج فارس وکشور های ساحلی آن بیشتر ازهرنقطۀ دیگراین منطقۀ مهم وحساس جهان مهم تر وحساس تر محسوب می شوند. زیرا قسمت عمدۀ ذخایر نفتی شرق میانه درکشورهای اطراف خلیج فارس قرار دارد. راه بحری خلیج فارس به تنگۀ هرمز، بحیرۀ عمان وبحر هند مرتبط است که روزانه صد ها کشتی تجارتی خاصتاً کشتی های بزرگ حامل نفت با عبورازتنگی هرمز، بین بحر هند وخلیج فارس دررفت وآمد هستند. کویت وعراق که دوکشورشامل درحوزۀ خلیج فارس هستند با داشتن بیست فیصد ذخایر نفت صادراتی جهان از کشورهای مهم حوزۀ خلیج فارس محسوب می شوند.
نگاهی به اوضاع عمومی کویت قبل ازاشغال:
کویت با مساحت 17817 کیلو مترمربع یکی ازکشورهای کوچک عربی واسلامی واقع درساحل جنوب غربی خلیج فارس است. این کشور ازشمال به عراق، ازجنوب به منطقۀ بیطرف وعربستان سعودی، ازسمت غرب به منطقۀ بیطرف وعراق وازشرق به خلیج فارس همسرحد میباشد.
کویت سرزمین صحرایی مملو ازریگ وفاقد ارتفاعات کوهستانی است. به استثنای نواحی مرطوب و بارانی شرق کشور بقیه قسمت های آن هوای خشک وگرم دارد. شهرهای مشهورکویت پایتخت آن شهر کویت وشهرهای داهمان درشمال شرقی، شهربورکان درجنوب شرقی، جهره الاحمدی ، میناءالاحمدی ومینا عبدالله میباشد.
سابقۀ تاریخی کویت که آیا ازگذشته های دورتاریخی به عنوان یک کشورمستقل وجود داشته است یانه، ناروشن میباشد. کویت بعد ازظهوراسلام وفتوحات اسلامی جزوقلمرو خلافت اسلامی قرار گرفت وتا پایان قرن هفدهم میلادی که خلافت عثمانی تضعیف نشده بود اژدهای استعماراروپایی به خصوص انگلیس برای بلعیدن کشورهای اسلامی وغیراسلامی آسیا وافریقا دهن بازنکرده بود درقلمرو خلافت عثمانی باقی ماند. کویت بنا به موقعیتش درکنار خلیج فارس که برای استعمارگران اروپایی اهمیت داشت مورد توجه آنها قرارگرفت. نخست پرتگالیها درقرن هفدهم میلادی درسواحل کویت تأسیساتی رادایرنمودند. سپس انگلیسها به سواحل کویت نفوذ کردند ودراوایل قرن هژدهم میلادی شهرکویت را بنا نهادند. درهمین زمان قبیلۀ غیزه که شامل خانوادۀ الصباح بود وارد کویت شد وسلسلۀ حکومت شیخ های کویت را تحت حمایت انگلیسها بوجود آوردند. اولین بار شیخ صباح عبدالرحیم حاکم کویت گردید.
درسال 1885 میلادی دولت عثمانی خواست تا کویت را تحت کنترول خود بیاورد اما شیخ الصباح حاکم کویت از اطاعت خلافت عثمانی سرباززد وخواستار حمایت انگلیس ها شد. بعداً در1899 میلادی پیمانی میان شیخ کویت وانگلیس ها عقد گردید که براساس آن منافع استعماری انگلیس درکویت تأمین می شد ودولت عثمانی مؤفق نگردید که کویت را مانند گذشته تحت کنترول خود بیاورد.
درسال1961 معاهدۀ سال 1899 میان انگلیس وکویت لغو شد وکویت استقلال خودرا اعلان کرد. عراق با این ادعا که کویت یکی ازولایات کشورعراق است ازشناخت استقلال کویت خودداری نمود وبه سایر کشورها توصیه کرد تا کویت را برسمیت نشناسند. درچنین حالتی شیخ عبد الله صباح حاکم کویت که کشورخودرا درمعرض حملۀ عراق دید ازانگلستان تقاضای کمک نظامی کرد وانگلیس ها درطول مرزهای کویت وعراق عساکرخودرا جابجا نمودند که این امر مانع حملۀ احتمالی عراق به کویت درآن زمان گردید. اما عراق درسال 1963 کویت را برسمیت شناخت وظاهراً تشویش ازهجوم عراق به کویت رفع گردید.
