آيا افغانستان بسوي دموكراسي مي رود؟

نويسنده : دكتور عبدالواحد خرم

تایپ کمپیوتری وصفحه بندی و دیزاین :  خدمات کمپیوتری استقلال

چاپ : سال 1385 مطابق 2006 میلادی  

تعداد صفحه   263

تيراژ:  500 جلد

ناشر: پیشاور

حق چاپ براي نويسنده محفوظ است

 

 

 

فهرست

پيشگفتار............................................................               1

زعامت كشور يا كسب شهرت........................................        

استعفا موجب خلا قدرت ................................................       

مشاركت ملي به عنوان ائتلاف نيست................................

چرا بايد ائتلاف؟ .........................................................

به چه كسان ميتوان اعتماد كرد؟......................................

افغانستان به سوي آينده روشن........................................

منظور از مجاهد واقعي كيست؟.......................................

دموكراسي و زمينه هاي رشد آن در كشور.........................

در شرايط كنوني فدراليزم به معني تجزيه است....................

راه بيرون رفت از حالت كنوني در چيست؟........................

كميسيون مستقل انتخابات قابل انتقاد است.........................

نامه وارده در مورد مشكلات افسران ...............................

حرف هاي فراموش ناشدني............................................

مردم انتظار نتايج عالي انتخابات را دارند..........................

انتخابات رياست جمهوري و پيامد هاي آن..........................

مخالفت با مردم...........................................................

18 ميزان بهترين روز در حيات مردم..............................

افغانستان و همسايگان..................................................

صلح و امنيت متضمن ترقي در جامعه.............................

نگرانيهاي مردم از سياست احياء و بازسازي كشور.............

حكومت آينده چگونه بايد باشد؟.......................................

با گذشت هر روز پوليس ملي قوت ميگيرد........................

از روشن فكر تا روشن فكر...........................................

ايجاد نظم و آسايش در شهر كابل تنها مكلفيت شاروال نيست...

پروسه خلع سلاح به كندي اما به خوبي پيش ميرود............

سال نو از بهارش پيداست

بر اساس كدام آمادگي ها امتحانات كانكور اخذ ميشود؟

 می گویند ، كمك هاي نظامي بين المللي اردوي ملي را تقويت ميبخشد

پيروزي، به آساني به دست نمي آيد

نقش قواي مسلح در تحولات سياسي-اجتماعي سه سال اخير

مردم چه ميخواهند و مسئولين چه ميگويند

وزارت ترانسپورت به آسودگي مردم نقش عمده دارد

آنهايكه پول و حامي دارند در پست هاي بلند مقرر ميشوند

بحث هاي گوناگون پيرامون كابينه جديد

برخي مسايل عمده در راه انكشاف و ترقي افغانستان

تاريخچه ارگ

فضاي آرام امنيتي براي انتخابات پارلماني مساعد ميگردد

چگونگي استفاده از فرمان رئيس دولت در مورد پاسپورت

وضع در وزارت شهدا و معلولين نگران كننده است

پروسه خلع سلاح نوجوانان به شدت ادامه درد

امنيت، اولويت نخست جمهوري اسلامي افغانستان

كمك هاي جامعه جهاني به مهاجرني افغاني خيلي ها ناچيز است

تحكيم سرحدات ركن اساسي دكتورين تدافي

پرابلم هاي عمده دهاقين افغانستان

در صورت عدم الحاق مجدد خلم به سمنگان مردم تاشقرغان در جريان انتخابات پارلماني به مشكلات مواجه ميشود

نکات لازم نويسندگي...........................................

رهبران چگونه به اينجا رسيدند

چگونگي دوستي با امريكا از ديدگاهاي مختلف

يك خاطره كوچك از زندگي...

كانديدان رياست جمهوري چه گفتند:

ديگران در مورد كانديدان چه گفتند:

مردم در روز اول انتخابات چه گفتند:

پیدایش و انکشاف تروریزم

 قانون اساسی آینده کشور بایست متضمین مشارکت همه مردم در قدرت سیاسی باشد .

انتخابات پارلمانی در سمنگان با تقلب پایان یافت

مصاحبه نگارنده با خبرنگار صدای افغان

 گذشته ما چراغ آینده ماست

 احزاب سیاسی در پیش و پس از به قدرت رسیدن

خان آباد بسوی آبادانی

لست مضامين و مقالات نشر شده نگارنده در روزنامه ، جرايد، هفته نامه ها ، مجلات دولتي و غير دولتي در دوره انتقالی و ریاست جمهوری اسلامی افغانستان

بيوگرافي مختصر

 

پيشگفتار:

 

هدف از نگارش اين اثر كوچك در آنست تا توانسته باشم مجموعه مضامين ومقالات خود را كه در دوره اداره انتقالي اسلامي وبرخي كمي آن در دوره رياست جمهوري اسلامي افغانستان نگاشته شده واكثريت آن خوشبختانه در جرايد و روزنامه ها كه فهرست آن در صفحات آخير اثر بمشاهده مي رسد بچاپ رسيده است جمع بندي كنم كه درآن در موارد مختلف زندگي مردم وسيستم حكومت داري چه در عرصه ملكي وچه در بخش نظامي سخن رفته است.

ناگفته نبايد گذشت كه در سال1382 دواثر نگارنده تحت عناوين:

اردوي ملي متضمين تماميت ارضي و وحدت ملي افغانستان ،نظاميان در ميان مردم، اقبال چاپ يافت كه دوستان عزيزم آقاي جنرال زمان فيروز شاعر نامور كشور، وآقاي كبير رسا رئيس تحريرات اتحاديه ملي ژورنالستان افغانستان با نشر شعر ومتن كه در صفحات اين اثر آمده است در باره آنها سخن زده اند.

همچنان در نشر مطالب ام آقاي ظهور مدير مسوول روزنامه اراده كه نشريه غير دولتي است مرا كمك فراوان نموده است. در همين جا از ايشان تشكر به عمل مي كردم وموفقيت هاي مزيد اين شخصيت مشهور فرهنگي را از ديده گاه خداوند"ج" مي طلبم وهكذا آقاي فيض الله محتاج كمك زياد در تشويق نگارش مطالب ومضامين نموده اند.

قابل ياد آوريست كه در محتويات اثر مطالب گوناگون به شكل از هرچمن سمني آمده، خواننده محترم نبايد به حيرت به افتد زيرا نگارش مضامين ارتباطات بستگي به وضع همان روز سياسي ونظامي در كشور داشته است ، هدف اينست كه اگر مجموعه مقالات ومضامين نوشته شده توسط نگارنده در وقت و زمانش اگر كيفیتي نه چندان خوبي هم داشته باشد به شكل يك بروشور واحد ومستقل در آورده نشود بدون شك مانند سالهاي كه ايام جواني، رشد وقوت ام بود، آرزوهاي خود را دريك مجمع علمي ترتيب نمايم كه با تاسف زياد در حين انتقال اموال واجناس منزل ام در سوب مزارشريف در حاكميت استاد رباني در مسير راه كابل-پروان از ترس تلاشي هاي جدي افراد مسلح غير مسوول كه بالا شاهراه كابل- مزارشريف پوسته ها افرازنموده بودند همه آنها را در كارته مامورين ماندم كه 2 بعداً مفقود گرديد وگذشته ازهمه در هر دهه از معاش ناچيز يك كتابخانه آماده ساخته وآنرا از دست داده ام.

اينكه مطالب چاپ شده در اثر داري چه سطح ادبيات، شيوه وسبك نگارش سيلقه وبكار برد جملات دارد، قضاوت بر خوانندگان است، از يك نظامي كه اصلاً آموزش در مسلك نظامي وسياسي داشته باشد نگارش مطالب در مسايل انتخابات، دموكراسي، مبارزه عليه مواد مخدر، چگونگي تطبيق پروسه دي دي آر ، خلع سلاح عمومي جامعه، تقويت واكمال اردوي ملي، پوليس ملي، نگرانيهاي مردم از سياست احيا وبازسازي، موضوعات امنيت ملي، مطالب درباره غارت سرمايه ملي موارد انتخابات رياست جمهوري، مراسم تحليف رئيس جمهوروكابينه، همچنان نظريات مختصر كانديدان 18 گانه رياست جمهوري بخاطر احراز كرسي رياست جمهوري ونظريات عده از هموطنان بعد از 18 وم ميزان، مسايل مبارزه عليه فساد اداري وساير موضوعات بدون شك خالي از كاستي ها نیست وبا چند نوشته بسيار مشكل است ، آرزو هاي خود را به مردم بيان نمود هر فرد فرهنگي كه اقتصاد خوب ومنبع در آمد كافي از خود واقارب نزديك به مقصد كارهاي فرهنگي نداشته ويا از جانب مقامات دولتي وصاحبان پول كمك نشوند، آثار شان ناچاپ و آرزوهاي شان به گوش ملت نمي رسد.