کشف واستخراج نفت درسال 1938 اهمیت کویت را برای ممالک غربی بالا برد وتعداد بیشترخارجیان اعم ازخارجیان ممالک غربی وآسیایی درکویت سرازیر گردیدند. افزایش خارجی ها درکویت به حدی بود که تا قبل ازاشغال کویت توسط دولت صدام حسین نیمی ازجمعیت دوملیونی این کشورنفت خیز وثروتمند را اتباع خارجی تشکیل می دادند. جدول زیر کمیت اتباع ممالک مختلف جهان را که درکویت سکونت داشتند نشان میدهد:
اسم کشورها تعدادنفر اسم کشورها تعدادنفر
افغانستان 4000 مصر 150000
فلسطین 300000 بلجیم 21
هندوستان 167000 فنلند 23
پاکستان 9000 پولند 1000
سریلانکا 10000 کوریای جنوبی 684
بنگله دیش 70000 مالیزیا 298
فلیپین 45000 انگلستان 4000
مراکش 6000 ایالات متحدۀ امریکا 2500
ترکیه 2480 آلمان 290
ایران 40000 روسیه 880
تونس 2000 اندونیزیا 709
زیلاند جدید 11 تایلند 7000
دنمارک 83 ایرلند 50
یونان 200 هالند 83
اسپانیا 106 سویدن 100
آسترالیا 90 پرتگال 20
لوکزمبورگ 2 ایتالیا 152
سویس 51 برازیل 250
جاپان 278 فرانسه 400
قبرس 30 کانادا 500
ارجنتاین 45 مکسیکو 14
چلی 5
نوعیت رژیم کویت امیرنشین است که خانوادۀ صباح برآن حکومت می کند وکلیه مناصب حساس ومهم دولتی دردست افراد مربوط به خاندان مذکورمیباشد. اکنون امیر کشور کویت شیخ جابرالاحمد الصباح است. نفت به این کشور شیخ نشین ثروت هنگفتی بخشیده است. چاه های نفت آن ده درصد ذخایر نفت صادراتی جهان را درخود دارد که تا قبل ازدوم آگست 1990 روزانه یک اعشاریه پنج ملیون بشکه نفت ازاین چاه ها استخراج می شد وبه کشورهای اروپایی، جاپان وایالات متحدۀامریکا صادر میگردید. وزیر مالیۀ کویت ده روز بعد ازاشغال کویت توسط نیروهای عراقی درمصاحبه ای باخبرنگاران امریکایی میزان دارایی های خارجی این کشوررا یکصدو پنجاه ملیارد دالر اعلان کرد. این مبلغ قیمت نفت صادراتی است که دربانک های غربی وبیشتردرانگلستان گذاشته شده است. ای پول ها از سوی کمپنی های بزرگ تجارتی واقتصادی انگلیس وکشورهای غربی مورد استفاده وبهره گیری قرارمی گیرد. نشریۀ امریکایی "نیوزیورکر" دارایی نقدی امیرکویت را که متعلق به شخص امیرمیباشد ودربانک های خارجی سرمایه گزاری شده است چهارده ملیاردالر قلمداد می کند. این مبلغ جدا از 150 میلیار دالری میباشد که توسط وزیر مالیه به عنوان دارایی کشور کویت نام برده شد.
دینار کویتی که واحد پول کویت است تا قبل از جنگ نفت قیمت ترین پول جهان به حساب میرفت. تا قبل ازآگست 1991 یک دینار کویتی معادل سه دالر امریکایی بود که البته بعد ازاشغال ارزش آن تنزیل نمود.
نیروی نظامی حکومت کویت قبل ازتهاجم عراق مجموعاً به 20300 نفر می رسید که قوای زمینی آن شامل شانزده هزار سرباز وافسر، 275 عراده تانک و65 عراده توپ می شد. نیروی هوایی کویت متشکل از2300 نفر، 36 فروند هواپیمای جنگنده وبم افگن، هجده فروند چرخبال (هلیکوپتر)نظامی بود. ونیروی بحری کویت شامل 2100 نفر، 23 فروند کشتی گزمه( گشتی) وساحلی می گردید.
آشنایی با اوضاع عمومی عراق:
الف - وضع جغرافیایی: - کشورعراق با مساحت 444448 کیلو مترمربع دارای هفده ملیون چهارصد هزار جمعیت است. تا قبل ازبحران اشغال کویت وجنگ نفت درحدود یک ملیون اتباع خارجی نیزدرعراق زندگی میکردند. عراق که درحوزۀ خلیج فارس ومنطقۀ شرق میانه موقعیت دارد ازطرف شمال با ترکیه، ازسوی شمال غرب با سوریه، ازجنوب با عربستان سعودی واز شرق با ایران هم سرحد است. مناطق شمال شرقی عراق که قسمت کوهستانی کشوررا تشکیل میدهد دارای هوای سرد وپوشیده ازبرف، منطقۀ شرقی وجنوب شرقی آن معتدل وقسمت های غرب وجنوب غرب آن که زمین صحرایی وریگستانی دارد گرم وخشک میباشد. زبان مردم عراق عربی است اما اقلیت های مسلمان کردی، ترکمن وفارسی زبان نیز درعراق وجوددارند. تعداد اندکی ازعیسویان نیزدرعراق زندگی می کنند. شهرهای مشهور عراق عبارتند از: بغداد پایتخت کشور که چهار ونیم ملیون نفر را درخود جای داده است وشهربندری بصره درجنوب، موصل، کربلا، نجف، کرکوک، کاظمین، خانقین، سامره، ناصریه، امادیه، سلیمانیه وغیره.
مهم ترین منابع معدنی عراق نفت است که ازچاه های نفت آن تا قبل از آگست 1990 ده فیصد نفت صادراتی جهان تولید وصادرمی گردید. علاوه ازنفت معدن دیگری چون زغال سنگ، آهن، سرب، مس، نقره وگوگرد درعراق وجوددارد. محصولالت زراعتی این کشورشامل گندم، برنج، خرما، پنبه، ارزن وشکر می شود.