كاستن از نان فرزندان براي انجام خدمات فرهنگي كار هر كس نميباشد تا حد توان نبايد قلم و زبان خود را متوقف ساخته البته با در نظر داشت حد اعتدال واندازه معين.

نگارنده در چاپ اين اثر ازا مكانات ضعيف خود چه از نظر پولي وچه ازنظر تشويق معنوي مقامات وچه از لحاظ سبك نگارش برخوردار بوده واين كار را براي خدمت به هموطنان انجام داده ام نه براي كسب شهرت ونام ونشان هدف آنست تا مردم افغانستان را هر چه بيشتر از جامعه، رهبران وحاكميت ها با همسايگان و دوستان بين المللي آشنائي بدهم اين خود خدمت بزرگ، ايثار وفداكاري براي مردم بوده وتحقق دهنده آرمان مقدس شهدا جنگ افغانستان است برداشت از ياد داشت ها آن خواهد بود تا يك نتيجه گيري لازم به عمل آيد كه واقعاً در افغانستان دموكراسي تحقق مي يابد، اگر مي يابد به كدام اشكال وتمام اين ماجرا ها چه وقت وبه چه گونه رفع خواهد گشت وتا كدام ده سالگي ها دموكراسي در كشور ما به همان گونه كه گفته مي شود تحقق پذير مي گردد.

اهدا به عزيزم عبدالواحد خرم، شخصيت دانشمند، فرهنگي و روشن ضمير به مناسبت طبع كتاب تاريخي اش بنام اردوي ملي مرد سخندان:

 

گشتي تا مرد سخندان خرم

خوش فرين شده ديوان خرم

پهلوان ادب وتاريخي

همچو رستم به سمنگان خرم

واقعيت ها چه بجا كردي رقم

درد اين ملت افغان خرم

خاطرم شاد شد از گفتارت

آفرين گوهر تابان خرم

ثبت تاريخ شدي تا به ابد

ماندگار هستي بدوران خرم

خوش درخشيدي درين دير كهن

همچنان گوهر تابان خرم

سرخ رو كرد ترا اين شهرت

همچنان لعل بدخشان خرم

هديه كردي عشرت پاكان را

شاد شد روح شهيدان خرم

كار زاريكه به ميهن رخ داد

ثبت كردي همه يكسان خرم

تلخ وشيرين همه را كردم رقم

هستي هم لايق احسان خرم

مفتخر ملت افغان كردي

تا به ايران وخراسان خرم

بلبل شيفته ات شد "فيروز"

كردي اورا تو غزلخوان خرم

 

29/7/1383

مكروريان كهنه كابل – افغانستان

شاعر: محمد زمان"فيروز"

 

بيوگرافي مختصر نويسنده!

 

 

 

 

نام و تخلص:          عبدالواحد خرم

نام پدر:                  الحاج حيت مراد

تولد:                                                   سمنگان

محل تولد:               قريه حبش ولسوالي خرم و سارباغ

سال تولد:               1337 هـ ش مطابق 1958 م

 

تحصيلات:                 فارغ صنف نهم مكتب متوسطه خرم و فارغ التحصيل از صنف چهاردهم تخنيكم مزار شريف از رشته جيولوژي تفحص نفت و گاز و ديگر مواد مفيده جامد.

تحصيلات عالي:         پوهنحي سياسي حربي پوهنتون در مسلك پياده، اكادمي نظامي سياسي ماسكو به درجه ماستري، اكادمي علوم تاجكستان  به درجه دکتورا.

رشته تحصيل:            تاریخ  

سويه تحصيل:            دكتور علوم تاريخ

سابقه كاري:              از 1356 الي 1358 استاد تخنيكم نفت و گاز بلخ، افسر در قطعات و جز و تام هاي مختلف اردو تا سال 1374الي سطح معاون فرقه، از 1374 الي 81 13مهاجر در ازبكستان ، از 1381 تا 1383 عضو كميسيون مركزي بازسازي اردو، رئيس تحريرات وزارت آبياري، منابع آب و محيط زيست و متعاقباً كارمند مطبوعات رئيس جمهور.

کاندید مستقل ولسی جرگه مردم سمنگان از ثور 1384 تا میزان 1384 .

وظیفه فعلی : آمر روابط بین المللی مرکز تحقیقاتی ریاضی فلسفی جهان آکادمی علوم افغانستان .

عضو شورا عالی اتحادیه  ملی ژورنالیستان افغانستان .

عضو شورا ی علمی مرکز تحقیقاتی ریاضی فلسفی جهان

فعلا مهاجر افغان در  پاکستان و استاد پوهنتون آریانا مقیم شهر پشاور

آثار چاپ شده :

-          صلح نیاز مبرم بشریت چاپ مطبعه اردو سال 1365

-          کتاب دروس سیاسی افسران قوای مسلح ج.د.ا چاپ مطبعه اردو سال 1365

-          کتاب دروس سیاسی سربازان و خورد ظابطان قوای مسلح ج.د.ا چاپ مطبعه اردو سال 1365

-          اردوی ملی متضمین تمامیت ارضی و وحدت ملی افغانستان چاپ سال 1382

-          نظامیان میان مردم چاپ سال 1382

-          ترجمه اثری تحت عنوان : تروریزم بین المللی و افراط گرایی اسلامی چاپ سال 1385

-          ترجمه اثر تحت عنوان : افغانستان ، طالبان و تشکل مراکز تروریستی چاپ سال 1385

-          آیا افغانستان بسوی دموکراسی می رود ؟  چاپ سال 1385

آثار آماده چاپ:

-          نقش اردو در تحولات سیاسی – اجتماعی افغانستان

-          در وزارت دفاع ملی چه میگذرد؟

-          خاطرات مهاجرت در ازبکستان

-          سیاست پان ترکیسم در قبال مسایل شمال افغانستان

-          افغانستان و همسایگان

زعامت كشوريا كسب شهرت

انتخابات يكي از ستونهاي اساسي دموكراسي است كه براساس آن مردم با رأي مستقيم وسري زعيم دلخواه خود را تعيين مي كنند. اين اولين بار است كه به مردم افغانستان چنين حق داده شده است. مردم افغانستان به راديووتلويزيون كشور وراديو هاي جهان بدرستي گوش مي دهند، جريانات انتخابات را يكجا با صحبت هاي گوناگون هژده تن از كانديدان پست رياست جمهوري بادلگرمي تعقيب مي دارند.

اكنون به پايان كار انتخابات نزديك مي شويم. انتقادات جدي از روش سه ساله دولت برسرزبان كانديد ها است واززبان هيچ كانديدي كه تا ديروز در مقام وزارت تكيه زده ويا مشاورخاص بودند نسبت بخود انتقاد نمي نمايند، ولي اين حق را يافته اند كه طبق پلان خط مشي خود را بارهاوبارها از طريق هفته نامه ها وروز نامه ها بشمول بيوگرافي درست ويا نادرست شان را بدست نشر بسپارند ومركز بين المللي مطبوعات محل خوبي براي ايراد بيا نات شان باشد، اما طوريكه ديده مي شود بعضي از كانديد ها يك نوع برخورد متعصبانه، تنگ نظرانه وناسنجيده در قبال سرنوشت آينده ملت دارند كه مي كوشند مردم را از كانديداتوري مورد نظرشان دور سازند. درين جالازم است كمي به تفصيل صحبت شود، اول اينكه وجود 18 كانديد در انتخابات،نشاندهنده اين واقعيت تلخ است كه هر كدام خودرا برتر ومستحق تراز ديگران ميداند هيچكس از كس ديگري خودش راكم نمي داند دوم اينكه خط مشي اكثريت اعضاي شوراي همكاري كانديدا مبهم وپيچيده است كه چندان مورد علاقه مردم قرار نگرفته زيرااكثراخط مشي ها بر مبناي تعمق وتفكر استوار نبوده وبروي احساسات مي چرخند. برخي كانديدان بدان علاقه مند هستند كه پيوسته در تالار مركز مطبوعات از طريق تلويزيون  بيانيه ايراد نمايند وصحبت هاي با شنوند گان وبينندگان داشته باشند آزادي بيان تا جایي در كشور اين زمينه را مساعد ساخته است كه هر كدام حرف دل خود را آزادانه بگويد ولي سخن اساسي در اين است كه حداقل در صحبت ها عفت كلام، طرز بيانات به شيوه صلح آميز باتحليل واقعي اوضاع نظامي وسياسي صورت گيرد وشخصيت كسي مورد تعرض وتوهين قرار نگيرد ونه تنها بايد براي جلب آرا فكر شود، بلكه واضح ساخته شود كه اگر جناب شان زعيم آينده كشور شوند چه خدماتي را به مردم انجام داده مي توانند وپرابلمهاي موجود را چطور مي توانند حل كنند. وراه هاي بيرون رفت جامعه عقب مانده افغاني را در چه مي بينند زيرا مردم به وعده هاي چرب ونرم، لفاظي وجسارت غيرلازم، اكت هاوژست ها لاف وپتاق مردم كمتر اعتماد دارند، برخي كانديدا خيال مي كنند كه در سياست وارد اند وبر امور كشور داري آگاهي كامل دارند، يك روز رقابت سياسي را مشروع دانسته در صورتيكه عدم مشكل شخصي واجتماعي، كانديد ديگررا برادر خطاب مي دارد واما روز بعدش در مكتب ومسلك او شك مي آورند. يك كانديد كه خود در حيف وميل دارايي بيت والمال وچوروچپاول سرمايه ملي متهم است از ديگري مي پرسد كه كمك هاي هنگفتي خارجي كجاشد؟ نمي دانم دفتر تنظيم مشترك انتخابات تعداد كانديدا را بنابر عدم رعايت اصول مبارزات انتخاباتي وباوجود شكايات وعرايض مكرر مردم واعتراضات بيشماري چرا از 18 به 10، 5و3 تقليل نداد، موجوديت همين تعداد زياد به جهانيان نشاندهنده نفاق است نه وفاق. يكي از كانديدان رياست جمهوري در سياست خارجي آقاي كرزي راصد نمره داده است وسياست داخلي اش راصفر تلقي نموده است آيا در موارد ناكامي حكومت درسه سال گذشته در موارد جمع نشدن سلاح ودر معضله كشت كوكنار ومواد مخدر وبازسازي وانكشاف متوازن معارف کرزی چه کارکرده است  وزارتهاي محترم دفاع، امور داخله، انكشاف دهات، اموربازسازي وفوايد عامه ومسئوولين شان در مسايل فوق هيچ نوع مكلفيت در برابر مردم نداشته اند، سه سال كه گذشت جلسات پيهم كابينه داير گرديد تصاميم اتخاذ گرديد ولي عملي نگرديد.امروز صاحب مقامن مستقيم وغير مستقيم به كاركانديدان مداخله مي كنند وچون از محاسبه فردا مي هراسند خودهارابه بازي هاي سياسي مصروف مي سازند، جريان انتخابات را به ميل خودشاخ وبرگ مي دهند وخيالات دوباره لميدن بر چوكيهاي وزارت خانه هارا بسر مي پروارانند. جالب اينست كه برخي از اعضاي بلند پايه كابينه دولت انتقالي اسلامي افغانستان حين سخنراني شان مجاهدين را پاكترين وصادق ترين افراد جامعه تعريف مي دارند بدون شك صفوف وكدر هاي مجاهدين كه في سبيل الله جهاد كرده اند چنين اند ولي گويند گان اين حرفها خود پاگترين ها نيستند وهم سخن ازآن سرداده مي شود كه فلان كس در صدد حذف مجاهدين است ومعلوم نمي گردد كه منظوراز كدام مجاهدين است؟ ناگفته نبايد گذاشت كه برخي كانديدان به محور عده از بلند پايگان كابينه چرخ مي زنند. يك كانديد بدون اينكه درمورد سواستفاده هاي خودش از مقام دولتي خم به ابرو بياورد مي گويد: مجاهدين كه درچوروچپاول سهم دارند آنها مجاهدين واقعي نيستند.

مشوغماز كس نزديك شاهان

بترس آخرزآه بيگناهان

كه آه بيگناهان  سخت گيرد

بسي كس رازتخت وبخت گيرد

درهفتم ميزان يك كانديد درشهر شبرغان درهاي مكاتب موسسات تعليمي ودواير دولتي را در اوقات رسمي بشمول دكاكين شهر بسته وخط مشي خود را با انتقاد صريحا از كارنامه هاي دولت كه خود گويا هيچكدام مسووليت در دولت نداشته، اعلام داشت آيادفتر مشترك تنظيم انتخابات اين عمل راچه مي پندارد؟ گذشته از همه والي جوزجان كه تحت امروزارت داخله وآنهم مربوط دولت انتقالي اسلامي افغانستان است نبايد دخلي به كار كمپاين تبليغاتي كانديدان مي داشت اوكه در جمع آوري مردم به نفع يك كانديد با سو استفاده از مقام دولتي اش سهم فعال مي گيرد پس اجراآت وزير صاحب امور داخله در مورد وي چه خواهد بود؟ مردم افغانستان اكنون به اين تجربه رسيده اند كه چه كسي را به زعامت خويش انتخاب نمايند تا داراي يك افغانستان آزاد وآباد، شگوفان، اسلامي، مترقي، وپيشرفته باشند.

استعفا موجب خلأ قدرت

مردم افغانستان در آستانه پيروزي جهاد درسال 1370 قرار داشتند، حكومت كابل روز به روز تضعيف شده ميرفت، كنترول دولت داكتر نجيب اله در محدوده شهر ها ومراكز ولايات استوار بود واكثريت مناطق تحت سلطه مجاهدين قرار گرفته بود. رفت وآمدبينن سيوان نماينده سازمان ملل متحد در امور افغانستان در كابل شدت يافته بود ودكتور نجيب الله اميدوار بودكه شايد حكومت مشترك بااشتراك رهبران ميانه رواز مجاهدين وروشنفكران خارج ازوطن را در افغانستان تشكيل كرده بتواند. دوكتورنجيب الله هرنوع ائتلاف را پذيرا بود.

ديدوباز ديد هاي نماينده ملل متحد بارهبران تنظيم هادر شهر كابل، تهران وپشاور افزايش مي يافت وحل سياسي قضيه شكل مي گرفت، كه مردم افغانستان رابه يك تحول عظيم اميد وار مي ساخت. درين راستا معاون بينن سيوان آقاي حسين بوستالي ترك نژاد كه به دري خوب صحبت مي كرد نيز تلاشهاي فراواني رابه خرچ داد. در پشاور رهبران باايجاد حكومت عبوري موفق گرديدند وتاكيد براستعفاي نجيب الله، كنار رفتن اورا از صحنه قدرت بدون كدام قيدوشرط تقاضا ميكردند ولي در مقابل درميان خود كدام تفاهم كلي نداشته وبر عكس در مسايل كرسي هاي دولت اختلافات شان شديد بودوداراي خط مشي واحد نبودند كه در آن اشتراك تمام جناح هاي درگير ومخالف رژيم تضمين گردد. رهبران باايجاد حكومت ناپخته وخام، بدون سهم فعال وارج گذاشته به نقش قوماندانان داخلي كه ساليان درازي عليه تجاوز شوروي رزم وجهاد نموده بودند،اقدام ورزيدند. باآمدن مجاهدين به كابل وپيروزي انقلاب اسلامي به موضوعات بين المللي بنابرموجوديت احساسات وهيجانات پيروزي، سطحي پنداشته شد. حكومت دوماهه پروفيسور صبغت الله مجددي ثمره خلاقدرت سياسي بود، خشونت هاي زيادي را ببار آورد. نوع نگاه رهبران به مباحثي همچو حكومت، سياست، كسب قدرت وراه هاي پايان مخاصمه ومنازعه به حدی متفاوت ومتضاد بود كه نميتوانست آنهارا به سوي يك آرمان مشترك رهنمون سازد. گروهي ازكارمندان رژيم نجيب الله بامجاهدين همكاري نمودند تاآنها به قدرت برسد، اين همكاري شان ناشي از دلسوزي به مجاهدين نبود، بلكه از اختلافاتي دروني رژيم كابل سرچشمه مي گرفت، كه عده يي از جنرال هاي حكومت دوكتور نجيب الله به تسليمي قدرت به مجاهدين راضي بودند ونه به دوام قدرت داكتر نجيب.