ب – اوضاع تاریخی وسیاسی : - عراق که درگذشته بین النهرین گفته می شد ازلحاظ تاریخی سابقۀ طولانی دارد ومی توان آنرا ازنخستین مراکز ایجاد تمدن بشری قلمداد کرد. عراق درزمان خلفای راشدین شامل قلمرو خلافت اسلامی شد ودردوران خلافت عباسی ها پایتخت امیران عباسی گردید. دردوران خلافت عثمانیهای ترکیه هرچند که مرکز خلافت ازعراق انتقال یافت اما این کشور همچنان درقلمرو امپراطوری عثمانیها باقی ماند. بعد ازتضعیف دولت عثمانی وشکست آن درجنگ اول جهانی(1920 میلادی) عراق تحت سلطۀ انگلیسها قرارگرفت. در24 اپریل 1920 عراق و فلسطین مطابق عهدنامۀ "سان رمو" که درمورد قیمومیت کشورهای عربی انعقاد یافته بود زیر سلطۀ انگلیس ها درآمد وشخصی بنام "کاکس" ازسوی دولت انگلیس حاکم عراق تعین شد.
قیام مردم عراق ازنخستین روزهای سلطۀ انگلیس به این کشورآغازیافت اما توسط نیروهای انگلیس با حیله وخشونت سرکوب شد. انگلیس ها بعد از حاکم خود امیرفیصل فرزند شریف حسین پادشاه حجاز را به پادشاهی عراق منصوب کردند وکرسی صدارت را در23 آگست 1921 میلادی به نقیب عبدالرحمن الگیلانی که ازشخصیت های متنفذ عراقی وطرفدار انگلیس ها بود سپردند. امیرفیصل که به عنوان ملک فیصل اول با حمایت انگلیس ها به پادشاهی رسید طی عقد معاهده ای متعهد شد که امور مالی ونظامی خودرا به مستشاران انگلیسی بگذارد. برعلاوه، انگلیس ها به ایجاد دو پایگاه نظامی " حبانیه" و"شعبیه" درعراق پرداختند.
درسال 1930 نوری سعید که بیشتر ازهمه به انگلیس ها مطیع ووفادار بود به صدارت عراق رسید. او قراردادی را با انگلیس امضاء کرد که به موجب آن عراق متعهد شد تا کلیه تسهیلات لازم را درخاک خود نسبت به لشکرانگلیس فراهم سازد. به موجب این تعهد عساکر ونظامیان انگلیسی درخاک عراق مصئونیت کامل داشته ازپرداخت مالیات وحضوردرمحاکم معاف گردیدند. انگلیس ها درعوض این امتیازات تعهد کردند که مقدمات استقلال عراق را فراهم نمایند.
دراکتوبر1932 میلادی قیمومیت انگلیس ها پایان یافت وعراق به استقلال سیاسی رسید. درماه می 1333 میلادی رشید عالی گیلانی رهبرحزب"الاخاءالوطنی"(برادران میهنی) که خواهان لغو قرارداد 1930 عراق وانگلیس وازطرفداران آلمان به شمارمیرفت صدراعظم کشورگردید.
ملک فیصل درسپتمبر1933 وفات یافت وپسرش ملک غازی به تخت سلطنت نشست. او رشید عالی گیلانی را ازصدارت برکنار وبه جایش جمیل المدفعی را منصوب کرد که ازطرفداران انگلیس شناخته می شد. درسال 1935 یاسین الهاشمی به صدارت رسید اما پس ازیکسال، شاه تحت فشار نظامی بکر صدقی از جنرالان ارتش، حکمت سلیمان را به کرسی صدارت تعین کرد. جنرال صدقی به ریاست نیروهای مسلح عراق رسید. جنرال مذکور در11آگست 1937 هنگام عزیمت بسوی ترکیه درفرودگاه موصل توسط یک سرباز کردی به قتل رسید وبعد ازقتل او نوری سعید مجدداً صدراعظم عراق شد. ملک غازی دراپریل 1939 دریک حادثۀ ترافیکی که گفته می شد دست صدراعظم نوری سعید درآن دست داشت به قتل رسید. بعد ازمرگ او فیصل دوم که طفل خردسالی بود پادشاه عراق شد وبرادرش امیرعبدالله نایب السلطنه تعین گردید.
دردوم اپریل 1941 رشید عالی گیلانی به کمک چهار افسر عالی رتبۀ ارتش کودتای نظامی براه انداخت وزمام اموررا بدست گرفت. اما اوبه زودی توسط نیروهای نظامی انگلیس که ازطریق بصره شهر بغداد را تصرف کردند ازقدرت کنار زده شد وبه ترکیه فرارکرد. بعد ازدخالت نظامی انگلیس ها، نوری سعید دوباره به صدارت عراق رسید. اوتا سال 1944 به مقام صدارت باقی ماند ودر1949 بازکرسی صدارت را برای یکسال دیگربدست آورد. نوری سعید درسال 1954 میلادی برای آخرین باربه صدارت عراق رسید وسرانجام در1958 با کودتای جنرال عبدالکریم قاسم وجنرال عبدالسلام عارف یکجا با فیصل دوم پادشاه وامیرعبدالله نایب السلطنۀ عراق به قتل رسید. کودتاچیان رژیم عراق راجمهوری اعلان کردند وجنرال عبدالکریم قاسم به عنوان صداعظم زمام اموررا بدست گرفت.
جنرال قاسم درروزهای آغاز زمام داری خود اقدام به برچیدن پایگاه های انگلیس ازعراق کرد وازپیمان بغداد خارج گردید. این پیمان درزمان پادشاهی ملک غازی میان کشورهای ایران، ترکیه وعراق امضاء گردیده بود. قاسم با خروج ازاین پیمان روابط خودرا با کشورهای کمونیستی نزدیک ساخت. دراکتوبر1958 جنرال عارف معاون صدارت، به کمک رشید عالی گیلانی علیه جنرال قاسم دست به کودتای نا فرجام زد وروانۀ زندان گردید.