آقاي مجددي پايان دوره كار خويش رابدون هيچگونه پافشاري بردوام وظيفه، ختم اعلان كرد. معلوم مي گردد كه از روز اول ايشان از تفنگداران ترسيده بودند، اما خونريزي ها، قتل وقتال، غارت وچپاول تعرض به ناموس مردم، ايجاد حكومت شاهي، اسلامي وفدرالي، دموكراتيك اسلامي در زونهاي افغانستان بوجود آمد. طوريكه همين اكنون از بعضي كانديدان كه درين حوادث زيدخل وسهيم بودند مردم بوسيله ژورناليستان خبر نگاران با جرأ ت پرسيدند وتكراراً مي پرسند كه در نتيجه همان بي نظمي ها، پراگندگيها، تشنج وجنگهاي خونين ميان اقوام مختلف كشور بود كه تا امروز نتايج آنرا باگوشت وپوست خودلمس مي كنيم چه جواب داريد؟ كانديدان اكثرا خوب مي فهمند كه همه ممكن نيست برنده شوند، امااستعفا نمي دهند، وبرعكس دريك جبهه كه عفت قلم نمي گذارد كه چه نام برايش مانده شود، وبايك اتحاد ناپايدار وبراه انداختن يك تبليغات مشترك وهمگون دست بكار شده اند. درين نوشته نه از نجيب الله حمايت مي نمايم ونه از آقاي كرزي وهم نميخواهم به مواد قانون اساسي سروكار داشته باشم. معلوم نه گرديد كه از 18 نفر كانديد كدام يك مي خواهد رئيس جمهور گردد، در حاليكه هيچكدام تاهنوز به نفع متحد خود استعفا نداده، تاكه روشن شود در ميدان سياست مشخصاً كي مي ماند، وهمينهاي كه درگذشته ها متفقاً به يك راه نمي رفتند ونمي روند، فوراً بخاطر منافع شخصي شان باچرخش 180 درجه تغیر سیاست کردند.

كه خود تحريكات بيرون مرزي رانشان داده، وسخت سوال برانگيز است. زيرا مردم افغانستان اين تجربه را دارند كه رهبران در مشكلات موقت يكي مي شوند، ودر پيروزي متفرق ودشمن وبعداً رنج آنرامردم مي كشد. مردم در آنصورت حالت خرابتر را پيش بيني ميكنند،وهمه دست بدعااند كه وضعيت خوبتر از حال گردد ويا حداقل حالت فعلي تايك مدت نيز به نفع مردم نیست مردم در حكومت نجيب الله خسته بودند،ولي تخلفهاي بعدي نيز نتوانست جايگاه خوبي در زندگي شان داشته باشد گفته مي شود باري از رهبران افغاني مقيم در پشاور ضياالحق رئيس جمهور سابق پاكستان دعوت به عمل مي آورد، رهبران داخل دفتر رياست جمهوري ميشوند وبه يك كرسي آنها رادعوت مي كند تااخذ موقعيت نمايند ولي آنها بسوي يك ديگر خود مي بينند ونمي دانند كه كدام يك در چوكي اول بنشيند ومر حوم ضياالحق گفته است كه رياست جمهوري افغانستان نيز يك كرسي است، وشما هفت نفر باتفاوت اينكه آقاي كرزي هر نوع ائتلاف راردمي نمايد شوراي نظامي ايكه در آخرين روزهاي زمامداري نجيب الله ساخته شد مشابه به شوراي همكاري كانديدان رياست جمهوري فعلي است، در سقوط نجيب الله انتقال قدرت به حكومت بيطرف انتقالي بادرنظرداشت منافع ملي افغانستان طرح ملل متحد بود وسقوط نجيب الله را حتمي مي دانست. جهان وحتي شوروي از نجيب الله حمايت خود راقطع نمود در حاليكه امروز وضعيت به گونه ديگر است، به گونه 12 سال قبل. امروزبرخی رهبران ميانه رو، تندرو، بسياري از روشنفكران خارج از كشور، اعضاي پايين رتبه حكومات گذشته مستقيم وغير مستقيم بادولت فعلي ارتباط دارند وآماده گي كاري وهمكاري خود را بادولت انتقالي اسلامي افغانستان ابراز داشته اند، آنزمان چنين نبود . ولی دست آوردهای خوب ندارند آنوقت فشارهاي بين المللي بخاطر كناره گيري دوكتور نجيب الله وتشكيل يك حكومت مشترك از طرف مجاهدين مطرح بود، حالا فشار بين المللي به ايجاد يك حكومت مشترك موجود نيست. رهبرآینده باید  كه ساختار نظام آينده را به شكل ائتلافي رد كند، هكذاضرب المثل مردم است: آزموده را آزمودن خطااست. ائتلاف باكي ، هر كه از خودشايستگي نشان دهد، باید طبيعي رشد كند وزمينه هاي رقابت هاي آزاد رادولت در تمام ساحات زندگي چون تقاضاي زمان است، ناگزير است براي اتباع وشهروندان مهيا سازد اكنون مردم بااخذ كارت راي مي توانند آزادانه راي بدهند. قواي ائتلاف وظايف خود رادر مبارزه عليه تروريزم وقوتهاي آيساف بخاطر صلح وثبات وهمكاري به مردم ادامه دهد. نه به خاطرمنافع خود. اقوام مختلف كشور باهم انس ومحبت دارند، از جنگهاي بي مفهوم خسته شده اند، معارف وتحصيلات عالي رونق يافته است. ساختمان واعمار پل ها، پلچك ها، سرك ها وساختمان رهايشي چشم ديد نیست، طبابت وامور صحي بهبودي حاصل ننموده است، پروازهاي هوايي ومسافرتي باكشور هاي خارجي بهتر از هروقت ديگر برای جابجائی میسراست. افغانستان نام ونشان خود راآرام وآرام در عرصه بين المللي دست مي دهد، پس چرا باتفكر برخي اشخاص مستقل آنهم براساس علايق ونظريات شخصي ورسيدن به اهداف تا كتيكي وضعيت وثبات نسبي امروزي را برهم زد وتاريخ منفور گذشته را تكرار كرد.

مشاركت ملي به معني ائتلاف نيست

مردم افغانستان بارفتن به سوي انتخابات مخالفت علني خود را با تفنگ وتفنگ سالاري آشكار ساختند. تروريزم باهمه غوغا ها كه داشت در انتخابات رياست جمهوري شكست فاحش خورد. زنان افغانستان در پهلوي برادران شان نقش برجسته را در روز انتخابات ادا نمودند وحرفهانهايت دلچسپ وفراموش ناشدني خود راباز گو كردند. مي دانيم كه افغانستان يك جامعه سنتي است. در گذشته هاحضور زنان در عرصه هاي سياسي، اجتماعي عيب شمرده ميشد خصوصاً در حكومت پنجساله طالبان، زنان از هر نوع مشاركت در مجامع عمومي ودر انظار مردان محروم بودند. در حال حاضر نيز در برابر شان كه بيش از نصف نفوس جامعه راتشكيل مي دهند پرابلم هاي زيادي وجود دارد. اشتراك زنان در انتخابات به اين معني است كه آنان نيز خواستار تغييرات لازم در حيات سياسي، اجتماعي كشور شان مي باشند. وآنها نيز منتظر نتايج عالي انتخابات بودند كه درنتيجه شمارش آرا نشان داد كه برنده اصلي انتخابات آقاي كرزي است. قابل ياددهاني است كه در جريان انتخابات وبعد ازهژدهم ميزان از جانب بعضي كانديداونمايندگان شان بالاي دومطلب يعني حفظ تعادل قدرت ومشاركت ملي سخنان زياد زده شد كه گاه ناگاه ازطريق مطبوعات نيز منعكس گرددكه ساختار تشكيلاتي در هر جامعه ازخانواده، طايفه، قبيله، قوم بوده كه ملت راتشكيل مي دهد. واشتراك نمايندگان شايسته شان درچوكات حكومت ودولت عبارت مي باشد از مشاركت ملي رئيس جمهور منتخب مطابق قانون اساسي در كشور همكاران نزديك خود را تعيين مي كند واينكه كدام اشخاص را در پست هاي مهم دولتي، سفارتخانه هاوحتي وزارت خانه هامي گمارد مربوط به تصميم خودش نظريات معاونانش خواهد بود. مسئله تشكيل كابينه آينده بسياري هارا بدان علاقه مندي ميسازد تعدادي نمي خواهند حاميان شان از كابينه فعلي دور شوند وبر عكس كسان ديگر كه طرفداران زياد دارند ، تلاش دارند تااقارب وهمفكران شان در كابينه جديد جاي داشته باشند. بدين ملحوظ سوال دولت ائتلافي وغير ائتلافي رامطرح مي سازند.دولت ائتلاف باگروه هاي سياسي واحزاب سياسي ساخته مي شود كه قدرت در آن تقسيم گردد. در كشور بيش از ده ها حزب راجستر وزارت عدليه را رسمي بدست دارند كه متاسفانه تعداد زيادي ازآنها هنوز به احزاب ملي مبدل نگشته اند، چه رسد ائتلاف با آن كانديدي كه نماينده يك حزب سياسي مسلح باشد. آقاي كرزي بارها از عدم ايجاد حكومت غير ائتلافي سخن گفت ودليل عدم پيروزي هاي خود رادر سه سال گذشته در موارد مهمي مانند: تامين امنيت. خلع سلاح، وتحكيم قانونيت در سراسر كشور وابسته به حكومت ائتلافي ساختند ولی عمل نساخت.