درسال 1961 میلادی جنرال عبدالکریم قاسم به اعلان استقلال کویت اعتراض کرد وکویت را بخشی از ولایت بصره خواند. او همزمان با این اعتراض وادعا نیروهای نظامی عراق را درسرحدات کویت مستقرساخت. اما به اثر حمایت انگلیس ها وبرخی کشورهای عربی چون مصرازکویت، ازحمله به کویت خودداری ورزید.
حکومت جنرال قاسم درفبروری 1963 توسط کودتای جنرال عبدالسلام عارف که به تازگی مورد عفو جنرال قاسم قرارگرفته بود سرنگون گردید. عارف ازهواداران پرحرارات جمال ناصر وافکار ناسیونالیستی او محسوب می شد. او به کمک افسران نظامی عضو حزب بعث عراق چون جنرال احمد حسن البکر کودتا را به پیروزی رسانید وجنرال قاسم را دستگیر وتیرباران کرد.
بعد ازکودتای 1963 جنرال عارف رئیس جمهور وحسن البکر صدراعظم عراق شدند اما به زودی میان آنها اختلاف وکشمکش ایجاد شد. جنرال عارف به کمک برادرش جنرال عبدالرحمن عارف به سرکوبی حزب بعث پرداخت وبا خلع سلاح نمودن گارد حزب بعث (حرث القوی) حسن البکر وسایر بعثی های مهم نظامی وملکی را ازمناصب شان برکنارکرد وبه زندان افگند. جنرال عارف بعداً دراپریل 1966 به اثر سقوط هلیکوپتر حاملش کشته شد وبرادرش جنرال عبدالرحمن عارف زمام اموررا بدست گرفت. وی درجولای 1967 با کودتای حزب بعث به قتل رسید و حزب مذکوربرهبری حسن البکر به زمام داری کشوررسید. حسن البکر تا سال 1979 به حیث رئیس جمهور ورئیس حزب بعث باقی ماند وبعد ازآن صدام حسین که سمت معاونیت اورا درپست های ریاست جمهوری، صدارت وحزب به عهده داشت جانشین حسن البکر شد.
حاکمیت صدام حسین وهشت سال جنگ با ایران:
سالهای معاونیت صدام حسین درحاکمیت وحزب بعث که از1971 تا 1979 میلادی را دربرگرفت، سالهای نفوذ وتحکیم قدرت اودردرون حزب وحاکمیت بود. درحالیکه رهبری حزب ودولت بدست حسن البکر قرارداشت اما تأثیر وقدرت او دردولت وحزب بعث باازدیاد نفوذ وسلطۀ صدام حسین پیوسته تضعیف وتقلیل میافت. صدام درسال 1972 به حیث معاون رئیس جمهور ومعاون حزب حاکم بعث طی سفر رسمی به مسکو قرارداد دوستی وهمکاری را با شوروی امضاء کرد. پس ازامضای قرارداد حزب کمونیست عراق که طرفدار شوروی بود درقدرت با حزب بعث سهیم گردید. اما بعداً این ائتلاف دراثرکودتای کمونیست ها برای بدست آوردن قدرت انحصاری ازهم پاشید. صدام حسین درسال 1972 صنایع نفتی عراق را ملی اعلان کرد ونفوذ غرب را به شریان های اقتصادی ونفتی کشور مسدود نمود.
صدام حسین درجولای 1979 احمد حسن البکر را ازکلیه مقام های حزبی ودولتی ظاهراً بنام استعفا به علت بیماری برکنارکرد وخود دررهبری حزب ودولت قرارگرفت. او در22 سپتمبر1980 میلادی قرارداد 1975 الجزیره میان عراق وایران را بطور یک جانبه بی اعتبار اعلان داشت. این قرارداد به میانجگری بومدین رئیس جمهور وقت الجزایر برای رفع اختلاف مرزی میان عراق وایران امضاء شده بود. صدام حسین بعد از لغو قرارداد الجزیره بایورش نظامی علیه ایران جنگ بی حاصلی را آغاز کرد که هشت سال ادامه یافت. صدام حسین بمنظور تسلط به منطقۀ خلیج فارس وتحقق رویای زعامت جهان عرب به ایران حمله برد. او پیروزی خودرا دراین لشکرکشی حتمی وقطعی محاسبه کرده بود. محاسبۀ صدام دراین پیروزی به تحلیل وبرداشت او ازاوضاع وشرایط داخلی وخارجی ایران بر میگشت که میتوان نقاط عمدۀ محاسبۀ اورا درحمله به ایران چنین تذکرداد:
ارتش نیرومند زمان شاه درایران بعد از سقوط شاه وتشکیل جمهوری اسلامی ازهم پاشیده بود. صدام فکر میکرد که با این فروپاشی وضعف ارتش ایران زمینه برای پیشروی سریع نیروهای عراقی مساعد است ودولت اسلامی ایران به سرعت سقوط می کند.
وضع ایران ازلحاظ شرایط واوضاع منطقه ای وبین المللی ازنظر صدام نا مساعد وبه سود عراق ارزیابی شده بود. صدام حسین به خوبی می دید که مقامات جمهوری اسلامی ایران با ادعای صدور انقلاب تشویش جدی رابرای تمام زمام داران کشورهای عربی ایجاد کردند. موضع شدیداً خصمانۀ دولت اسلامی ایران باحکومت های عربی طرفداران امریکا وبا خود امریکا وکشورهای غربی سبب شد که ایالات متحدۀ امریکا وغرب نگرانی رژیم های عرب حوزۀ خلیج فارس راازایران درگوش زمام داران این رژیم ها جدی تلقی کرده وآنهارا درهرنوع اقدام ضد رژیم اسلامی ایران حمایت نمایند. شوروی نیز بنا برحضورنظامی اش درافغانستان وحمایت جمهوری اسلامی ایران ازمجاهدین نه تنها علاقۀ به حمایت ایران نداشت بلکه عملاً خواهان تضعیف وحتی سرنگونی حکومت اسلامی ایران بود. صدام حسین با این محاسبه نتیجه گیری کرده بود که تهاجم اوبه ایران نه تنها ازلحاظ اوضاع وشرایط داخلی ایران مساعد است بلکه اودراین تجاوز حمایت کشورهای عربی، شوروی، ایالات متحدۀ امریکاوکشورهای اروپایی را باخود دارد. این حدس و احتمال رانیزنمیتوان ازنظردورداشت که اواین تجاوزرا با مشورۀ قبلی کشورهای متذکره آغازکرده باشد وخاصتاً باتوجه به مفادقرارداد دوستی وهمکاری نظامی واقتصادی 1972 میان شوروی وعراق که عراق متعهد شده بود تاهرگونه حرکات نظامی خودرا به اطلاع مقامات شوروی برساند.
هرچندصدام حسین دراین محاسبۀ خود مبنی برحمایت وسیع کشورهای منطقه، ممالک غربی و شوروی ازحمله به ایران اشتباه نکرده بود اما هجوم وپیشروی نیروهای عراقی بعدازگذشت یکی دوسال ازشروع جنگ برخلاف پیشبنی ومحاسبۀ رئیس جمهور عراق به مقاومت سرسختانۀ ایرانیها مواجه شد. سپس عراق درسراشیب شکست قرارگرفت واراضی بدست آورده ازایران را یکی پی دیگر ازدست داد. حالت دشوارصدام حسین پس ازمقاومت ایرانیها وعقب نشینی نیروهای عراقی ازخاک ایران سبب وحشت بیشتر زمامداران کشورهای منطقه وکشورهای مخالف ایران درسطح جهان گردید. ازطرف دیگر سرسختی اشتباه آمیزجمهوری اسلامی ایران در ردهرگونه پیشنهادآتش بس وصلح با عراق درشرایطی که اوضاع جبهات جنگ به زیان عراقی ها بود زمینۀ کمک های بی دریغ وسخاوتمندانۀ مالی ونظامی کشورهای منطقه، شوروی وکشورهای غربی را بیشترازبیش فراهم کرد. عراق درنتیجۀ این کمک ها که بیشترتوسط عربستان سعودی وکویت مهیا شد، ازلحاظ نظامی نیرومند تر از قبل شد. با فشار فزایندۀ نظامی به ایران ازطریق شلیک موشک های اسکاد به شهرتهران، جمهوری اسلامی ایران قطع نامۀ 598 سازمان ملل رادرجولای 1988 پذیرفت وبا برقراری آتش بس جنگ هشت ساله میان هردو کشور پایان یافت.
صدام حسین پس ازبرقراری آتش بس باایران که با جدیت وشدت درجهت نیرومندی هرچه بیشترارتش عراق تلاش میکرد در1989 به انعقاد قرارداد عدم تعرض با حکومت عربستان سعودی مبادرت ورزید. عقد این قرارداد باسعودی یک عمل نگران کننده وپرسش برانگیز بود. او پس ازاین قرارداد خاصتاً دراواسط سال 1990 میلادی حملات لفظی خودرا علیه کویت وامارات متحدۀ عربی آغازکرد وسرانجام درآگست سال مذکور با یورش نظامی کویت را اشغال نمود.
وضع نظامی عراق قبل ازحمله به کویت:
صدام حسین درپایان هشت سال جنگ باایران به مؤفقیتی که جنگ رابه منظور تحقق آن آغاز کرده بود نایل نگردید. اما این جنگ اورا صاحب ارتش یک ملیونی ودارای سلاح وتجهیزات پیشرفته کرد. هرچند او درپایان جنگ ازمدرک مصارف نظامی وتسلیح وتجهیز ارتش عراق ملیار ها دالر مقروض شد. توانایی نظامی را که صدام حسین درجریان جنگ با ایران کمایی کرد وحتی خود به تولید سلاح های کشتار جمعی وشیمایی مبادرت ورزید ناشی ازکمک های هنگفت مالی کشورهای عربی ثروتمند حوزۀ خلیج فارس وتحویل دهی انواع اسلحه وتجهیزات پیشرفتۀ نظامی ازسوی شوروی، چین، فرانسه وهمچنان فراهم آوری مواد وتجهیزات نظامی ازسوی شرکت های مختلف کشورهای غربی بود. مطابق گزارش های که درمطبوعات غربی بعد ازاشغال کویت منتشر گردید، 207 شرکت ازکشورهای غربی متهم هستند که به عراق مواد وتجهیزات لازم برای تولید تسایحات شیمایی فروخته اند. هفته نامۀ اشپیگل چاپ آلمان گزارش میدهد که کارگران آلمان شرقی به عراق کمک کردند تا فابریکات تولید سلاح های شیمایی را که شرکت های المان غربی طراحی کرده بودند احداث نمایند. همچنین نشریۀ تایمزمالی چاپ انگلستان بعدازاشغال کویت گزارش میدهد که یک شرکت انگلیسی تعداد زیادی گلوله های حاوی گازهای زهرناک وبمبهای آتشزا مشابه بمبهایی را که ایالات متحدۀ امریکا درجنگ ویتنام بکاربرد به عراق صادرکرده است. افزون برآن انگلستان درفابریکۀ اسلحه سازی شهر الحله واقع درجنوب بغداد که موشک وسلاح شیمایی تولید میکرد نقش عمده داشت.