به اساس فيصله بن لويه جرگه هاي بعدي آن بوجود آمده بود دولت غير ائتلافي از آن جهت خوب است كه سطح مسووليت ومكلفيت در برابر مردم معلوم بوده، همه اعضاي كابينه براي حصول به هدف واحد كار مي كند در صورتيكه دولت ائتلافي باشد واضح است كه اعضاي آن بخاطر منافع همان گروهي كه بوي راي داده اند عمل مي كند. بايد گفت كه دولت ائتلافي ومشاركت ملي از هم فرق زياد دارد كه فوقاً بدان اشاره گرديد.زمانيكه آقاي كرزي كانديداتوري وخط مشي شان را با برنامه كاري شان خدمت هموطنان تقديم كردند وصحبت هاي تلويزيوني وراديوي شان را مردم شنيدند بعدا بر اساس همين خط مشي راي دادند زيرا مردم افغانستان را قبل از همه مسايل خلع سلاح عمومي وايجاد حكومت غير ائتلافي علاقه مند مي ساخت واز آن باتمام قوت پيشتيباني نمودند بدين ملحوظ در شهر هاي بزرگ افغانستان همچو كابل، كندهار، بلخ،هرات، كندز وننگرهار مردم بيشتر به آقاي كرزي راي دادند تامقام اول را كسب نمايد، همچنان آقاي قانوني نيز از مناطق مختلف راي بدست آورد. مسعوده جلال به مثابه يگانه ونخستين زن در مقايسه باعده ديگري از كانديدان راي بيشتر بدست آورد. زنان ارزگان ونورستان به موصوفه راي بيشتر داده اند اينكه در برخي مناطق انتخابات جنبه قومي داده شد، معني آنرا داشت كه مردمان همان محلات از كانديداي نزديك خود شناخت داشته اند اين نقص در وجود كانديدان بود كه در ساير مناطق پيام شانرا به مردم اعلان نداشتند، يا از مردم آنجا ترسيدند ويا مشكلات ديگري داشتند. اما بدان بايد معترف بود كه تا هنوز فرهنگ انتخاباتي، نهادهاي قوي ملي، كلتور معين وبرداشت هاي لازم سياسي در كشور ماضعيف است. برخي نگرانيها وجود دارد كه گويا دولت آينده با طالبان در مذاكره است وبا تفاهم به افراد معتدل وميانه رو به يك نتيجه رسيد در صورتيكه حكومت ”ينده بتواند سرنوشت تعداد بيشماري اشخاص را كه در مخاصمت قرار دارند، فريب خورده اند ويااينكه از فقدان سواد كافي شان سو استفاده صورت گرفته وخود بدان معترف باشند.آنهاحق دارند در آغوش مادر وطن زندگي نمايند مشروط برآنكه فعاليت ضد مردمي وضد دولتي ومورد اعتراض مردم قرار نداشته باشند وهكذا دولت آينده نبايد به آن عده افراديكه دست شان بخون مردم آلوده است مذاكره وسازش نمايد وچه رسد برآنكه به آنها پست هاي مهم داده شود.

ولی متأسفانه که دیدیم نه کابینه خوب ساخته شد و نه افراد شایسته به پارلمان آمدند .

چرا بايد ائتلاف ؟

ازسپيده دم تشكيل دولت در سير تكامل انسان،مشكلات ودشواري هاي مادام دامنگير انسان هاي حاكم ومحكوم بوده است. غالباآنچه راكه كتله هاي بشري ازدولت هامي خواهند تحقق نمي يابند وروي همرفته تامين عدالت اجتماعي كه پايه استوار وتزلزل ناپذير دولت هامي باشد،طوري كه لازم است جنبه عملي نمي پوشد. ازآنروتضاد بين مردم ودولت وياآمر ومامور ازجامعه بشري نه تنهازدوده نمي شود،  بلكه عقده هاي رواني عصيان ها خيزش هاقيام هاوجنگ هاي مسلحانه تبديل مي گردد وطوري كه شاهد هستيم در بعضي كشور هامانند افغانستان اين جنگ هاابعاد گسترده رانيز كسب نمود. مناسب است درپرتوي اين انديشه شعر زيباي حافظ راكه بيادارم تكرار نمايم كه مي گويد: ساقي بنور عدل بده باده تاگدا غيرت نياورد كه جهان پربلاكند چنين آرزوهااكثرا درجوامع بشري چه عقب مانده وچه مترقي حكم عنقاوكيميا رادارد، زيرادست يابي برذروه اين آرمان از محالات وطرح آن نيز به مشابه مدينه فاضله مي باشد. اماروي همرفته تلاش انسان بار در بر دارد ونمي توان همه كوشش هارادرين راستا منتفي دانست   وبرآن انگشت رد نهاد. اميد امريست بزرگ كه از دست شدن آن منتهي به مرگ مي شود مردم ما دايم مي گويند كه نااميد شيطان است ، انسان هميشه شكر خدا داشته و به آينده خوشبين و اميد وارباشد زيرا تلقين كردن به اميدها خود اميد است حتي در روزگاران گذشته ناپليون كبير نا اميدي را مرگ مي گفت واين يك واقعيت انكار ناپذيراست.

ملت افغانستان درطول سه دهه به قدر كافي كوبيده شدند آواره گشتند ، مهاجرشدند بي خانمان و بي مال و منال شدند اما به خاطر آرزومندي و اميد به آينده با همه دشواري هاي طاقت فرسا دست و پنجه نرم كردند وهمه نا ملايمات راتحمل كردند با تمام فشار هاي كمرشكن نظام هاي غير دموكراتيك گذشته مردانه وار مبارزه نموده و درسه سال اخير همچنان نابساماني هاي فروان را لمس كردند مردم افغانستان امروز اميد زياد به آينده تابناك و درخشاني بسته اند كه بتواند پاياني نجيبانه بركليه ملاحظات و نگراني هاي ملي سياسي و اجتماعي باشد اما درد و دريغ كه دوستان دروغين و دشمنان راستين اين ملت دست اندركار تخريب شده آنچه كه مردم اين مرز وبوم آن رابه قيمت خون و مال خود رشته بودند با فير راكت هاي مرگبار،  تفتين ودسايس ننگين ونفاق انگيز از بيرون مرز هادوباره پنبه كردند  وآن همه آرزوهاوتلاش هاي نيك و وطندوستانه رانقش برآب نمودند.  با آنهم ملت مصمم وبا ثبات افغانستان در روشني همان روزنه اميد دست بكار شده و توافقاتي را درنتيجه نشست هاي بن صحه گذشتندو برمبناي آن تعهدات دست به كار بازسازي نظام سياسي، اقصادي عمراني و اجتماعي خود شدند كه تا جان با توفيقات همراه است .

قانون اساسي به تاييد و تصويب مجلس بزرگ ملي رسيد و مردم آن را بحيث يك وثيقه نجات بخش از سردر گمي ها پذيرفتند . باور نداريم كه حاكميت قانون مشروعيت سياسي را در تشكيل دولت و حكومت بالامي برد و دست دولت را در آوردن آرامش و رفاه ملي بازمي سازد .