شرکت های بلجیمی، انگلیسی، آلمانی ویوگسلاویایی درطول جنگ باایران فرودگاه ها وپناهگاه های متعدد زیرزمینی را درعراق ساختند که هواپیماهای جنگی با پیلوت وپرسونل آن می توانند درآنجا ازبمباران ها مصئون مانده وهواپیماها باخروج ازمدخل پناهگاه مستقیماً پرواز نمایند.
نقش فرانسه نسبت به هرکشور اروپایی وغربی درتسلیح وتجهیزعراق بیشتربود. زیرا فرانسویها بصورت رسمی سلاح های پیشرفته ای چون "سوپرایتاندار"، "میراژ" وموشک های" اگزوست" را به عراق فروختند. مجموع ارزش پولی سلاح فرانسوی فروخته شده به عراق درطول جنگ آن کشور با ایران شانزده ملیارد وششصد ملیون دالر بالغ می شود.
هرچند امریکایی ها درجریان جنگ هشت سالۀ ایران وعراق بصورت رسمی ومستقیم سلاح وتجهیزات نظامی دراختیار عراق قرار ندادند اما بصورت غیرمستقیم ومخفی با قراردادن اطلاعات محرمانه ازحرکات نیروی نظامی ایران درجبهات که ازعکسبرداری های اقمار مصنوعی امریکا بدست می آمد وهمچنین با فروش سامان وآلات جنگی وکمپیوتری، دولت صدام حسین را بصورت مخفیانه یاری نمودند. روزنامۀ واشنگتن پوست دریکی ازشماره های ماه مارچ سال جاری میلادی(1991) افشاء ساخت که کمپنی های تولید سلاح درامریکا ازسال 1985 تا سال 1990 بیش ازیک ونیم ملیارد دالرسامان ولوازمات جنگی برای ایجاد کارخانه های تولید سلاح به صدام فروختند. امریکایی ها علاوه براینکه درجریان جنگ ایران وعراق روابط دیپلوماتیک خودرا باعراق که قبلاً قطع شده بود ازسرگرفتند ونام عراق راازلیست کشورهای حامی تروریزم درسال 1984 حذف کردند دوملیارد دالر قرضه بصورت رسمی دراختیار دولت صدام حسین گذاشتند. رونالد ریگن رئیس جمهور امریکا دردوران جنگ ایران وعراق بعد ازاشغال کویت توسط عراق طی سخنرانی خود دردانشگاه امریکایی "برکیمان" گفت:" حمایت ازعراق درسالهای دهۀ هشتاد درمقابل ایران انتخاب بین بد وبدتر بود. سیاست خصمانۀ ایران دردوران حیات آیت الله خمینی وگروگان گیری پرسونل سفارتخانۀ امریکا برای 444 روزدرتهران ونگرانی ازشعار های صدور انقلاب توسط رهبران جمهوری اسلامی مارا به سمت برقراری روابط باعراق وحمایت ازرژیم صدام حسین سوق داد."
نقش شوروی درتجهیز وتسلیح عراق کاملاً واضح وآشکاراست. پس ازقرارداد 1972 میان عراق وشوروی سلاح روسی به ارتش عراق سرازیر شد وصدها مشاور نظامی شوروی درقطعات مختلف ارتش عراق قرارگرفتند. قسمت اعظم سلاح های سبک وسنگین عراق چون انواع تانک ها، هواپیماهای جنگی وموشک های مختلف النوع ساخت شوروی میباشد. دولت عراق درجریان جنگ باایران به همکاری مشاورین ومتخصصین نظامی شوری مؤفق شد تا تغیراتی را درمورد موشک های اسکاد روسی وارد نموده ازیکطرف برد آنهارا بیشتر ساخت وازطرف دیگر آن موشک هارا قادر به حمل سلاح شیمایی نماید. ارزش سلاح وتجهیزات نظامی را که شوروی ها درطول جنگ هشت سالۀ عراق وایران به صدام حسین فروختند به ده ها ملیارد دالر بالغ میگردد.
نقش کشورهای ثروتمند عربی حوزۀ خلیج فارس درتأمین مصارف مالی ماشین نظامی عراق بسیار مهم وعمده محسوب می شود. به حدیکه صدام حسین بدون سخاوتمندی های هنگفت مالی برادران عرب خود قادر به ایجاد چنین ماشین جنگی نمی گردید. برخی ازمقامات کویت بعد ازتهاجم عراق به کویت اظهارکردند که حکومت کویت درطول جنگ عراق وایران درحدود بیست ملیارد دالربصورت قرضه وکمک بلاعوض دراختیار صدام حسین گذاشت.
هرچند حکومت عربستان سعودی تاکنون درمورد میزان کمک مالی خود به صدام حسین اظهاری نداشته اما حدس زده می شود که به هیچصورت میزان کمک های عربستان به صدام درطول جنگش باایران کمترازسخاوتمندی های حکومت کویت نمی باشد. سایرکشورهای ثروتمند عربی عضو شورای همکاری خلیج نیزهزاران ملیون دالردراختیار صدام حسین گذاشتند.
کشورمصر با آنکه ازکشورهای فقیر عربی به حساب میرود درطول جنگ عراق وایران صدها ملیون دالر کمک نظامی دراختیار صدام حسین گذاشت. ازجانب دیگر نقش عمده ای را درجلب حمایت کمک کشورهای غربی به دولت عراق ایفا نمود.
تعداد ارتش ومقدار سلاح دولت صدام حسین درپایان جنگ با ایران بدین شرح بود:
مجموع نیروهای مسلح وآماده به خدمت یک ملیون نفر
افراد ذخیره با احتیاطی 850 هزار نفر
تعداد سرباز وافسردرنیروی زمینی 955 هزار نفر
تانک 5500 عراده
توپ 3000عراده
موشک انداز زمین به هوا 330 دستگاه
نیروی بحری پنج هزار نفر شامل پنج فروند کشتی جنگی، 38 فروند کشتی جنگی گزمه(گشتی) وساحلی
نیروی هوایی چهل هزار نفر شامل 513 فروند طیاره که شامل میک 23، میک 25، میک 29 روسی وهواپیماهای میراژ فرانسوی حامل موشک های هوا به زمین اگزوست و 160 فروند چرخبال ( هلیکوپتر) می شد.
مطالعه وبررسی زندگی وشخصیت صدام حسین:
صدام حسین دراپریل 1937 میلادی ازیک خانوادۀ روستایی متعلق به یک قبیلۀ بدوی درشهرک تکریت واقع صد کیلو متری شمال بغداد بدنیا آمد. اوهنوز پا به مکتب یا مدرسۀ ابتدایی نگذاشته بود که پدرش درگذشت. وبه نوشتۀ مجلۀ عربی الخلیج: ازپدرش به خاطراینکه مادرصدام را ازخانه بیرون کرد جدا شد وتحت سرپرستی کاکایش قرارگرفت. میان پدر ومادر صدام توافق روحی وجود نداشت. این عدم توافق روحی محیط فامیل را که محیطی مملواز جنگ وکشمکش ساخته بود تأثیرات ناگواری بروحیۀ صدام گذاشت. صدام ازهمان آوان کودکی آدم تند خوی، کینه توز، بی رحم وخشن بار آمد. او در9 سالگی شامل مکتب ابتدایی تکریت گردید ودرسالهای اخیردورۀ ابتدایی مکتب با بدمعاشی دست به قتل یکی ازمعلمین خود زد وبه زندان رفت. وی در1955 اززندان رها شد وبلا فاصله شامل دوران ثانوی درمکتب الکرخ بغداد شد. صدام درهمین وقت بود که به صفت فعالین حزب بعث درآمد که یک حزب سوسیالیستی خوانده می شد. معاشرت ودوستی صدام حسین چه درمیان همصنفان دورۀ مکتب وچه درمیان اعضای حزب بعث به جرئت، تند خویی، گردنکشی وخشونت مشهوربود. ازاین رو حزب بعث درمواقع اجرا وتطبیق نقشه های خطرناکی چون قتل وترور اورا به وظیفه می گماشت واز خصوصیت بی رحمی او استفاده میکرد. چنانچه اورا با 9 تن ازهمقطارانش درسال 1958 به ترور جنرال عبدالکریم قاسم صدراعظم عراق مامورساخت. صدام حسین دراین حادثه جراحت برداشت و برخلاف رفقای خود که همه دستگیر وزندانی شدند مؤفق به فرارگردید. او نخست به سوریه وازآنجا راهی قاهره پایتخت مصر شد. صدام حسین با آنکه دربغداد به جرم شرکت درترور نافرجام جنرال قاسم غیاباً محاکمه وبه اعدام محکوم گردید درقاهره مورد نوازش وحمایت جمال عبد الناصر قرارگرفت. اودرتحت این حمایت نخست شامل مکتب الاقصرالانی وبعداً در1961 شامل فاکولتۀ حقوق دردانشگاه قاهره گردید. صدام درقاهره بارها با جمال ناصرملاقات نمود واین ملاقات ها اورا شدیداً تحت تأثیرافکار ناسیونالیستی ناصرقرارداد. صدام حسین دردانشگاه حقوق قاهره به عضویت اتحادیۀ محصلین بعثی درآمد وبعداً درسال 1963 که حکومت جنرال قاسم باکودتای مشترک جنرال عبدالسلام عارف وحزب بعث سرنگون گردید دوباره به بغداد برگشت. اودراین زمان با سهمگیری درچهارمین جلسۀ منطقوی وششمین جلسۀ ملی حزب بعث درسال مذکور نقش بیشتروفعالتری رادرحزب بعث به عهده گرفت. وی همچنین درپهلوی مسئولیت حزبی تحصیلاتش رادر رشتۀ حقوق دردانشگاه بغداد دنبال کرد ودرهمین سال بادخترکاکایش ساجده توالف ازدواج نمود که اکنون صاحب دوپسرودو دخترمیباشد.