درين شكي نيست كه جامعه عناصر صالح و طالع را در نتيجه اعمالي  كه از خود درساحات گوناگون بروز دادند مي شناسد . فريب دان مردم امريست محال مردم همه چيز را مي فهمند زيرا آنها خون ريخته اند آنها عزيزان و دلبندان شان را از دست داده اند اگر مسولين كه تازه به قدرت مي رسند ابتدا پروسه جمع آوري اسلحه و متعاقب آن افراد مسلح راخلع سلاح نمايند ملت راچندين مراتبه به انتخابات پارلماني نزديك وعلاقه مند مي سازند. ازآنرو مسؤولين دولتي باید باتاني وحوصله مندي درخورشان ملي‏ عملكرد هاي خودرا سازمان دهند ودرتشكيل اعضاي دولت بويژه آناني كه زمام ادارات موثر رادردست مي گيرند بادقت لازم بكوشد وبيشتر از هر چيز در امر تقسيم وظايف به كساني كه استعداد كار آيي رادر همان حوزه صلاحيت خود داشته‏ روي همرفته درنزد مردم افغانستان نيز داراي سوابق تاريك منفي نباشند ومردمي كه در عمل دموكراسي راتجربه كردند ودر حيات خود اولين بار پروسه انتخابات را دنبال وسر انجام رئيس جمهور را انتخاب كردند ودر واقعيت باچنين عملكرد هاي باشهامت شان بدون كدام ترس وهراس درپاي صندوق هاي راي رفته ودموكراسي راتمثيل نمودند اكنون همين مردم انتظار آن را دارند كه در به ميان امدن تغييرات جدي درحيات سياسي فرهنگي اجتماعي شان گام هاي به جلو برداشته شود از همه مهم بالارفتن سطح زنده گي اقتصادي مردم است كه بايد دران توجه اعظمي شود. اگر تركيب دولت خالي از غرضمندي هاي نا مطينانه و زدوبندهاي ناسازگارانه باشد پس تقويت چنين دولت اركهتر و مهتر اين مملكت از جمله آروزمندي هاي ملي خود مي دانند دراين شكي نيست كه كليه ساحات حيات اجتماعي ما دستخوش انحطاط وحشت باريست وازژرفا اين انحطاط هاي ياس انگيزي فقط تدابير خردمندانه كه ناشي از انديشه فرزانگان رسالت مند باشد جلوگيري كرده مي تواند و عناصر بادرايت را زماني مي توان بكار گماشت كه راي و انداشته اصلاحي و سازنده شان را به سرعت به منصه اجرا گذاشت و به كار گرفت و در امرتطبيق كردن آن نظريات به سختي كوشيدو تلاش كرد ودر آن صورت به مردم افغانستان مهم نيست كه اين مرد وارسته و آگاه و طندوست مهربان و عاري از هرنوع تبعيض و تعصب به كدام يك از فرقه ها دسته هاي قومي و مذهبي و يا لساني وسمتي پيوندش بلافصل است . جوي حاكم برآرمان ملي متضمن همين علمكرد ها در شكل گيري حكومتي كه تركيب پاك مردمي داشته باشد واميد واريم كه در نتجيه ائتلاف يا مشاركت ملي به هر عبارت طرح و پراگرام كه عنوان مي شود اداره كشور به بهترين فرزندان اين سرزمين تعلق گيردو بازتاب روشن از خواست مردم اين مرزوبوم كه رنج هاي بسياري را پشت سرگذاشتانده اند، شده بتواند.

 

به چه كساني مي توان اعتماد كرد؟

به هژدهم ميزان كه آخرين روز كمپاين انتخابات است، نزديك مي شويم، ودر اين مدت كمتر ازيك ماه پيوسته از طريق اخباروجرايد وراديوتلويزيون ديده وشنيده مي شود كه هژده تن از كانديدان از ديد گاههاي خاص خودشان، تيم سياسي وافراد دور وبرخود، راضي وگرفتن چهره هاي حق به جانب وبرنده باشدت وشطارت به پروسه انتخابات ادامه مي دهند، در حاليكه مردم در قبال انتخابات نظريات گوناگون دارند واز طريق وسايل اطلاعات جمعي گاه ناگاه پخش مي گردد.نظريات اكثريت مردم شنيده نمي شود كه در آن پيشنهادات وانتقادات فراواني نيز موجود است تحليل هاي مشخص كه تبادل تجارب راعموميت بخشد، درين پروسه بمشاهده نمي رسد. خط مشي كانديدان همان بيان هاي گذشته است كه برخيهاباشرايط روز آن رارنگ مي دهند. يك كانديدبه تعادل قدرت تكيه دارد، معلوم نمي گردد كه تعادل قدرت از نظر جناب شان يعني چه؟ واصرار مي ورزد كه اگر به كمك جامعه جهاني يك افغانستان طلايي هم بسازيم، نسل هاي بعدي اين افغانستان طلايي راتخريب خواهند كرد در صورتيكه به عوض يك قوماندان جنگي وآدم غير مسلكي يك دانشمند ودكتور اقتصاد وزير ميشود آيااين بذات خود تعادل قدرت نيست؟يايك والي هنگاميكه وزير تعيين مي شود مبين توجه دولت نيست كه اورا چندين مرتبه بالامي كشد، پس ارتقاي يك كادر به مقام بلنددولتي چرادسيسه وتوطئه پنداشته شود، درينجا سخن چيزي ديگري است كه در لفافه تنظيم، عقايد سياسي، قوم وزبان پنهان مي شود ومتاسفانه با اكثريت قاطع مردم ماقابل درك هم نيست، يك والي كه وزير مي شود از مقام وزارت به مردم همان ولايت خوبتر خدمت مي تواند. اما درزير اين كاسه هانيم كاسه هاموجود است شخصي كه وزارت رانسبت به ولايت تنزيل فكر مي كند بدان آگاهانه عمل ميدارد ودلايل نداشتن تخصص را بهانه مي گيرد در حاليكه همه ميدانند اكثريت وزراي كابينه اشخاص غيرمسلكي روي مصلحت ها تعيين شده اند كه ملحوظات سياسي در آن در نظرگرفته شده است وآنقدر عمده هم نخواهد بود كه وزرا افراد مسلكي باشند شخصي كه افغانستان طلايي رابنام نبودن تعادل قدرت مي خواهد تخريب كند، واضح است كه صرف براي خود قدرت ومقام مي خواهد ومي گويد فكر ناپاك سياسي بيشتر از دست هاي ناپاك محكوم است وبدان نيز معترف است كه قدرتنمدان اولين ناقضان قانون بوده اند ولي هيچ كانديدرانديده ام كه راجع به اشتباهات خود كه از جمله قدرتمندان بوده واند هيچ چيزي به ملت بگويد در حاليكه جامعه سنتي افغانستان اعتراف به اشتباهات گذشته راپذيرا است، درصورتيكه صادقانه باشد، اماطوريكه ديده مي شود اكثريت كانديدان مي خواهند برف بام خود را بالاي بام ديگران بياندازند، گفته ميشود به يكي ازقوماندانان مشهور شمال كه اكنون خود رابمقام رياست جمهوري نيز كانديد نموده است دولت انتقالي اسلامي افغانستان در نظرداشته تابخاطر كاهش وفروكش ساختن جنگ وجدال وپايان بخشيدن مخاصمت ها مبلغ يكصد هزار دالر ماهانه معاش دهد تاموصوف در كابل به اشتغال وظيفه راضي شود كه اين قوماندان آنرا نه پذيرفته است. دليل آن شايد همان تعهدات به كشور بيرون مرزي باشدكه نامبرده رابه بي ثباتي وبي نظمي در گوشه از كشور ماتحريك وتشويق مي دارند يك كانديد گفت: كسيكه جهان رامي خواهد اول افغانستان رابايد داشته باشد، درست است كه افغانستان ميدان بزكشي چاپ انداز هاست كه برخي كانديدان نيز بدون سهم نيستند. طوريكه همه مي دانند بدنه اساسي دولت انتقالي اسلامي افغانستان را مجاهدين تشكيل ميدهد كه قبل از طالبان در اين كشور حاكم بوده وجانشين حاكميت داكتر نجيب الله شده بودند واكنون روش دولت داري گذشته هارا سخت انتقاد مي دارند ولي باز كه مشاهده مي گردد باحلقات بلند پايه آن دوره هاي سياه وتاريك مخفي وعلني در زدوبند اند وحتي معاونين خود را از ميان كساني انتخاب كرده اند كه عامل بسا بدبختي هادرين كشور شده اند تعجب آور آنست كه آقايون احمدزي، پدرام، منصور، محقق، قانوني، گيلاني...دريك شورا قرار دارند. در ميان كانديدان كسي راسراغ دارم تاديروز در افغانستان بنام كچكول معارف چيغ وفرياد ميزد، امروز در اعتراضات مردم در رديف ساختن املاك وجايداد ها در داخل وخارج كشور نه تنها خمي به ابرو نمي آورد بلكه بي تفاوت وباچهره حق بجانب كه گويا موري رانه آزرده باشد وياهيچ سؤ استفاده نكرده باشد به سخن پردازي مشغول است وخانه يي را نيز گفته ميشود در لندن براي خود به ارزش لك ها دالر خريداري نموده است. ديگري كه پروسه دي دي آر راناكام مي شمارد، جمع آوري آنرا هدف خويش قرار نداده بلكه مسلح ساختن دوباره ارباب ده وملاي مسجد را كه از مسايل روز آگاهي ندارد، آرزو ميبرد. كانديدي است شايد خود دوپاسيورت داشته ويا اقاربش اقامه هاي عربستان سعودي را داشته بشند فلهذا تابعيت دوگانه رامجاز مي داند، ديگري خواهان اخراج عاجل وفوري نيروهاي امريكايي از افغانستان مي باشد مرد ديگري روابط خارجي افغانستان رابر اساس دين بر حق اسلام از نظر خود باكشور هاي جهان تنظيم مي كند كه باري طالبان با هيئت چيچنستان خواستند عملي كنند. يكي ديگري جعل كاري قانون اساسي را بر ملاساخته ومردم رابه لويه جرگه دعوت مي كنند. در مورد تحريم انتخابات در حاليكه سبوتاز است حرفها زياد وجود دارد، ديگري برخي رهبران جهان را دردست داشتن به موا مخدر بدون آنكه مشخص بسازد محكوم مي دارد يك كانديد از طرح بيگانگان وزبان جنگ سالاران نظام فدرالي وشوراهاي خود گردان محلي را برنامه ريزي ميكند. تحت نام وحدت ملي ونماد از اتحاد قومي چهره هاي در قدرت آينده سخن مي گويند كه پيشينه بدرفتاري در محيط كاري شان باساير اقوام داشته اند ديگري هر گونه ائتلاف را رد ميكند. برخيها در تبليغات خود از فوتوهاي اشخاص مشهور كه در ميان مانيست استفاده مي برند تابراي خود كريدت حاصل نمايند.از حقوق جوانان ومبارزه عليه بيكاري صحبت ها جريان دارد ولي پسران جوان شان در خارح تحصيل مي كند، به زنها همه حقوق قايل اند واين سخنان به مدروز مبدل گشته است. زمانيكه امان الله خان از حقوق زن حرف ميزد، او باملكه ثريا در اجتماعات وسفر ها ظاهر مي شد كانديدان رياست جمهوري ومعاونين شان بهتر است باخانمهاي شان حين سخنراني هادر تالار مركز مطبوعات حضور بهم برسانند تاثابت شود كه حقوق زنها ومردها طبق قانون اساسي از نظر ايشان هم برابر است عده يي به زنهاي ديگران حقوق قايل اند وبه خود قايل نمي باشند، اگر خانمهاي كانديدان بيسواد اند پس بايد آنها راباسواد بسازند تاحرف تقويه نهضت نسوان وامحاي بيسوادي در ست گردد واگر خانواده هاي شان در خارج اند پس بايد خانواده هاي زعماي آينده در داخل كشور باشد در حاليكه هستند كساني 3 تا4 زن داشته وصرف باخانم جوان شان زندگي مي دارند. بزرگمردي وتاثير نيك سخن در آنست كه انسان اولا بخود ببيند وآنچيزي را كه مي گويد بالاي خود عملي كند. مردم افغانستان را ديزاين شرق ميانه، تلف شده حق فلسطيني ها، محدود شدن سرزمين اعراب، كدام كشور چه نوع سياست دارد، چين خوب است، امريكابد، روس خوب نبودوتركيه وازبكستان بهتراست، پاكستان دشمن بود بارهايي زندانيانش برادر شد، عراق را امريكا به چند واحد تقسيم مي كند چندان علا قمند نمي سازد. يكي مي گويد اين قوم اين قدراست وآن قوم آنقدر، ديگري ادامه مي دهد بدون حكومت پارلماني دولت غير قابل تحمل است فلان كانديد ديكتاتور ومستبد است. پس چرا راي داديد كه اداره بن ولويه جرگه هاي بعدي تدوير يافت. اكنون كه عطش قدرت،مقام ومنصب لذيذتر گرديده زيرا سؤ استفاده گران در سه سال اخير قوت يافتند ومجازات نشدند واكنون مي شود كه ازهر نوع شعاري كه پيش آيد استفاده برد، وبه گرايشات قومي، سمتي، زباني، متوسل شد. جهاد امر مقدس بود ومي باشد زندگي اكثريت مجاهدين في سبيل الله پاك وصاف است اما صداي اعتراض در مورد گويا بي توجه بودن به كارنامه هاي مجاهدين را هميشه از طرف آنعده كانديدان، رهبران وقوماندانان بلندمي شود كه بهترين زندگي را در داخل كشور وخارج دارند، در چنين وضعيت پس بالاي چه كساني ميتوان حساب كرد.