صدام حسین دراواخرسال 1963 که روابط جنرال عارف باحزب بعث برهم خورد وبعثی ها از مناصب دولتی کنارزده شدند، زندانی گردید. اوبعداً در1966 اززندان فرار نمود ودرهمین سال به معاونیت رهبری حزب بعث رسید. وی بلا فاصله به تجدید سازمان حزب مذکور پرداخت وغرض سرنگونی حکومت جنرال عبدالرحمن عارف ارتش ملیشایی را تشکیل داد. صدام حسین درکودتای افسران حزب بعث در1968 که سبب سرنگونی حکومت جنرال مذکورگردید نقش فعالی را ایفا نمود. درنتیجۀ این کودتا حزب بعث به قدرت رسید وجنرال حسن البکر به حیث رئیس جمهور، صدراعظم ورئیس حزب بعث عراق اموررا بدست گرفت. وصدام حسین در1971 معاونیت اورا در کلیه این مقام ها عهده دارشد. صدام حسین بعدازاحراز قدرت توسط بعثی ها در1968 به تحصیلات ناتمامش دررشتۀ حقوق ادامه داد ودرسال 1969 مؤفق به اخذ دیپلوم در رشتۀ متذکره گردید. اوبه خاطر کسب اعتبار نزد نظامیان بدون آنکه دانشگاه نظامی راخوانده باشد درسال 1973 رتبۀ برید جنرالی گرفت ودیپلوم" ام –اس" رادرعلوم حربی بدست آورد. هرچند تا سال 1979 دررأس رژیم عراق وحزب بعث جنرال حسن البکر قرارداشت اما صدام حسین بصورت روزافزون نفوذ وتسلط خودرا بردستگاه های دولت مستحکم میساخت. اوخویشاوندان، طرفداران وهمفکران خودرا درپست های مختلف حزبی ودولتی جابجا میکرد. کودتای نامؤفق "ناظم گزار" رئیس سازمان جاسوسی عراق در1973 علیه حسن البکربهترین زمینۀ تصفیۀ مخالفین رابدست صدام داد. علاوه برآنکه ناظم گزار اعدام شد، صدام حسین صدها تن ازافرادی را که مخالف تشخیص میداد به زندانها وکشتارگاه ها می کشاند.
معاهدۀ صدام با روسیه در1972 سبب ائتلاف حزب حاکم بعث با حزب کمونیست عراق گردید وبعثی ها مطابق تمایل مسکو حزب کمونیست عراق را درقدرت سیاسی شریک ساختند. اما این ائتلاف در1978 بعد ازکشف کودتای نافرجام افسرانی که اعضای حزب کمونیست بودند درهم شکست وصدام 21 تن اعضای حزب کمونیست رادرماه می سال مذکور اعدام کرد. هرچند اعدام کمونیست ها آزردگی ونارضایتی مسکو رابارآورد اما حاکمان شوروی که کودتا را نافرجام وموقعیت حزب بعث را مستحکم دیدند روابط دوستانه ونزدیک خودرا با حزب بعث وصدام حسین گرم نگهداشتند. به اساس مقالۀ تحلیلی مجلۀ شپیگل چاپ آلمان درمورد صدام حسین ورژیم اوکه بعد ازاشغال کویت منتشرگردیده است حسن البکر نمیخواست قرارداد 1972 با شوروی امضاء شود اما صدام دردفتر کارریاست جمهوری با آتش مرمی تفنگچۀ خود که شانۀ چپ رئیس جمهور را درامور اصابت قرارداد، حسن البکررا به امضای معاهده با شوروی راضی ساخت.
صدام سرانجام درشانزدهم جولای 1979 رسماً به حاکمیت سمبولیک وشکلی حسن البکر پایان داد واورا بنام معاذر صحی وکبرسن وادار به استعفا ساخت. صدام حسین سمت های ریاست جمهوری، صدارت عظمی، ریاست شورای انقلابی، سرقوماندانی قوای مسلح وریاست حزب بعث را تحت نام منشی عمومی حزب بدوش گرفت. اوبعدازآن بیشتر ازبیش با بی رحمی وقساوت افراد مخالف خودرا ازکلیه مناصب دولتی وحزبی کنارزد وکلیه صلاحیت های زمام داری رادردست خودقرار داد. اوحکومت استبدادی ودیکتاتوری را که قبلاً پایه گذاری شده وشکل گرفته بود به صورت وحشتناکی مستحکم وگسترده ساخت.
صدام حسین درآکست 1979 بیست ویک تن ازافراد بلند پایۀ دولتی به شمول پنج تن ازاعضای بلند پایۀ حزب بعث وعده ای ازوزرای کابینه را به اتهام جاسوسی با سوریه تیرباران کرد. اودرجون 1980 اعلان برگزاری انتخابات رانمود وبیش ازدوصد تن خبرنگاران خارجی را جهت مشاهدۀ جریان انتخابات به عراق دعوت نمود.لایحۀ انتخابات رابرای خود محفوظ داشت وانتخابات بدون شرکت مخالفین برگزارشد. نتیجۀ این انتخابات که ازقبل مشخص بود به زمامداری صدام ظاهراً شکل قانونی بخشید. وکشورعراق درانحصار حاکمیت حزب بعث آنهم دردست صدام حسین، دوپسر وبرادر اندر وبرادرخانمش جنرال ادنان خیرالله تولف وزیر دفاع عراق که درسالهای اخیر جنگ با ایران دراثر سقوط هلیکوپتر حاملش به هلاکت رسید قرارگرفت.
صدام حسین مانند سفاکترین وبی رحم ترین زمام داران تاریخ، مخالفین داخلی خودرا با برحمی سرکوب نمود. سیاست او درتحکیم پایه های حکومتش فقط برپایۀ قلع وقمع نارضیان ومخالفین استوار بود. او درسرکوبی و قتل مخالفان خود هیچ محدودیت اخلاقی وانسانی را نپذیرفت وازانجام هیچ فاجعه وجنایتی دریغ نورزید. اوسلا