افغانستان به سوي آينده روشن

پس از كنفرانس بن، لويه جرگه اضطراري ولويه جرگه تصويب قانون اساسي تدويريافت وقانون اساسي په مثابه بزرگترين دست آورد، توسط نمايندگان مردم به تصويب رسيد. اكنون افغانستان در راستاي ايجاد اردوي نوين ملي وپوليس ملي نوين قرار دارد كه باعملي شدن پروسه ملكي سازي وخلع سلاح عمومي، پيروزي هاي قابل ملاحظ يي بدست خواهد آمد. روند ثبت نام انتخابات باوصف همه مشكلات مخصوصا مسايل امنيتي به راه افتيد وبيش از ده مليون انسان اين وطن آمادگي خود رابراي انتخاب رئيس جمهور ابراز داشتند.      

   باگذشت هر روز پروسه سياسي دركشور قوت مي گيردوهمين اكنون بطور رسمي وبادر نظرداشت راجستر وزارت محترم عدليه بيش از(دهها) احزاب سياسي وبيشتر از [دهها] نهاد اجتماعي در كابل وولايات مصروف كاروفعاليت اند موجوديت احزاب سياسي متعدد در واقعيت، گرايشهاي ناسالم قومي وتمايلات جنگي رابه تمايلات فكري وفرهنگي عوض مي كند. چنانچه تحليل گران كشور درخارج ازافغانستان نيز پيرامون مسايل بالاانديشيده اند وقلم فرسايي كرده اند، طوري كه در سايت آريايي انترنيت در 29 اگست سال (2004) اين موضوع، چنين تحليل شده است:در روشني اين واقعيت هاي تاريخي مي توان باخوشبيني تاريخي پيشبيني كرد كه دوران صدور انقلاب، ضدانقلاب، انحصارقدرت، غصب قدرت از طريق نظامي، دخالت ومداخله شخصي، گروهي، محلي سازماني، كيش شخصيت، عامل نفوذ خارجي، دخالت ومداخله تجاوز كارانه بيگانه گان، دوران امرونهي قدرت تك حزبي وتك صدايي به نقطه پايان خود روز تاروز، به مقياس ملي، منطقه يي وبين المللي نزديگ ونزديك ترشده مي رود روند تكامل جامعه افغاني بستگي به سطح آگاهي مردم افغانستان دارد كه بدون شك نقش كادر هاي رهبري كننده درآن برجسته مي باشد. دوران عقب ماندگي هاوجنگهاي خانمانسوز، ملت راچنان از فراگيري علوم اجتماعي، سياسي وديني دورساخت كه درك حقايق وحوادث بعدي براي شان مشكل گرديد.هنوز دولت افغانستان در مسايل سياسي، نظامي واقتصادي بامشكلاتي جدي دست وگريبان است ونمي تواند به مسايل فرهنگي كه بدون آن دموكراسي واقعي تامين نمي گردد توجه بيشتر نمايد در كشور معنويت نيز تخريب گرديده است. بنياد هاي فرهنگي به درستي باز سازي نشده وافراد فرهنگي كشور به شكل پراگنده ودر مهاجرت زيست دارند، وبرخي هاكه در كشور اند از ترس زور وفشار نمي توانند قضاياي مربوط به كشور رابه زبان قلم وادبيات بياورند. گرچه ماده 34 قانون اساسي افغانستان آزادي بيان را از تعرض مصؤون دانسته وهر افغان راحق داده است تافكر خود به وسيله گفتار، نوشتار، تصوير وياوسايل ديگر اظهار نمايد اماباز هم مشكلاتي وجود دارد كه نمي توان ناديده اش گرفت،طوریکه درماه جوزا سال 1385 خبرنگاران تلویزیون آئینه از طرف دستگاه امنیتی کشورمورد لت و کوب قرارگرفتند.  در مورد بهبود بخش فرهنگي كشور سايت ذكر شده انترنيت برخي نظريات معقول را ارايه نموده كه ذكر آن خالي از مفاد نيست: انكشاف معارف متوازن وعصري، احياي تعليم وتربيت ملي، توسعه مؤسسات تحصيلات عالي ومسلكي، تقويت جنبش سواد آموزي بسيار مهم است. وبراي پژوهشهاي علمي محققان ودانشمندان رشته هاي مختلف علوم وفنون كشور بايد زمينه هاي مساعد فراهم شود. به احياوانکشاف موزيم هاي تاريخي فرهنگي، مطبوعات، وسايل اطلاعات جمعي، انجمنها، كانون هاي فرهنگي وكورسهاي آموزشي توجه مبذول گردد. از دستبرد به ميراث هاي فرهنگي ومعنوي مردم بويژه از حفريات خود سرانه آثار تاريخي وباستاني مردم افغانستان جلوگيري به عمل آيد. آثار با ارزش علمي، آفريده هاي ادبي وهنري دانشمندان وروشنفكران مبتكر كشور نشر شود واز پيش گامان علم، هنر وفرهنگ قدر شناسي ومواظبت دايمي صورت بگيرد. مؤسسات ونهاد هاي ابتدايي ومتوسط مجاني واجباري براي پسران ودختران بدون هيچگونه تبعيض احياگردد ومكاتب عالي ومسلكي دولتي وبخش خصوصي، در شهر هاوولايت كشور توسعه يابد. پرورش كادر هاي علمي وفني، در مركز توجه وزارتهاي تعليم وتربيت، تحصيلات عالي ومسلكي، ارگانهاي قواي مسلح، اكادمي علوم جمهوري افغانستان وديگر مراكز تعليمي، فني وتخنيكي افغانستان قرار گيرد، ودر نصاب تعليمي اين مراكز آموزشي وپرورشي، متناسب به نياز هاي نسل قرن بيست ويكم بي درنگ تجديد اساسي وكيفي به عمل آيد. از دست آورد هاي علوم وتكنالوژي معاصر، به مقصد ساختمان مجدد وباز سازي ونوسازي افغانستان ويران شده، بدون هر گونه تعصب وتحجر قرون وسطايي به سود انقلاب علمي، فني وفرهنگي كشور بهره برداري عاقلانه صورت بگيرد. براي تربيت بدني وذهني نسل جوان كشور، ميدانها وكلوپ هاي ورزشي كتابخانه ها، فرائت خانه ها، اتاقهاي كنفرانس وديگر تسهيلات لازم عصري فراهم شود. اصول عالي اخلاقي، بويژه احترام به گوهر معارف اسلامي، سنن پسنديده ملي، وفادار به آرمان هاي صلح، آزادي، دموكراسي، ترقي وعدالت اجتماعي وملي، عشق به وطن، احترام به مقام والاي انسان، بويژه به انسان زحمتكش وكار دوست، در صفوف شاگردان، محصلان ونسل جوان افغانستان، تبليغ گسترده شود. كينه مقدس عليه شعله افروزان جنگ، آشتي ناپذيري بادشمنان مردم ووطن، نفرت از استبداد زن ستيزي ومرد سالاري، بيعدالتي در نسلهاي امروز وفرداي افغانستان ايجادوپرورش يابد.

منظور از مجاهد واقعي چيست؟

از دست آوردهاي عمده وفعلي يكي هم همين روش وشيوه هاي رسيدن به انتخابات است كه درسرراه ملت ومردم ماقرار دارد كه نبايد از طريق توسل به زور، زر تخريب وتوطيه صورت گيرد. نبايد گناه خودرابه دوش ديگران انداخت سياست كردن نبايد بي حرمتي به ديگران باشد، اينكه كسي مجاهد است ونيست قضاوت بمردم است زيرا در موجوديت اسلحه وفشار درمبارزه سياسي غير عادلانه قضاوت نمي شود. برخي ها بدون اينكه عواقب يك موضوع رابسنجند درگرماگرمي حوادث مي خواهند تحليل عميق از مسايل سياسي بنمايند. در حاليكه بدنه اصلي واساسي حكومت كرزي رامجاهدين تشكيل ميدهد. هدف برخي از رهبران معلوم نيست كه به كدام وزرا غير جهادي ميگويند تارديف بندي درست گردد. ازوحدت گروه ها وشخصيتهاي جهادي نام برده ميشود از خداوند متعال براي آنها توفيق مزيد درراه وحدت شان استدعا ميگردد. كسي ميگويد ديگر مجاهدين باكرزي نيست ودر شرايط كنوني نيازي به اقدام نظامي رانمي بيند.آيا آقاي كرزي، احمد ضيامسعود وخليلي مجاهدين نيستند؟ پس منظوراز مجاهدين كيست ومردم چه كسان رابه حيث مجاهدين بشناسند. دولت فعلي محصول كارنامه هاي تمام مجاهدين است ولي اينكه مجاهدين يكي را اصيل وديگري راغير اصيل معرفي مي دارند صرف ذهن مردم رامغشوش مي سازند. در آنصورت مردم حيران مي مانند كه عقب كي بروند كي راليدرورهبر حساب نموده وغمخوار آينده محاسبه بدارند. بعضي رهبران بدون اينكه دليل برگزار نشدن هردوانتخابات رااز نظريات مردم از طريق اخباروجرايد كشور بشنوند وآنرا مطالعه نمايند اصرار ميورزند كه هر دوانتخابات همزمان صورت گيرد تاآنهابتوانند مانند گذشته ها بوسيله ميل تفنگ وقدرت تفنگداران در مقامات دولتي دست يابند. اصيل ترين مجاهد آنست كه متكي برنفس بوده درزمان قدرت خداوند[ج] ومردم را فراموش نكرده به بيت المال خيانت نورزد وبه نفع خودسؤ استفاده نه نمايد . در وضعیت فعلی عدم موفقيت كابينه ناشي از اختلافات داخل كابينه است زيرا پروگرام جمع آوري اسلحه تطبيق نگرديد ووزارت های دفاع وداخله هیچ کاری را دراین عرصه پیش برده نتوانستند. مجاهدين آزادي واستقلال در زمان جنگهاي استقلال بعد از شكست قواي بريتانوي اسلحه رابرزمين گذاشتند به عقب كشت وكار خود رفتند امايك تعداد مجاهدين عصرامروز كه ديگر كمونيزم وتروريزم به زعم آنها  شكست خورده است اسلحه را برزمين نمي گدارند زيراكه از آن به نفع شخصي خود بيشتر سود ميبرند. وتا ابدالعمرمی خواهند در قدرت بمانند وفرزندانشان نیز حاکم کشورگردد.

دموكراسي وزمينه هاي رشد آن در كشور

 ديروز شعار هاي ديگري از زبان وقلم فرهنگيان افغانستان مي بر آمد، اما امروز دربرخي شهر هاي افغانستان وبه ويژه كابل سخن از دموكراسي است. حلقات سياسي، نهاد هاي اجتماعي، محافل روشنفكري بسياري در ميان محصلان، متعلمان، نظاميان، ژورناليستان وكارمندان مطبوعات از دموكراسي حرف مي زنند ودر نوشته هاي زيادي از واژه دموكراسي استفاده برده مي شود. ولي آيا همه به مفهوم واقعي كلمه دموكراسي ونوعيت كار كرد پي مي اريم؟ دموكراسي به مفهوم واقعي كلمه، حكومت مردم بر مردم را گويند كه در آن حاكميت به تمام مردم تعلق دارد. دموكراسي روي اصل احترام، آزادي ومساوات استوار است. در نوع دموكراسي مستقيم هر فرد خود عملا درحاكميت سهيم ميگردد. در دموكراسي واقعي ونمونه افراد جامعه نمايندگان شانرا در يك انتخابات آزاد انتخاب مي كنند واين نمايندگان به نمايندگي مردم خود حاكميت ملي را تطبيق مي نمايند، انواع ديگر دموكراسي عبارت اند از دموكراسي ليبرال، دموكراسي تمثيلي، دموكراسي اريستوكراتيك( كه در آن اختيار حكومت به دست چند حانواده مقتدر ميباشد وهم قدرت بدست چند نفر محدود متمركز است.) يك نوع ديگر آن دموكراسي هاي اقتصادي ياسو سياليستي است كه بر اساس دكتورين ماركيسزم بوجود آمده بود كه فعلا در جهان كمتر مورد پذيرش قرار دارد. در كشور هاي كه دموكراسي استقرار دارد، به علتي توانسته اند از حقوق ملي اتباع خود دفاع كنند كه اين نظام هاي سياسي به حكومت مردم اعتقاد داشته ونظارت مردم رابر تصاميم وفعاليت هاي حكومت قانوناً احترام مي كنند. براي اين كه حقوق بشر را از دموكراسي تفكيك نماييم بايد پايه هاي اساسي دموكراسي را برشماريم.

1قدرت حاكمه مردم